مشکلات پرشین بلاگ

 

زمانی‌ که می‌خواستم وبلاگم را باز کنم کلی دل‌دل کردم که در کدام سرویس وبلاگ‌دهی خانه اجاره کنم. چون وبلاگ را در راستای کار تزم باز می‌کردم، پرشین بلاگ را به دلیل آشنا شدن با امتیازها، کمبودها و مشکلات اولین و پرمشتری‌ترین سرویس وبلاگ فارسی انتخاب کردم. هرچند که پرشین بلاگ از زمان شروع به کارش در خرداد ٨١ تا به حال پیشرفت کرده اما هنوز جای پیشرفت دارد. در نامه‌ایی تهدیدآمیز که رضا شکراللهی ده ماه پس از گشایش پرشین بلاگ به مدیران آن نوشته بود، اشکالات زیادی ذکر شده که الان بعد از گذشت چهار سال تقریباً تمام آنها رفع شده ولی هنوز اشکالات دیگر کم و بیش وجود دارد که اقلاً خودم به آن برخوردم. مثلا یک روز لج می‌کند و کلمهٔ عبور را قبول نمی‌کند هر چه هم قسم بخوری که این همان کلمهٔ عبوری‌ است که الان فرستادی روی ایمیلم باور نمی‌کند. باید یکی در روز صبر کرد تا از دنده راست بلند شود. یا یکی از دوستانم می‌گفت که وقتی وارد صفحهٔ مدیریت وبلاگش می‌شود عملاً هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد. یعنی یک ضربدر کوچک روی صفحه‌اش وجود دارد و نه می‌تواند بنویسد، نه قبلی‌ها را ویرایش کند و نه هیچ کار دیگر. به صفحهٔ سوال و جواب مراجعه کرده و دیده که خیلی ‌ها همین سوال را پرسیده‌اند و جواب گرفته‌اند که اشکال از خط یا دستگاه یا ...است که دوست من هیچکدام از این مشکلات را نداشت.بعد از مدت زیادی بالاخره مجبور شد به سرویس دیگری کوچ کند. من وقتی در دی ماه بعد از پنج ماه ماندن در ایران و ننوشتن دوباره شروع کردم، دیدم بایگانی وبلاگم ناپدید شده است. هرچقدر هم به مدیران پرشین بلاگ ایمیل زدم یا در صفحهٔ سوال و جواب مطرح کردم جواب نگرفتم. تا اینکه وبلاگ مدیران پرشین بلاگ (ظاهرا از فروردین امسال) باز شد که به مشکلات کاربران مستقیما پاسخ می‌دهند و انصافا هم مشکل گشایی می‌کنند ( فکر کنم لازم باشد برای شناخت مشکلات سرویس دهنده‌ها با وبلاگنویسان آن سرویس‌ها مصاحبه کنم). بهرحال دستشان درد نکند که بایگانی من را هم برگرداندند سر جای خودش. از همه بیشتر دلم برای اولین و کوچکترین یادداشتم می‌سوخت که ملهم از تورات بود!

 

  
نویسنده : ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۳٠
تگ ها : وبلاگ


به مناسبت تولدی مبارک

 از هر چه (که به «وار» (وبلاگ، ارتباطات، رسانه‌ها) مربوط نیست) بگذرم، از این غزل قند پهلوی دکتر سروش نمی‌گذرم.

 

در خطاب به خاتم رسولان

غزل واره پایان دیوان نبوت

 

