فرانسه: علوم انسانی غربی؛ اساتید سکولار؛ اما جوانانِ مسلمان، متشرع

 

بالاخره فرصت شد صحبتهای مرتضی نبوی را بخوانم. می بینم که چکیده­ای است از سخنانی که تابه­حال درباره مضر بودن علوم انسانی غربی شنیده­ام. خلاصه­اش اینکه این نظریه­ها، پژوهشکده­ها، اساتید و غیره، وقتی به غرب متمایل شد یا از آنجا آمد، اعتقادات اسلامی جوانان ما تباه می­شود.

با خودم فکر می­کنم آیا واقعا همه تقصیرها سر علوم انسانی است؟ مگر چند درصد جوانان ما علوم انسانی می­خوانند؟ ولله ما که دیپلم ریاضیمان را که گرفتیم نه فلسفه و منطق می دانستیم چیست، نه جامعه شناسی، نه علوم سیاسی، نه هیچ علمی از علوم انسانی دیگر. من و خیلی از جوانان ایرانی که شاخه دبیرستان و دانشگاهمان زبان و فنی و علوم پایه و هنر و این چیزها بوده، نه تنها علوم انسانی غربی نخوانده­ایم، که از همان کلاس دوم تعلیمات دینی داشتیم تا دانشگاه که باز واحد اخلاق اسلامی باید می­گذراندیم. ماها بچه­های تعلیمات دینی هستیم، نه بچه علوم انسانی غربی. می­ماند دانشجویانی که در دانشگاه علوم انسانی می­خوانند که حتی اگر بگیریم این علوم تدریس شده غربی هستند، این جوانها هم عین ما کلی آموزشهای مذهبی دیده­اند و اساتید مذهبی داشته­اند، بگذریم از اینکه اساتید ما همواره خط قرمزهایی داشتند که اگر پا را از آن فراتر می­نهادند باید حساب پس می­دادند. امّا.

اما به اطرافم نگاه می­کنم و به نسل جوان مسلمان اینجا. اینجا فرانسه است. کشوری که سه قرن پیش شعار جدایی دین و سیاست سر داد و فاتحه دین را خواند. بچه­های اینجا از دین فقط تاریخش را می­خوانند. یعنی تا همین حد که بفهمند ادیان الهی چیستند و چه می­گویند و چه­ها کرده­اند. به هیچ عنوان آموزش مذهبی نمی­­بینند. فقط مدارس خصوصی اجازه تبلیغ و آموزش دینی را دارند که در فرانسه از نوع اسلامیش بسیار کم است و اگر باشد آنقدر شهریه­ها گرانند که کمتر پدرمادری می­تواند فرزندش را به این مدارس بفرستد. دانشگاه هم که مشخص است. از قدیمی­ترین تا جدیدترین تئوری­های الحادی و داروینی و سکولار و بنا به سلیقه استادان حتی ضد دینی و ضداسلامی تدریس می­شود. نه شورای انقلاب فرهنگی داشتند نه دولتی که بالاسرشان باشد و هدایتشان کند. اگر ما مورد «تهاجم» نظریه­های غربی قرار گرفته­ایم که دانشگاههای فرانسوی و کشور فرانسه «مادر» بسیاری ازاین نظریه­ها و «میزبان» خیلی دیگر هستند. تا دلتان بخواهد هم کتاب‌های ضد دین و ضد ارزش‌های الهی می­خوانند و می­شنوند. به هر حال به مدرسه و دانشگاه می­روند و باید واحدهایشان را بگذرانند. نه تنها در دانشگاه، که رسانه­ها و جامعه­ای که در آن زندگی می­­کنند هم پر از ارزشهایی است که با ارزشهای اسلامی مغایرت دارد. پس چرا اسلام به این سرعت در اینجا در حال رشد است؟

 تعداد محجبه­های فرانسه چنان بالا رفته که چشم همه اعم از سیاستمدار و مردم عادی را خیره و خیلی­ها را نگران کرده است. به قول یکی از بچه­ها، در بعضی از مناطق حومه عرب­نشین پاریس که قدم می­گذاری باید بگردی تا بی­حجاب پیدا کنی! تعداد مغازه­هایی که گوشت حلال می­فروشند هم دارد بیشتر و بیشتر می­شود. اخیرا باز شدن یک مغازه زنجیره­ای فست فود (Quick)که تمام گوشتهایش حلال بود، غوغایی در جمع سیاستمداران به پا کرد. می­دانند که اینها همه نشانه بالارفتن مشتری مسلمان و در نتیجه بالاتر رفتن تعداد مسلمانان متشرع است. در شهر ما روزهای جمعه در مسجد برای نماز جا نیست. در کشوری با پیشینه مسیحی که در کلیساهایش یکشنبه­ها به زحمت می­توانی در کنار تعداد کمی فرد مسن­، جوانی را ببینی، به وضوح می­بینی که دانشجویان دختر و پسر و حتی دبیرستانی­ها آمده­اند نمازشان را بخوانند و به کلاسشان برگردند. گاهی حتی محجبه نیستند و فقط برای ورود به مسجد روسری را از کیفشان خارج می­کنند و نمازشان اول وقتشان را می­خوانند و خطبه را گوش می­کنند و می­روند. مراسم دعا و قرآن خوانیشان هم به راه است. راهپیماییهای ضد صهیونیستیشان را هم باید بود و عظمت جمعیت را دید. صد البته که من نمی­گویم همه جوانان عرب فرانسوی اینطورند، اما بالارفتن تعدادشان آنقدر هست که چشمها را خیره و سیاستمداران را نگران کند.  این دیده شدن مسلمانان چنان اذیتشان می کند که از سر بی- چارگی، دیده شدن نقاب و مناره مسجد را ممنوع می کنند.

سارکوزی اگر به گفته آقای نبوی به دنبال تهاجم فرهنگی در کشور ماست، چرا با دیدن این همه پیشروی اسلام در خاکش در درجه اول برای کشور خودش کاری نمی­کند تا با همان تاکتیکهای کارآمد بند بر پای جوانان مسلمان کشورش نهد؟

 به راستی چرا جوانان مسلمان فرانسوی که در دبیرستان و دانشگاه صد برابر ما با کتابهایی که فسلفه مادی پشت آنهاست در تماسند، که اساتید صهیونیست و سکولار و ملحد دارند، که حتی اگر دیپلم ریاضی هم بخواهند بگیرند یا مهندسی و پزشکی در دانشگاه بخوانند باید تعدادی از دروس علوم انسانی را هم بگذرانند، و هیچ نهادی هم آنان را مجبور به اجرای قوانین اسلامی نمی­کند، اینطور شوق و شور و احساس مسئولیتشان به اسلام و دستوراتش بیشتر و بیشتر می­شود و جوانان ما به قول آقای نبوی در ماه رمضان بطری آب در دستشان است و می­نوشند و شعارشان «نه غزه، نه لبنان» است و عزاداری عاشورایشان تبدیل به کارناوال شده و برای وادار کردنشان به رعایت اصول اسلامی مجبوریم پای نمره را وسط بکشیم و آیین­نامه و حراست و کمیته انضباطی و گشت ارشاد؟ 

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٧