لبخند دروّکن آقای کاردان!

من با نظرکاردان در مورد شبهای برره موافق نیستم. شبهای برره به نظر من طنز موفقی است. در کشوری که مردمش با گرفتاری ها و غصه ها دست و پنجه نرم می کنند، نشاندن  یک لبخند غنیمت است. تا هست خبر های سقوط هواپیما و زلزله و سیل و جنگ و مرافعه است. فرانسه که آمدم فهمیدم چقدر ما کمبود خنده داریم.اینجا از صبح تا شبت پر از لبخند است، همیشه جشن، همیشه خوشحالی. سلام کردنشان با لبخند، تلویزیونشان پر از لبخند، زندگیشان آمیخته با لبخند است. اما در ایرانی که مشکلات فراوان وقتی برای شاد بودن به آدم نمی دهد، وجود سریالی که جملات شخصیت هایش به تنهایی کافیست تا جمعی را بخنداند، خیلی بیشتر از لنگه کفش در بیابان است. این که پیر مردی بگوید «جیگر» عیب نیست و اصلا طنز همین جاست چون این کلمه مناسب سن او نیست. من هر جا «جیگر»  را می شنوم یاد چشمان از حدقه در آمده و پر از شیطنت سالار خان می افتم و می خندم. یا مثلا خنده دار نیست که کسی برای قمپز در کردن حرف قلنبه ای بزند و آدم بزند توی ذوقش و سادلوحانه بگوید:« حالا ایی که گفتی یعنی چه؟!»؟

 من بر خلاف کاردان «از خود عشق در وّ کردن» را ناسزا نمی دانم و« در وّ کردن» را در هر ترکیب دیگری که بشنوم می خندم چون ساختار زبانشناسانه جمله را به هم می ریزد و کلا« از خود در کردن» ترکیب خنده داری است! مخصوصا اگر با «عشق»، «شعر» و «حرف» ترکیب شود!  ماجراها و رفتار ها و عادت های شخصیت ها هم که اکثرا چیزهای خنده دار و غیرتکراری است. معتاد بودن نظام، فمینیست بودن سحرناز و راز جوان ماندن شادونه همگی خنده دار است. حیف که شبهای فرانسه بی برره و اینترنت فقط در دانشگاه است.

هر چند که با کاردان مخالفم، حرفهایش را به حساب حسودی نمی گذارم. او این حق را دارد که نظرش را بیان کند، مخصوصا این که از دست اندر کاران طنزتلویزیونی نیز است. بنظرم بهتر است به «نقد» غیر توهین آمیز انگ حسادت نزنیم و اجازه دهیم فرهنگ نقد و گفتگوی محترمانه رواج یابد.  

 

موضوعات مرتبط

 

وقتی کاردان، "کاردان" نیست  - نیک آهنگ کوثر


 درباره کسی چون داریوش کاردان ـ محمد جواد روح

پاچه خارهای جهان متحد شوید! - ابراهیم نبوی 

برره اسب تروای لاریجانی ـ حسین درخشان 

 خلقیات ما برره ای ها ـ میم نون

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱٧
تگ ها : تلویزیون