پروپاگاند

 این روزها دوستان زیادی ویدئوی مصاحبه های هموطنانم را که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود این ور و آن ور به اشتراک گذاشته اند یا می فرستند و توفیق اجباری نصیبمان می شود که ببینیم ملت خداجوی همیشه در صحنه وقتی جلوی دوربین تلویزیون قرار می گیرند چه می گویند. گاهی حتی اگر فرستنده یا به اشتراک گذارنده هم کامنتی خنده دار همراه ویدئو نکند بعضی از سخنان واقعا شنیدنی و خنده دار است و گاه آدم دردش می گیرد از اینکه می بیند کار تلویزیون مملکتی «اسلامی» به جایی کشیده شده که ناسزا و توهین را به راحتی از زبان مردمش می توان شنید. ولله آن اسلامی که ما شناختیم می گوید دشنام گویی گناه است. حالا چرا این کلمات بر زبان ملتی به اصطلاح مسلمان و تلویزیونی به قول خودشان اسلامی پخش می شود عاقلان دانند. (نسل ما که بزرگتر، مدرسه و رسانه اش می گفتند دشنام دادن کار بدیست این شد؛ خدا به داد بچه های این دوره برسد که از بزرگتر و رسانه اش چنین کلمات گوهر باری جاریست. چه بسا که در آینده مدرسه هم به صفوف این نهادهای خداجو اضافه شود و هر روز قبل از رفتن به کلاس درس مقدار متنابعی فحش به این و آن داده شود که آموزش ناقص نمانده باشد). من تحلیل آن مصاحبه ها را به واجدان شرایطش واگذار می کنم و به کلام شهروندان فرانسوی در مقابل دوربین اشاره می کنم که خودتان نتیجه مطلوب را بگیرید.

 برنامه ای در شبکه چهار تلویزیون فرانسه پخش می شود ( Action discrète*, Canal +, en claire) که کار چند طنزپرداز زبردست است. در یکی از قسمتها قرار است گزارشی تهیه کنند درباره بحثی که مدتیست سیاست و جامعه فرانسه را در بر گرفته: هویت فرانسوی.  لازم به توضیح است که با بالارفتن تعداد مسلمانان متشرع در فرانسه و دیده شدنشان در جامعه، سیاستمداران تصمیم گرفته اند دمکراتانه و در کمال ملایمت جلوی این مساله را بگیرند. لایحه ممنوعیت پوشیه در کشور، استقبال از ممنوعیت ساخته شدن مناره در سوییس و غیره در همین راستاست. در این راه مسلما از رسانه های و اللخصوص صحبتهای مردم عادی هم استفاده می کنند. این کمدین ها در این برنامه طنز نشان داده اند که سیاستمداران چطور از طریق رسانه حرف خودشان را از زبان مردم بیان می کنند یا بهتر بگویم، چطور عمل می کنند و حرف می زنند که مردم آن چیزی را بگویند که آنها می خواهند.

وارد بازاری در پاریس می شوند و خانم مسنی را هدف می گیرند و برایشان توضیح می دهند که از «وزارت کشور و هویت ملی» آمده اند و دارند آگهی تلویزیونی تهیه می کنند. و ادامه می دهد که به این نتیجه رسیده اند که تاکنون کسی نتوانسته بگوید چه کسی فرانسوی است، اما توانسته اند مشخص کنند چه کسی فرانسوی نیست. بعد از خانم خواهش می کند به این سوال پاسخ دهد: آیا فرانسوی بودن اینست که گوسفندی را سرببری و الله اکبر گویان از بالای مناره پرتاب کنی؟ خانم با لحنی اعتراض آمیز جواب می دهد: «آخر مگر شما تابحال در فرانسه دیده اید کسی این کار را بکند؟ گوسفند قربانی کند و از بالای مناره پرتاب کند؟» او هم خود را نمی بازد و می گوید «همین، سوال همین است!» و جواب می شنود که «سوال شما بی معنی است، شما می خواهید کاری کنید که من حرفی را بزنم که خودتان دلتان می خواهد بشنوید. این یک گزارش جهت دار است. متاسفم!» و می رود. و بعد آقایی را نشان می دهد که شاهد این گفتگو بوده و می گوید «شما می خواهید کاری کنید که او حرفی بزند که برای خودتان جالب است. خیلی عجیب است که وزارت کشور اینطوری راجع به هویت ملی بحث می کند. شما می خواهید به ما بگویید که مسلمانها فرانسوی نیستند. همین.»  و کس دیگری که می گوید «این هذیان های کمونیستی خودتان است و بس!».

