آزادی خبرنگار فرانسوی و راهنمای عراقیش

 

دیروز مشغول ظرف شستن و رادیو گوش کردن بودم که ناگهان برنامه اصلی قطع شد و مجری اعلام کرد که فلوارنس اُبنا Florence Aubenas خبرنگار روزنامه لیبراسیون و حسین حنون راهنما و مترجم عراقیش که ۱۵۶ روز پیش در عراق به گروگان گرفته شده بودند، ازاد شدند. هر کس دیگری جای من بود و هر روز عکسهای بزرگ و کوچک انها را بردر و دیوار دانشکده می دید و یاد زندان های عراق بر روحش سوهان می کشید، از شنیدن این خبر خوشحال می شد. من هم خوشحال شدم. خیلی.

 

 

 

چیزی که در مدت این پنج ماه توجه مرا جلب کرد، حمایت عظیم مردم از این دو گروگان بود و اینکه چقدر جان یک انسان در این مملکت ارزشمند است، مخصوصاً اگر این یک نفر خبرنگاری باشد که برای اطلاع رسانی به دیگران جانش را به خطر می اندازد.

 

از همان روز های اول اسارت، در کنار سیاستمداران که ابزار آزاد ساختن آنها را فراهم می کردند، از خبر نگاران بدون مرز و کمیته حمایت از این دو گروگان گرفته تا مردم عادی فرانسه، همه بسیج شدند و تا لحظه آزادی دست از حمایت آنها بر نداشتند، اخبار های رادیو و تلویزیون تقریبا هر روز اعلام می کردند که یک روز دیگر به دوران اسارت انها اضافه شد، پرتره آنها در همه جای فرانسه حتی در کوچکترین روستاها نصب شده بود، بمناسبت های مختلف دور هم جمع می شدند و بادکنک هایی را که بر روی ان نام فلورانس و حسین چاپ شده بود هوا می دادند، راهپیمایی می کردند، کنسرت می دادند حتی قرار بود جشن موزیک را که هر سال ۲۱ژوئن در فرانسه بر گذار می شود تقدیم آنها کنند.

 

در جشن موزیک، نوازندگان و خوانندگان حوالی غروب به خیابان ها می آیند و در گوشه وکنار شهر شروع به زدن و خواندن می کنند . اینبار قرار بود راس ساعتی معیّن تمام فرانسه آهنگ « دوستان، هیچوقت فراموشتان نمی کنم Vous les copains, je ne vous oublierai jamais » را به یاد این دو گروگان بنوازد که خوشبختانه کار به انجا نکشید و فلورانس اُبنا برگشت، با چهره ای که چند سال پیر تر بنظر می رسید اما همچنان شوخ و پر انرژی، پنج ماه تمام با دست و پا و چشم های بسته در اتاقی کوچک با چند گروگان دیگر زندانی بوده و حق راه رفتن و حرف زدن نداشته اما چنان با روحیه و خندان بود که ادم فکر می کرد ازتعطیلات برگشته است. از معدود حرف هایی که زد این بود که هر بار که در فرانسه حرکتی برای حمایت از ما می شد، ربایندگان تحت تاثیر قرار میگرفتند و گفت : « اعتراف می کنم که تا بحال هر بارکه در حمایت از کسی تظاهراتی به پا میشد، من مسخره می کردم که این چیز ها به هیچ دردی نمی خورد ولی از این به بعد خودم اولین آنها خواهم بود.» و ازآنجا که از همان لحظه رسیدنش با خنده و شوخی به خبرنگاران پاسخ می داد در رادیو شنیدم که گفته: « این گروگانگیرها دو تا خود کار نقرهای و رژ لبم را از من گرفتند!» قرار است فردا مصاحبه مطبوعاتی داشته باشد. حسین حنون که ترجیح داده نزد خانواده اش در بغداد باقی بماند گفته است که دیگرقصد کار کردن برای رسانه ها را ندارد و در اولین فرصت بهمراه خانواده اش از بغداد خارج خواهد شد. روزنامه لیبراسیون هم قول داده که از او در سفارت فرانسه حمایت کند. نکته ای که برای من جالب بود این است که در اقداماتی که برای آزادی و حمایت از فلورانس اُبنا در فرانسه انجام شد نام حسین حنون، با اینکه عراقی بود،انصافاً هیچوقت فراموش نشد.

 

وزیر امور خارجه فرانسه تا قبرس به استقبال فلورانس اُبنا رفت و ژاک شیراک اولین کسی بود که در فرودگاه به او خوش آمد گفت.

 

در دفتر لیبراسیون جشن بود،همکاران فلوارنس اُبنا از جمله مدیر مسئول آن که بارها برای آزادی به عراق رفته بود، از خوشحالی سر از پا نمی شناختند . نام روزنامه لیبراسیون(آزادی) که در دوران پس از جنگ جهانی بوجود امد، در این روز ها نام با مسمایی است.

 

 

عکس ها از روزنامه لیبراسیون

  
نویسنده : ; ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢۳
تگ ها : فرانس