گوجه سبزهای فرانسوی

 

چند روز پیش حسابی باران باریده بود و بوی درختان باران خورده بعد از کلی فسفر سوزاندن بسیار گوارا بود. زدم بیرون تا خیابانی که در شرق خوابگاه واقع شده پیاده کشف کنم. در برگشت در کمال ناباوری دو درخت گوجه سبز پیدا کردم. از آنجایی که فرانسوی‌ها اهل چیزهای ترش نیستند درختهای گوجه سبز همیشه دست نخورده می‌مانند، البته اگر دست ایرانیها ( و بقیهٔ ملیتهای ترش مزاج!) به آن نرسد. در چنین مواقعی در عین اینکه آخ جانی از صمیم قلب گفته‌ام، سعی می‌کنم هول نشوم و با طمانینه و «انگار نه انگار» محصول برداری کنم، چون اگر فرانسوی‌ها ما را موقع گلاویز شدن با درختان ببینند یا با تعجب نگاه می‌کنند، یا می‌گویند:« اااااااا مگه اینا خوردنین؟» یا اگر دلسوز باشند : «نخورید مریض می‌شوید!» ما هم در دلمان می‌خندیم و می‌گوییم: «بنشینید سیصد جور پنیر و دویست جور ماست میوه‌ایتان را بخورید، شما را چه به مزه تازه و ترش گوجه سبز!»

خلاصه اینکه جیبم را پر کردم و برگشتم، این دفعه که پیاده روی بروم حتماً نمکدانم را هم می‌برم.

 

  
نویسنده : ; ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢٥
تگ ها : یاد