بعد می رود سراغ خانم دیگری. توضیح می دهد « در جستجوی این هستیم که بفهمیم چه کسی فرانسوی نیست. مثلا اگر به شما بگویم پوشیدن برقه. آیا فرانسه این است؟» خانم می گوید نه. - اگر به شما بگویم ساختن مناره در مرکز شهر، ایا فرانسه این است؟ - نه. اگر به شما بگویم سربریدن گوسفند و الله اکبر گویان آن از بالای مناره پرت کردن  ، آیا فرانسه این است؟ - نه. در این جا فرد دیگری از گروه گزارشگران وارد می شود و می گوید ببخشید ببخشید، ایا می توانید مقابل دوربین بگویید فرانسه سربریدن گوسفند و الله اکبر گویان آن از بالای مناره پرت کردن نیست؟ و خانم دقیقا همین جمله را تکرار می کند. گزارشگر ادامه می دهد: «فرانسه سنگسار کردن همسر بخاطر اینکه نمی خواهد برقه بپوشد نیست!» و میکروفن را جلوی خانم می گیرد. در اینجای برنامه تصویر زن جایش را به آرم وزارت کشور می دهد و آهنگ ملایمی که فضای یک آگهی تلویزیونی را به یاد می آورد. یعنی از اینجای برنامه دارد به ما می فهماند که اینطور است که آگهی تلویزیونی ساخته می شود. و نوشته می شود: فرانسوی ها! این پیام خطاب به شماست. سپس همان خانم را نشان می دهد که محکم و قاطع جلوی دوربین می گوید «فرانسه سنگسار کردن همسر بخاطر اینکه نمی خواهد برقه بپوشد نیست!» آدمهای دیگری که شاهد این گزارش بودند هم قربانی های بعدی هستند و جملاتی از این دست را تکرار می کنند. جملاتی که اگر بدون این آماده سازی انجام می شد، مثل همان خانم مسن اول، با مقاومت فرد روبرو می شد.

فیلم ادامه پیدا می کند اما تا همین جا برای آنچه من می خواهم بگویم کافیست. اینکه چطور رسانه قدم به قدم پیش می رود که در اذهان رسوخ کند و گفتمانی را در جامعه جا بیاندازد. البته من به عنوان کسی که جایی آموزش دیده که محققین رسانه هایش مخالف صددرصد جبر تکنیکی و مک لوهان و امثالهم هستند، یعنی مخالف این هستند که رسانه ها اثری مستقیم و غیرقابل تردید بر مخاطبان دارند و آن را با تحقیقهای فراوانی ثابت کرده اند، باید باز تاکید کنم که رسانه را تنها عامل شکل دادن افکار در نظر گرفتن کاری اشتباه است. مخاطبین از قدرت درک و شعور برخوردارند و با توجه به پیش زمینه ذهنی و اطلاعات قبلی که دارند و با در نظر گرفتن کانتکس سیاسی و اجتماعی و فاکتورهای دیگر، پروپاگاند از هر نوعی که باشد را مورد بررسی قرار می دهند و آن را- قسمتی تا کاملا- رد یا قبول می کنند. اما به نظر من این قدرت تشخیص از فردی به فرد دیگر و از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. کشور فرانسه که می داند شهروندانش از کودکی یاد گرفته اند نقد و استدلال کنند و هر چه به خوردشان داده می شود به آسانی نپذیرند، به پروپاگاندی هوشمندانه نیاز دارد. در جوامعی که نقد کردن و نقد شدن بلای جان آدم بزرگها می شود و مسلما این ظرفیت پرورش داده نشده است، آن دسته از افراد که این قدرت را ندارند آسانتر تحت تاثیر پروپاگاند واقع می شوند. و حتی کار تا به آنجا پیش می رود که حاضر است آن چه را بگوید که گزارشگر از او می خواهد. شاید روی یوتیوب این ویدیوی پخش نشده در تلویزیون را دیده باشید که گزارشگر به فردی که که حتی گفتن کلمه انزجار برایش سخت است دیکته می کند: بگو راهپیمایی روز قدس نشانه وحدت مسلمانان و بیزاری (تاکید هم می کند حالا انزجار نمی خواد) از اسراییل اشغالگر و استکبار جهانی است. و آن بنده خدا هم شرمنده از اینکه نمی تواند کلمات را حفظ کند نهایت سعیش را می کند و می گوید نشانه نفرت و انزجار ما از همبستگی و باهم بودن...!

* اینجا Emission du 19/12/09

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٥