بین دیوارهای یک کلاس

توی این هیر و ویری که با یک دست دارم می‌زنم توی سر تزم و با دست دیگر توی سر مقاله‌هایم و چند تا دست دیگر قرض کرده‌ام برای زدن توی سر بقیه چیزها، توفیق اجباری دست داد که بروم سینما. رفتیم تماشای فیلم "بین دیوارها" که امسال در جشنواره کن نخل (آب) طلا گرفت. همین که شنیدم این فیلم که موضوعش وقایع یک مدرسه "سخت" در فرانسه هست این جایزه را گرفته گفتم هوم بعد از فارنهایت 9.11 مایکل مور و پرسپولیس مرجان ستراپی (و غیره؟)، باز هم یک جایزه سیاسی دیگر!

 

یکی از مشکلات اجتماعی فرانسه بخشی از نسل سومی‌های مهاجرین عرب و سیاه هستند که آشوب می‌کنند و آتش می‌زنند و خرابکاری می‌کنند. همان مساله ادغام نشدن. هرازچند گاهی هم در تلویزیون می‌شنویم که یک جوان "مهاجر تبار" در مدرسه زده زیر گوش معلمش که اکثرا هم زن هست. مدارسی که در مناطق "سخت" فرانسه واقع شدند خیلی بین معلمین طرفدار ندارند. مشهورند که در آنجا به معلم بی‌احترامی می شود. شاگردها درس نمی‌خوانند. مواد مخدر مصرف می‌کنند و... متخصصین هم که طبق معمول  همیشه در پی آنند که راه‌حلهایی پیدا کنند که آنها را از این وضع نجات دهند که کشورشان از شر فعلی و آتی این خلافکاران بالقوه در امان بماند. یکی از راهها معرفی الگوها و آدمهای موفق از بین خودشان هست. گاهگاه در اخبار و این ور و آن ور می بینیم که مثلا آتش نشان، خواننده یا شاگرد ممتاز عرب یا سیاه را در تلویزیون نشان می‌دهند. وقتی هنرپیشگان آماتور این فیلم که واقعا هم از محله‌های فقیرنشین حومه پاریس و اصلا مال خود همان مدرسه بودند با خوشحالی جایزه را دردست گرفتند و ذوق کردند من فکر کردم که این فیلم را "برنده‌اوندند" که باز الگوسازی کنند و جنبه‌های مثبت و استعدادهای جوانان محله های سخت باز نقل رسانه‌ها شود. اما تماشای فیلم من را قانع کرد که این فیلم شایستگیهای زیادی داشته.

 فیلم تعدادی اتفاقهای روزمره یک کلاس دوره راهنمایی را از آغاز سال تحصیلی تا پایان نقل می‌کند. چیزی که من را خیلی جذب کرد این بود که انگار مانند یک مشاهده‌گر نامرئی یک گوشه کلاس نشسته‌ام و دارم حاضر جوابیهای شاگردهای گستاخ را با معلمشان از نزدیک می‌بینم و لذت می‌بردم که معلم هم پا به پای بچه‌ها پیش می‌رود و در یکی به دو کردن کم نمی‌آورد و در عین حال چیزهای زیادی اعم از درس و غیر درس بهشان می‌آموزد. گویا کارگردان هر چند که فیلم‌نامه‌ای داشت اما گذاشته بود کلاس سیر طبیعیش را بگذراند و خیلی دخالت نمی‌کرد. فکر کنم بخاطر همان بداهه‌گوییهاست که بازیها اینقدر طبیعی به نظر می‌رسند و به دل می‌نشینند. یک چیز دیگرش این بود که عدالت بین معلم و شاگردها را هم رعایت کرده بود. یعنی هم به نعل زده بود هم به میخ. هم شاگردهای گستاخی رانشان داد که به معلم بی‌احترامی می‌کنند هم معلم را که به دو دختر دانش‌اموز بخاطر اینکه در جلسه دیروزی زیاد هرهر کرکر کرده بودند نسبتی زشت داد. و بعد که دانش آموزان خبر را برای مدیر بردند مجبور به جواب دادن شد در حالیکه نمی‌خواست مسئولیت آن حرف را بپذیرد.

 

خوشم آمد که چنین فیلمی که انگشت روی نقطه‌ای حساس اجتماعی گذاشته برنده جایزه کن شده. با خودم فکر می‌کردم اگر این فیلم در ایران ساخته و پخش شده بود چه سر و صداهایی که نمی‌کرد. یک سری عربها و سیاهها اعتراض می‌کردند که به ما و فرهنگ و مدرسه و قومیتمان توهین شده. بعد معلمها اعتراض می‌کردند که به حرفه‌شان توهین شده. بعد هم مدافعین حقوق زنان که چهره بدی از زن نشان داده‌اند. آخرش هم به خاطر خواباندن سر و صداها از پرده نمایش حذف می‌شد و کارگردان و غیره شانس می‌آوردند اگر درس عبرتی بهشان داده نمی‌شد!

 

عکس از سایت فیلم

مرتبط      : فیلم «بین دیوارها»؛ مجموعه‌ای از موقعیت‌های آرمانی و تراژیک

  
نویسنده : ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۸
تگ ها : فیلم