برقراری ارتباط، تو و شما

در اینکه زبان انگلیسی آسانتر از فرانسه است شکی نیست. گرامر و املای فرانسه و همین طور مذکر و مونث بودن اسم و ضمیر و صفت و مضاف الیه و حتی گاهی قیدهایش، پدری از آدم در می آورد که مپرس. اما زبان انگلیسی با همه سهولت و قشنگیهایش یک کاستی بزرگ دارد و آن هم اینکه فرقی بین ضمیر تو و ضمیر شما قائل نمی شود و همه را با You می راند. این شعر زیبای علیرضا روشن را که خواندم فکر کردم این از آن شعرهایی است که می توانی نسبتا راحت برای فرانسوی ها ترجمه کنی اما انگلیسیش ممکن نیست. یعنی منظوری که ما در فارسی می فهمیم را منتقل نخواهد کرد:

بقیه را
می‌گویم شما
تو
یکی هستی

به نظر من فرق گذاشتن بین تو و شما از ظرافت های زبانی است. انتخاب اینکه کسی را تو خطاب کنیم یا شما، گویای خیلی چیزهاست. زبان فرانسه علاوه براین که ضمیر تو Tu  و شما Vous  را از هم جدا می کند فرهنگ جالبی هم را هم سبب شده: دو نفری که چند لحظه ای یا مدتی است با هم آشنا شده اند و به هم شما می گویند، برای اینکه به هم بفهمانند که با هم صمیمی هستند به هم پیشنهاد می دهند که یکدیگر را تو خطاب کنند. این یعنی که ما وارد مرحله دیگری از ارتباط شده ایم و فاصله ای که دوآدم غریبه از هم دارند را نداریم. می تواند بین دو جوان باشد دو فرد کمتر جوان باشد یا فردی مسن و یک جوان.

اما زبان شکّر فارسی امکان سومی به آدم می دهد که چیزی مابین خطاب با تو و خطاب با شما است. و آن همان ضمیر را شما گفتن و فعل را مفرد استفاده کردن است: شما می توانی بروی. با این شیوه به فرد نشان می دهیم که رابطه مان نه آنقدر رسمی یا فاصله دار است که شما صدایش بزنیم و نه آنقدر خودمانی که تو. این موهبت بزرگی است!

البته صمیمیت گاهی به تو یا شما گفتن نیست و آدم به خیلی ها تو می گوید و با ایشان بسیار احساس غریبگی می کند و برعکس. اما به هر حال اینکه ضمیر تو یا شما به کار می گیریم یا در موردمان به کار می گیرند اطلاعاتی راجع به ارتباطمان به دست می دهیم که اگر این دو ضمیر یکی باشند امکان آن را نخواهیم داشت.

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳
تگ ها : ارتباط