خرد آن پایه ندارد که برو پاى گذارى
بختیارى تو و بر مرکب اقبال سوارى
چون توان در تو رسیدن؟ به دویدن؟ به پریدن؟
نور پایى که چنین با دگران فاصله دارى
لیله القدر وصال تو چه فرخنده شبى بود
تا چه دیدى که چنین مستى و پرشور و شرارى
شعله در خرمن تاریکى تاریخ فکندى
چشم بیدار زمان بودى و خسبیده به غارى
از اشارات تو روشن شده چشمان بشارت
طرفه فانوسى و آویخته بر طرفه منارى
نه دل من طرب آلود نگاه و نفس توست
از نگاه و نفست حق به طرف آمده، آرى
به شفاخانه قانون تو افتاد نجاتم
کیمیایى است سعادت ز فتوحات تو جارى
اى غزلواره پایانى دیوان نبوت
حجت بالغه شاعرى حضرت بارى
دولتى! اختر اقبال بلندى که بخندى
رحمتى! سینه آبستن ابرى که ببارى
شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنانى
کوثر خلد نشان سدره ى معراج تبارى
مژده یى اختر سعدى جرسى نعره ى رعدى
آفتابى، سحرى، خنده صبح شب تارى
یوسفستان جمالى هنرستان خیالى
شکرستان وصالى ز شکر شور برآرى
روح عشقى، هنرى خمر خرابات طهورى
نفحات شب قدرى نفس سبز بهارى
همه اقطار گرفتى، همه آفاق گشودى
به جهادى و مدادى و کتابى و شعارى
توسن تجربه، اى فاتح آفاق تجرد
در شب واقعه راندى ز مدارى به مدارى
ز سوادى به خیالى، ز خیالى به هلالى
پاى پر آبله جبریل و تو چالاک سوارى
بال در بال ملائک به تماشاى رسولان
طائر گلشن قدسى تو و خود عین مطارى
به تجمل بگذشتى به جلالت بنشستى
بر چنان خوان کریمى و چنان خیل کبارى
میهمان حرم ستر و عفاف ملکوتى
در تماشاگه رازى و تماشاگر یارى
با ظلومان و جهولان و منوعان و جزوعان
مهربان باش چو بر حمل امانت بگمارى
تو بر ارکان شریعت نزدى سقف معیشت
سیر چشمى تو، رسالت ز تجارت نشمارى
به خدایى که تو را شاهد سوگند قلم کرد
که حریفان قلم را به فقیهان نسپارى...

 

منبع روزنامه شرق

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢٥
تگ ها : بیان خود


برلوسکنی و رسانه‌های ایتالیا

 

خوشحالم که برلوسکنی انتخابات پارلمانی را باخت. رقیبش پرودی را نمی‌شناسم ولی هر چه باشد دست برلوسکنی را از سلطنت بر رسانه‌های ایتالیا کوتاه می‌کند. برلوسکنی میلیاردری است که مهمترین رسانه های ایتالیا را در دست دارد. از١۲ شبکهٔ ملی ایتالیا سه شبکه خصوصی  (Canal 5, Italia 1, Rete 4) در دست اوست که مدیریت دو تای آن بعهدهٔ پسرش است. سه شبکهٔ دولتیRAI TV هم تحت کنترل اوست. دختر برلوسکنی رییس غیر اجرایی گروه انتشاراتی  Mondadoriاست که منتشر کنندهٔ کتاب و بیشتر از ۵٠ عنوان مجله است. لوموند دیپلماتیک توضیح می‌دهد که چطور برلوسکنی طرح پارلمان را رد می‌کند تا سلطه‌اش بر رسانه‌ها کم نشود. یک استاد دانشگاه ایتالیایی می‌گوید:« تلویزیون نقش مهمی در استراتژی برلوسکنی بازی می‌کرد. نصف ایتالیایی‌ها شبکه‌های او را نگاه می‌کنند و به او رای می‌دهند. برلوسکنی روی آنها کار می‌کند و آنها را در رویا فرو می‌برد. این همان مکانیسم تبلیغات است». دیروز در رادیو شنیدم که تلویزیون ایتالیا در روزهای آخر به شدت به نفع او تبلیغ می‌کرد. خیلی زور دارد که این همه وسیله داشته باشی و به دردت نخورند. امیدوارم شر مافیای برلوسکونی‌ها از سر همهٔ کشورها کم شود.

