وبلاگ : جای جدیدی برای «خود» ما

وبلاگ هر کس «خود» هر کس است.
«خود» ی که سالهاست ساخته شده و همچنان در حال ساخته شدن است: من من هستم، تو تویی، او اوست، اسممان اینست، قیافه مان این شکلی است، اهل فلانجاییم، اینطور فکر می کنیم،.... وبلاگ که می نویسیم، به نوعی این «خود » را در معرض دید عموم قرار میدهیم؛ « خود» ی که تا بحال در درونمان چمباتمه زده بود و حالا میل به اشکار شدن دارد. وبلاگ ما همان خلق و خوو روحیه و منش و نحوهء سخن گفتن ماست که که بی تکلف به رشتهء تحریر در می اید و به دنبال خواننده می گردد، به دنبال کسی که پی به درون ما ببرد.

نقشی که دیگری یا خواننده در ماهیت وبلاگ بازی می کند، بسیار مهم است. چرا که اگر بخاطر دیگری نبود، اصلا نوشته هایمان را بر روی اینترنت نمی گذاشتیم و به همان دفتر خاطرات یا دیسک سخت کامپیوتر بسنده می کردیم. پس همهء وبلاگنویسان بر این باورند که «خود» ی قابل ارائه دارند و «پریرو تاب مستوری ندارد».

"اروینگ گافمن" (Erving Goffman) جامعه شناس کانادایی، اهمیت نگاه دیگران را عنصر مهمی در حفظ هویت هر شخص می داند و معتقد است که انسانها به چهره ای که از خود نشان می دهند بسیار اهمیت می دهند . بنا براین حضور ما در جامعه مجازی وبلاگ نویسی بنوعی هویت ما را تایید می کند . در این جامعه من یک من دیگر دارم : وبلاگوار. بارها خواندهایم که از صاحب وبلاگی با نام وبلاگش یاد می کنند (حتی جایی که نیاز به لینک دادن نباشد) مثلا الپر گفت، سیبستان نوشت یا بقول شرتو... در اینجا شخص از میان می رود و تبدیل به وبلاگش می شود. جالبتر اینکه خود وبلاگنویسان هم گاهی برای نظر گذاشتن حتی در قسمت «نام»، نام وبلاگشان را می نویسند، یعنی "من وبلاگشان" را.

پس وبلاگ ما «خود» دیگر ماست که در دنیای مجازی شکل می گیرد و مکان مناسبی است تا سخنان ذهن یا دلمان را عمومی کنیم و مطمئن باشیم که مخاطبمان مجبور نیست ما را تحمل کند چرا که می تواند در هر زمان که اراده کند و در یک چشم بر هم زدن (یک کلیک) غیب شود. در دنیای حقیقی مجال اینرا نداریم که همهء حرفهایمان را برای همه بازگو کنیم، در حالیکه وبلاگمان ظرفیت تمام درونیاتمان را دارد، حرفهایی که درگوشه و کنار ذهنمان جولان داده اند و ما را به خود مشغول کرده اند مهمند، لااقل برای خودمان، پس صفحه کلیدمان را بر میداریم و می گوییم:  « بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است » (و درد دل می کنیم) یا « میدونی امروز چی شد؟» (خاطره تعریف می کنیم) یا «راستی فلان سایت یا فلان وبلاگ نوشته بود...» (لینک می دهیم) یا «خبر جدید رو شنیدی؟» (وقایع را تحلیل می کنیم) و....

با هر بار نوشتن یک قسمت از خود را بیرون می ریزیم و در جایی ثبت می کنیم که اینجا خود قسمتی از هویت ماست. تمام اجزاء تشکیل دهندهء یک وبلاگ خبر از درون صاحب انرا می دهند. متن ها،عکس ها،موسیقی ها،نام و حتی قالب وبلاگ. در نتیجه وبلاگ ما خیلی چیزها راجع به ما میگوید: شوخ طبع هستیم یا نه، مذهبی هستیم یا نه، ادیب هستیم یا نه ...، حتی فکر می کنم اینکه صاحب وبلاگ پول داده باشد و از قالب مجانی بیرون رفته باشد، حکایت از وضع مالی یا دست و دلبازی او میکند!

وبلاگ ما «خود» اینترنتی ماست؛ همانطور که هر روز خود را در ایینه نگاه می کنیم، مرتب می  کنیم و لباس تازه می پوشیم، وبلاگمان را هم می اراییم، دلمان نمی خواهد کسی بی احترامی کند، اکثراّ ناسزا ها را پاک می کنیم، یا اصلا برای اینکه به نوشته هایمان خللی واردنشود « نظر دیگران» را حذف می کنیم، دوباره نوشته هایمان را می خوانیم و این کمک می کند که خود را بهتر بشناسیم و واقعیت خود را تایید کنیم. وبلاگنویس - بقول یک فیلسوف فرانسوی (Anne Coquelin) - « همیشه در حال جستجوی خود است، و «خود» در حال فرار است، تغییر می کند و طبق قالبی که نویسنده به او می دهد  شکل می گیرد. بدین ترتیب نویسنده در حال شدن است و دنبال این «شدن» می دود، دنبال چیزی که بوجود نیامده و ثابت هم نخواهد ماند، او در عین حال هم کسی است که در حال جستجوست هم کسی است که تعقیب می شود و تنها در این گریز است که وجودش معنا پیدا می کند.»

اما برای اینکه این «خود» را زنده نگه داریم باید خوانده شویم و رفرانس داده شویم (بارها خوانده ایم: « خیلی ممنون که به من لینک دادی»)، اگر قسمت نظر دیگران را زنده نگه داشته ایم دوست داریم نوشته شود. (یک وبلاگ نویس فرانسوی ابتکار جالبی زده: اگر یادداشتش نظر دهی نشده باشد در قسمت نظر دیگران نو شته می شود" 0 نظر"، اما بمحض اینکه یکنفر پیام می گذارد ، نوشته می شود: "اخ جان، یک نظر"!).

باز در قسمت نظر دیگران بارها دیده ایم وبلاگنویسان بدون اینکه نظری راجع به مطلب نوشته شده نظری بدهند «بازار یابی» میکنند: "به من هم سری بزن" یا "خوشحال می شوم وبلاگ مر اهم ببینید" یا "راستی من هم به روز کردم".

این میل به خوانده شدن همان چیزی است که جامعه شناسان « هویت اجتماعی » می نامند. هویت اجتماعی با روشهایی شکل می گیرد که فرد به واسطه انها از وجود و حضور اجتماعی خود و از جا افتادنش دراجتماع دفاع می کند و درعین حال در پی انست که ارزش خود را بالا ببرد.

فرصتی که وبلاگنویسی به ما میدهد منحصر بفرد است؛ هیچ وسیلهء ارتباطی دیگری برای مردم عادی  امکان بیرون ریختن  «خود» را در برابر تعداد نامحدودی مخاطب فراهم نیاورده است و این است رمز موفقیت وبلاگ، چرا که از خود نوشتن دلپذیر است، بقول یک وبلاگنویس فرانسوی «هیچ رمانی زیبا تر از داستان زندگی خود ما نیست.» 

  
نویسنده : ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٢۳
تگ ها : وبلاگ ، بیان خود