جانور

من نه سیاستمدارم،‌نه سیاست‌شناسم، نه علوم سیاسی خوانده‌ام. اما برای اینکه بفهمی نیکلا سارکوزی از حیله‌گرترین رییس‌جمهورها و شاید انسانهاست هیچکدام اینها لازم نیست و همین شش ماهی که از ریاست جمهوریش می‌گذرد کافی است.

 

از اینکه به رتوریک (که به "فن بیان" معروف است اما به نظر من معنای درستش "فن بیان استدلال" است) مسلط است شکی نیست. یعنی وقتی جلوی دوربین قرار می‌گیرد و خبرنگاری سوالی می‌پرسد، بیشتر وقتها حتی منی را که دارم با بدبینی به او گوش می‌‌دهم قانع می‌کند. به عبارت دیگر به طرز فوق‌العاده‌ای استدلال می‌کند و مخاطب را قانع می‌کند (اگر اینطور نبود که انتخابات را با فاصله زیاد از رقیبش نمی‌برد). اما وقتی برمی‌گردی و زندگی فرانسوی‌هارا نگاه می‌کنی می‌بینی که همچنان از دردهای مرفهین بی‌درد کم می‌شود و بر آسیبهای قشر آسیب‌پذیر اضافه. بگذریم.

 

دو موردی را که من را بیشتر از هر مورد دیگر متوجه زرنگیهای سیاستمدارانه‌اش کرده اینجا می‌نویسم. اولی ماه قبل اتفاق افتاد که قرار بود فرانسهٔ اعتصاب‌دوست یک اعتصاب بزرگ کشوری برگزارکند. این اعتصاب اولین اعتصاب مهم در زمان ریاست جمهوری سارکوزی محسوب می‌شد. رسانه‌ها بر طبل کوبیدند که این اولین امتحان بزرگ برای سارکو و دولتش است و همه منتظر بودیم که ببینیم چه می شود. این توضیح را هم بدهم که هر چه اعتصابها گسترده‌تر انجام شوند، دولت بیشتر مجبور می‌شود در برابر خواست مردم انعطاف نشان دهد. حالا از کجا می‌فهمیم که اعتصابها وسیع و سخت بود؟ از بازتاب آن در رسانه‌ها. یعنی هر چه رسانه‌ها های و هوی بیشتری راه بیاندازند و اعتصابها را بیشتر نمایش بدهند، خطر تجدید یاتمدید آنها بیشتر می‌شود و بیشتر به ضرر دولت تمام می‌شود. خب، فکر می‌کنید روز آن اعتصاب بزرگ چه اتفاقی افتاد؟ خبر طلاق سارکوزی و زنش در راس اخبار قرار گرفت. روزها بود که شایعهٔ این خبر در رسانه‌ها پخش بود اما کاخ الیزه، سخنگوی دولت و تمام سیاستمداران نزدیک به او از هر گونه تفسیری ممانعت می‌کردند. نگو که به این روز مهم اختصاص داده شده بود. من بلافاصه یاد شادروان ملکه دیانا افتادم. مدتی بعد از طلاقش از پرنس چارلز، قرار بود کمیلا (محبوبهٔ چارلز) جشن تولدی بگیرد. دیانا برای اینکه حالشان را گرفته باشد و نگذارد که خبر خوشگذرانی آنها در راس اخبار رسانه‌ها واقع شود، کنار دریا با لباس شنای محیرالعقولی (!) ظاهر شد و عکاسهای رسانه‌های مختلف را هم خبر کرد. چون اولین بار بود که او اینگونه جلوی دوربینها ظاهر می‌شد قاپ دوربین رسانه‌ها و خبر اول آنها را دزدید. به همین ترتیب سارکوزی که می‌دانست از خبر طلاقش (از زنیکه چند ماه قبل لپش را جلوی دوربین می‌کشید) استقبال می‌شود، راه خوبی را انتخاب کرد که خبر اعتراض مردم خیلی مهم جلوه داده نشود یا حداقل تحت تاثیر قرار گیرد. 

 

دوم اینکه مدتی است که رسانه‌ها بر طبل می‌کوبند که سارکوزی بیش فعال است. همه جا هست. هر جا که شورشی شده، مشکلی هست،‌ زندانی‌یی هست، خبر مهمی هست او هم هست. از دهات فرانسه بگیر تا امریکا و آفریقا. از هفت صبح تا نصفه شب. خلاصه ما مخاطبین رسانه‌ها هم شاهد بودیم «سارکوزی اینجا، سارکوزی اونجا، سارکوزی همـــــــــــــه جا». عجب آدم پرکاریست بندهٔ خدا. حتی به او ایراد گرفتند که نان وزیرهایش را هم آجر می‌کند چون بعضی از این کارها کارهای وزراست. بعد آدمهایش آمدند و توضیح دادند که "چه اشکالی دارد که رییس جمهور پرکاری داشته باشیم. زیاد کار کند یک چیزی می‌گویید. کم کار کند یک چیز دیگر". حالا نگو که اینها همه زمینه‌سازی بود. چند روز پیش خبر آمد که حقوق سارکوزی زیاد شده. از هشت هزار یورو به بیست و یک هزار یورو رسیده؛ یعنی صد و هفتاد درصد بیشتر شده است. البته کلی هم دلیل آوردند از جمله اینکه کار ریاست جمهوری کار سختی است و حقوقش باید در شأنش باشد. من مخاطب هم که از ماهها قبل در ذهنم تصویر یک سارکوزی فعال ثبت شده می‌گویم بله، این بیچاره همه‌اش در حال کار است. و بدین ترتیب زیاد شدن چشمگیر حقوق سارکو سر و صدای زیادی به پا نکرد. یعنی من اینطور فکر می‌کنم. سارکوزی نه تنها در تک تک جملاتش که در همه اعمال و رفتارهایش از رتوریک بهره می‌گیرد.

 

  
نویسنده : ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱٩
تگ ها : ارتباط