 

مرتبط

غول رسانه ای ایتالیا در تنگنا دات

بار دیگر برلوسکونی روزنامه‌نگار جوان

 

  
نویسنده : ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢۳
تگ ها : رسانه


این فرانسهٔ نفرین شده

 

 مدتهاست که فرانسه پشت سر هم بد می‌آورد. شروعش رای «نه» در همه پرسی قانون اساسی اروپا در ماه مه پارسال بود که باعث شد فرانسه از جملهٔ معدود کشورهایی شود که در تدوین و اجرای قانون اساسی نقشی ندارند و در نتیجه به انزوا کشیده می‌شوند، دو روز بعد از این ماجرا نخست وزیر وقت استعفا داد. بعد انتخاب میزبان بازی‌‌های المپیک ٢٠١٢ بود که در حالیکه پاریس برای جشن گرفتن پیروزی آماده می‌شد انگلیس به عنوان میزبان انتخاب شد. در اثبات بدشانسی فرانسه همین بس که انفجارهای لندن درست فردای این انتخاب( ٧ ژوییه) اتفاق افتاد. یعنی اگر  تاریخ این انتخابات یک روز دیرتر بود به احتمال خیلی زیاد عدم امنیت لندن باعث از دست دادن شانس میزبانیش می‌شد. در ماه نوامبر هم که آشوبهای محله‌های فقیرنشین و آتش سوزی و خرابکاری شروع شد. تازه همه داشتند نفس می‌کشیدند که تظاهرات دانشجویان و دبیرستانی‌ها و اعتصابهای مختلف شروع شد که از سال ١٩۶٨ بی‌سابقه است. این آخری که همچنان ادامه دارد و کار به جایی رسیده که نخست وزیر تهدید کرده که اگر حرفش به کرسی ننشیند استعفا می‌‌دهد. از آن طرف هم دانشجویان و سندیکاها کوتاه نمی‌آیند و می‌گویند قانونی را که باعث می‌شود جوانان زیر بیست سال می‌توانند  در دو سال اول استخدامشان بدون دلیل اخراج شوند را قبول ندارند و قانون باید لغو شود.به بازبینی قانون هم راضی نشدند. در دانشگاه‌ها را تخته کرده‌اند (به معنای واقعی، یعنی با میز و صندلی جلوی درها را سد کرده‌اند) و کلاس نمی‌روند. در بعضی شهرها حتی دو ماه است که کلاس تشکیل نمی‌شود و تظاهرات و اعتصاب و گاز اشک‌آور و ویترین شکستن اعصاب همه را خرد کرده. خلاصه شیر تو شیری است وصف نشدنی.

 

لویی ١۴ کجایی که فرانسه‌ات را بردند!

 

  
نویسنده : ; ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱۸
تگ ها : فرانس


روانشناسی وبلاگ‌های نوجوانان فرانسه

 نوجوانان فرانسوی (١۷ـ ١۲سال) اکثریت جمعیت وبلاگنویس فرانسوی را تشکیل می‌دهند. نتی‌زن ماه مارس به بررسی پدیده وبلاگ نوجوانان پرداخته و من از آنجا که کمتر چیزی در مورد روانشناسی وبلاگ خوانده‌ام، خلاصه یکی از این مقالات را که در این باره است در اینجا می‌آورم.

 

وبلاگ اتاق مجازی نوجوانان

می‌گویند وبلاگ خاص نوجوانان است چرا که بوسیله آن می‌توانند در خارج از دنیای بزرگسالان و والدینشان زندگی کنند. با این حال من فکر می‌کنم این نوجوانان مخفیانه آرزو می‌کنند که پدر و مادر وبلاگشان را بخوانند و با آنها صحبت کنند. این دفترچه خاطرات اینترنتی قبل از هر چیز مشکلات ارتباطی موجود بین افراد خانواده را نشان می‌دهند، اما نمایانگر خانواده‌هایی هم هستند که اعضائش همه چیز را به یکدیگر می‌گویند. بنابران وبلاگ می‌تواند وسیله‌ای برای فرار کردن از این کنترل پدر و مادر و نشان دادن خود به ‌طورعمومی باشد.

