در حاشیه مصاحبهٔ پارسای وبلاگستان

به نظر پارسا «وبلاگ ... یک صحنه تئاتر فردى است که هر آن آدم ... در حال بازى کردن نقشى در آن است براى رضایت خود و اصولاً دوست داشتن کار بازیگرى». و توضیح می‌دهد که «وبلاگ‌نویسان در کنار کار نوشتن و طرح یک ایده یا نقد یک نظر یا بیان یک احساس به دلیل خصوصیات زبان وبلاگى، چنان شخصیتى از وجودشان با نوشته‌شان پیونده خورده است گویى که خود همراه نوشته‌شان دارند قطعه‌اى کوتاه را بازى مى‌کنند».  به نظرم پارسا اینجا مفهوم را خوب بیان کرده اما اصطلاح« نقش بازی کردن» در اینجا مناسب نیست.  ما نقش بازی کردن را در فارسی به معنای «نبودن و وانمود کردن» به‌ کار می‌بریم. مثلا وقتی می‌گوییم کسی نقش آدم مهربانی را بازی می‌کند یعنی واقعاً مهربان نیست و اینطور وانمود می‌کند یا وقتی می‌گویم این معلم نقش مادر را برای بچه‌ها بازی می‌کند یعنی مادرشان نیست ولی همان خصوصیتها را دارد. در حالیکه -تا جاییکه من فهمیدم- ما در وبلاگ نمی‌توانیم چنین باشیم. یعنی تا من روشنفکر نباشم نمی‌توانم در وبلاگم  نقش روشنفکر را بازی کنم و به مرور زمان دستم رو می‌شود. این را در وبلاگستان دیده‌ایم. البته خود پارسا هم تا جاییکه من از توضیحاتش فهمیدم این موضوع را  قبول دارد و می‌گوید که «منظورش این نیست که وبلاگ‌نویسان دارند نقش بازى مى‌کنند چون مثلاً اداى کسى را در مى‌آورند». پس از آنجا که پارسا مفهوم جالبی را بیان می‌کند بهتر است بگوییم وبلاگ جنبه‌های مختلف روح انسان را به نمایش می‌گذارد. با هر یادداشت یک یا چند بعد از ابعاد درونیمان را به نشان می‌دهیم، مثلا خونسرد،عصبی یا روشنفکربودنمان (همان مثالهای پارسا).  البته شاید به عنوان خواننده این مطلب را با یک نگاه فوری به یادداشت یک وبلاگ درک نکنیم ولی با قرار دادن این نوشته در کانتکست - خدا خیر دهد کسی را که به من یاد دهد معادل فارسی در کانتکست قرار دادن چیست-  کل وبلاگ می‌توان آنرا دریافت. حتی همان وبلاگنویسان به قول پارسا «عبوس و درونگرایى که گهگاه جز مطالب جدى و روزنامه‌اى چیزى نمى‌نویسند» هم گوشه‌ای از شخصیتشان را به نمایش می‌گذارند.

 

  
نویسنده : ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱٥
تگ ها : وبلاگ ، بیان خود