فیلم بگیریم، اعتراض کنیم، ماندگار شویم

ایران ندا قصد دارد فیلمی با مشارکت همه ایرانیان بسازد. این فیلم به نوعی اعتراض به فیلم و افرادی است که به دلیل تحریم‌های آمریکا ایران و ایرانی را نادیده گرفتند و جزو مردم و کشورهای جهان به حسابش نیاوردند و در فیلم «یک روز از زندگی»، فیلمی که با مشارکت فیلمهای مردم دنیا ساخته می‌شود، راهش ندادند.

ریدلی اسکات” و “کوین مک دونالد”، دو چهره سرشناس سینمائی جهان، که تهیه و کارگردانی طرح “یک روز از زندگی” را بر عهده دارند در حرکتی سخت غیرهنرمندانه و نامنصفانه، ایرانیان را، چه آنان که ساکن ایران اند و چه آنان که بیرون از ایران اند، به دنباله‌روی از تحریمات آمریکا، از شرکت در این طرح جهانی محروم کردند. اینجا

من خودم در این کار شرکت می‌کنم چون غمگینم از اینکه هنرمندان نیز کشورم را از فهرست کشورهای جهان خط زده‌اند. چون فکر می‌کنم با ابزارهای مختلف باید به گوش جهانیان رساند که ما به تبعیض‌هایی که در حق ایران انجام می شود اعتراض می‌کنیم، از هر نوعی که باشد. که ما هم انسانیم و کشورمان را دوست داریم و از هویت ملیمان دفاع می‌کنیم. چه نوشتن کتاب و مقاله باشد، چه ساختن فیلم و موسیقی باشد، چه به راه‌انداختن پتیشن برای دفاع از نام صحیح خلیج فارس. ما باید به این تبعیض و هنر متاثر از سیاست ناعادلانه اعتراض کنیم. در این کار شرکت می‌کنم چون فکر می‌کنم اگر این فیلم موفقیت جهانی پیدا کند به یادشان آورده‌ایم که هنر و هنرمند بسیار داریم و حتی اگر آنها ما را به حساب نیاورند بین مردم خودمان آنقدر هنرمند هست که فیلمی بسازیم که صدایمان را در جهان بلند کند. من آزرده‌ام از اینکه نام کشورم آرام آرام دارد در صحنه بین المللی، هر جایی که صحبت امتیاز و افتخار است حذف می‌شود. قبلا هم در این باره نوشته‌ام. به همین خاطر هر جا که بتوانم به آن اعتراض می‌کنم و این فیلم یکی از آنهاست.

روز مشخص شده برای گرفتن فیلم هشت نه هشتاد و نه است. هشت-نه روز دیگر. من قصد دارم از دانشگاهمان، از دانشکده‌مان و کلاسها و صندلیها و رستوران ایرانی و میدان قشنگ لیل فیلم بگیرم. شما را هم دعوت می‌کنم که از دور و برتان فیلم بگیرید و گوشه‌ای از زندگی و مشاهداتتان را به تصویر بکشید. هر چه تعداد این فیلمها که از ایران می‌آید بیشتر باشد بهتر است. از اتاق خواب و انباری منزلتان، از خیابان و کوچه و مغازه‌هایتان، از هنر و هنرمند، از نام خلیج فارس، از توالت‌نوشته‌ها، از صندلی‌اتوبوس‌نوشته‌ها، از " حلیم بوقلمون با گوشت گوسفند" (خارجی‌ها نمی‌فهمند، خودمان مگر دل نداریم)، از فعالیت زنان در جامعه (باور کنید خیلی‌ها هنوز فکر می‌کنند زن ایرانی مثل زن افغان یا عربستان سعودی محروم و خانه‌نشین است)، از شغل‌های مختلفشان، از پزشک و کارگر کارخانه گرفته تا کشاورز، البته می‌دانم که فصل کشاورزی گذشته (آقای جامی چرا این طرح را نیانداختید بهار که ملت از زنان شالیکار فیلم بگیرند!)، از بازارها، مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها، از خانه‌ها و محله‌های شیک و ناشیک، از آفتاب، از باران، از ابر و اگر دستتان رسید از برف ... از هر چه که دور‌و‌برتان و در زندگیتان می‌گذرد فیلم بگیرید که قشنگترین فیلم، فیلم زندگی خود آدم است.

ای کسانی که رسانه‌های خارجی را دشمن و بیگانه و عامل استکبار می‌دانید، همت کنید و از هر آنچه برایتان عزیز و دیدنیست فیلم بگیرید و بفرستید. ایران ندا قرار است ندای آینده باشد. به آزادی بیان و تحمل مخالف معتقد است. فیلمتان را که ردپای اعتقادات و تفکر و اندیشه‌تان درش هست برایش بفرستید، حتی اگر با بعضی چیزها مخالف باشد می‌داند که این صدای بخشی از ایرانیان است و باید در این فیلم باشد. اگر شما دست به کار نشوید اثری از یک بخش ایران در این فیلم نخواهد ماند. از قشنگیهای ایران فیلم بگیرید، حالا که به سیاهنمایی "دشمن" اعتراض دارید. ایران مجموعه‌ای از سلیقه‌ها و افکار و روشهای زندگی متفاوت است و این تکثر باید در این فیلم که اولین ایده از این دست است وجود داشته باشد.  اگر می‌خواهیم صدایمان در جهان شنیده شود حالا که فرصتش را داریم مشارکت کنیم که کار دست ما سالهای سال خواهد ماند و خدا را چه دیدی، شاید روزی به خانه‌ خیلی از "خارجی" ها راه یافت با این پیام که ما هم مثل شما انسانیم و شایسته احترام و عدالت. ما همه ایرانی هستیم و "باید" برای زنده کردن نام کشورمان در جهان و حق و حقوقش هر طور که می‌توانیم تلاش کنیم.

  
نویسنده : ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٩