نوجوان به وسیله وبلاگ می‌تواند به نوعی رنجش را به نمایش بگذارد. مثل کلمانس ١۴ ساله که قبل از خودکشی روی وبلاگش نوشت قصد انجام چه کاری را دارد. نوجوان می‌تواند استفاده ناامیدانه یا برعکس کاملا مثبت از وبلاگ بکند. چرا که د رسنی است که باید تصویر کودکی را کنار بگذارد و به طرف بزرگسالی قدم بردارد. نوجوان این نیاز را در خود حس می‌کند که بطرف گروهی برود که مانند پاکت نامه اورا در بر بگیرد. او در وبلاگ می‌تواند چیزی از این میل در گروه بودن را پیدا کند و آن را برجسته کند: در عکس‌ها خود را بین دوستانش یا ستارگان مورد علاقه‌اش نشان می‌دهد یا اتاق گفتگو باز می‌کند. در سنی که نوجوان از تصویر خود رنج می‌برد وبلاگ این امکان را در اختیار او قرار می‌دهد که با تصویر وجود داشته باشد. این شاید نوعی خود عریانی سالم است، نوعی تعالی است، وسیله‌ایی برای یادآوری اینکه چه هستند، بی‌خجالت و بدون آرایش.

بسیاری از نوجوانان و حتی بزرگسالان از تصاویر بت‌ می‌سازند تا بر اضطراب‌های ناشی از جدایی فائق شوند. در حالیکه توهم‌ها، فشارهای تهاجمی و فشارهای مرگ را تجربه می‌کنند، تصویر برای آنها وسیله باقی ماندن در زندگی است. خوددرمانی با وبلاگ از همین جا ناشی می‌شود: من ناراحتی‌هایم را توضیح می‌دهم اما حداقل بوسیله ناراحتی‌هایم وجود دارم! افراد جستجو می‌کنند و با کمبودها سرگرم می‌شوند تا چیزی از این خلا را پیدا کنند، چرا که در این حوزه مجازی مقوله ای از این «چیز دیگر» وجود دارد. پس وجود وبلاگ تنها در آیینه بودن خلاصه نمی‌شود. وبلاگ به ‌دلیل همین «چیز دیگر» روانی باعث می‌شود که وبلاگنویس بطور روانی از بعضی اجبارها یا ممنوعیت‌ها رهایی پیدا کند. قرار دادن بخشی از ممنوعیت‌ها یا ترسها در دنیای مجازی می‌تواند تاثیرات مثبتی در واقعیت زندگی واقعی داشته باشد. بعد از سعی بسیار برای فرار از واقعیتی سنگین، وبلاگنویس به لطف دنیای مجازی می‌تواند خود را برای زندگی از نوع دیگر در دنیای حقیقی آماده کند. واضح است که توسل به وبلاگ بیانگر نه تنها جستجوی بهترین احساس نسبت به خود است، بلکه نیاز به پر کردن خلائی است که از آن حرف می‌زدم.

Michael Stora  ،نویسنده این مطلب ،روانشناس و روانکاو کودکان و نوجوانان است. او علاقمند به تحقیق در مورد بازی‌های  ویدئویی و تاثیرات آنهاست. کتابش «درمان به وسیله دنیای مجازی» دامنه کارش رانشان می‌دهد و توضیح می‌دهد که « وارد عمل شدن در دنیای مجازی می‌تواند تاثیرات درمانی داشته باشد.»

عکس از وبلاگ نتی‌زن

  
نویسنده : ; ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٤
تگ ها : وبلاگ ، بیان خود


سالنامه نویسی برای اعتلای وبلاگستان

پیش درآمد: بدلایل مختلف و در عین حال بیخود از سرزدن به وبلاگم غافل بودم و نمی‌دانستم از این به بعد برای انتشار نظرات خوانندگان  باید آنها را تایید کرد. بنابراین از همه کسانی که برای یادداشت قبل پیام گذاشتند و تا به حال پیامشان منتشر نشده بود عذر می‌خواهم.   

بهار آمد و شمشاد‌ها جوان شده‌اند و سیبستان شکوفه کرده‌است و باغبانش یک جعبه از سیب‌های پارینه را دستچین کرده و تحت عنوان «سال‌ ـ نامه» تقدیم مهمانان نوروزی می‌کند. باغبان مهدی جامی، که همیشه یادداشت‌هایش در مورد وبلاگ به درد من خورده، این بار در یک اقدام سیبستانی از همه وبلاگنویسان، به خصوص اَبَروبلاگها، خواسته تا از یادداشت‌های هر ماه  سال۸۴  یک الی سه یادداشت مفهوم ساز انتخاب کرده و یک سالنامه تشکیل دهند.

من در ضمن اینکه امیدوارم منظور سیبستان را از «مفهوم سازی» درست فهمیده باشم، توضیحی به آن اضافه می کنم. به نظر من بحث ‌هایی که در وبلاگستان روی می‌دهند، یا به قول سیبستان نوعی «مفهوم سازی»اند (یعنی از قبل موضوع خیلی برجسته‌ای نبوده‌اند و این وبلاگ‌ها هستند که این موضوعات را پررنگ می‌کنند)، یا بحث‌هایی است که در جامعه یا رسانه‌ها وجود داشته و بازتابش را می‌توان در آیینه وبلاگ‌ها دید. معمولا بحث‌هایی که در جامعه یا رسانه‌های ایرانی نوعی تابو به شمار می‌روند، خوراک خوبی برای یادداشت‌های مفهوم سازانه در وبلاگ هستند: یادداشت‌های سیاسی (انتقاد یا مخالفت با رژیم)، اجتماعی (همجنسگرایی)، مذهبی (کمونیسم) و غیره. بیشتر هم اینطور شروع می‌شود که یکی از اَبَر وبلاگ‌ها درباره آن ‌چیزی می‌نویسد و یا لینک یک وبلاگ کمتر شناخته شده را در وبلاگش قرار می‌دهد و بحث شروع می‌شود. البته این  بحث‌ها می‌توانند از نوع تابو نباشند مانند بحث‌هایی که راجع به زبان وبلاگی در این چند سال رخ داده است. در هر حال آن چه مهم است اینست که این بحث‌ها به قول فرانسوی‌ها  اوریژینال هستند و با وبلاگ امکان جان گرفتن آنها میسر می‌شود. بحث‌های نوع دوم بحث‌هایی هستند که انعکاس زندگی روزمره‌ و مجادلاتش هستند که در وبلاگ تکرار می‌شوند. مثل بحث‌هایی پیرامون انتخابات ریاست جمهوری، عید نوروز، کاریکاتورهای توهین‌آمیز پیامبراسلام و غیره. این‌ها بحث‌هایی هستند که در حوزه عمومی و رسانه‌های ایرانی وجود دارند و با وبلاگ‌ها امکان پروراندن بیشتر و انتشار دادن آن در سراسر دنیا میسر می‌شود. من نمی‌دانم این سری بحث‌ها در تعریف «مفهوم سازی» باغبان مهدی جامی می‌گنجد یانه. امیدوارم حالا که آتشش را روشن کرده، آتشبانش هم باشد و توضیحات بیشتری بدهد، چرا که بحث جالبی است.

حالا سالنامه نوشتن به چه دردی می‌خورد؟ ارائه منتخبی از مهمترین یا مفهوم سازترین بحث‌هایی که در وبلاگمان ارائه کرده‌ایم به شناخت بیشتر وبلاگستان و در نتیجه شناخت خودمان و جامعه ایرانی کمک می‌کند. با تهیه یک لیست از تمام سالنامه‌ها و تحلیل آنها می‌توان فهمید بیشتر چه نوع بحث‌هایی و در چه زمینه‌ایی در وبلاگستان در می‌گیرد، جهت‌گیری‌ها به چه سمتی است، چه تعداد از وبلاگ ها وارد بحث می‌شوند، آغازگر بحث که بوده و با چه انگیزه یا مناسبتی در گرفته، آیا دامنه بحث‌ها به جامعه کشیده شده و تاثیر گذار بوده یا نه و بسیاری موارد دیگر که شاید هر کدام به نوعی در شناخت پدیده وبلاگ ایرانی و دلایل استقبال و گسترش آن در طی این چند سال کمک کند. 

بهرحال من امیدوارم تعداد زیادی از وبلاگنویسان این دعوت را اجابت کنند، در بلاگ نیوز هم تبلیغ می‌کنم و شاید اگر تعداد این سالنامه‌ها زیاد شد و استاد نفس‌گیرم کمی کمتر از من کار خواست، با استفاده از این سالنامه ها تحلیلی از وبلاگستان سال۸۴ بکنم.

  
نویسنده : ; ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٧
تگ ها : وبلاگ