شباهت وبلاگ و تئاتر قرن ١٩ فرانسه

در فرانسهٔ قرن نوزده بین هنرپیشگان تئاتر و تماشاگران فاصلهٔ فیزیکی وجود نداشت. یعنی تماشاگران روی سن تئاتر می‌نشستند و حتی گاهی با بازیگران حرف می‌زدنند. در سالهای ١٨۵٠ فضای بازی و تماشاگران از هم جدا شد. با این حال مردم در حین تماشای نمایش با صدای بلند گریه می‌کردند، می‌خندیدند و حرف می‌زدنند. یعنی از فضای عمومی تئاتر فضایی خصوصی مثل خانه ساخته بودند. بیست سال بعد رعایت سکوت در حین اجرای نمایش اجباری شد و  تا آخر قرن نوزده این قانون در تمام سالنهای تئاتر اجباری شد. یعنی مردمی که قبلا بطور دسته جمعی تئاتر نگاه می‌کردند، دسته جمعی می‌خنندیدند و دسته جمعی گریه می‌کردند مجبور بودند ساکت بنشینند. اما ظاهرا این گذار خیلی هم با خشونت انجام نشده است. بالزاک در یکی از کتابهایش توضیح می‌دهد که در ساختار جدید تئاترها لژهایی به وجود آمد که مثل فضای خانه عمل می‌کردند. تماشاگران نه تنها با هم حرف می‌زدند بلکه بیشتر حواسشان به همدیگر بود تا به تئاتر. فقط هم به خیره شدن به قیافهٔ دیگران راضی نمی‌شدند بلکه سعی می‌کردند بفهمند خود یا همراهانشان چه تاثیری روی آنها گذاشته‌اند. این «آیینه بازی» موضوع صحبتهای زیادی می‌شد. مردان از این لژ به آن لژ می‌رفتند و بدین ترتیب از بقیه بازدید به عمل می‌آوردند و راجع به تئاتر و نیز زندگی روزمره با هم حرف می‌زدند.

 این قسمت آخر تا حدودی قابل مقایسه با وبلاگ است. وبلاگنویسان در عین اینکه می‌نویسند مراقب بقیه نیز هستند و اثری را که روی آنها می‌گذارند، زیر نظر دارند. در نظرخواهی‌ها هم می‌توان هم حال و احوال کردن روزمره را دید و هم اظهار نظر در مورد یادداشت مربوطه را. لژهای تئاتر قرن ١٩ فرانسه و وبلاگ به نوعی فضای عمومی را خصوصی می‌کنند. البته هنوز به نتیجه نرسیده‌ام که وبلاگها بیشتر فضای عمومی اینترنت را خصوصی می‌کنند یا فضای خصوصی و خلوت خود را عمومی. 

 

مطالب مربوط به تئاتر را در کتاب Une histoire de la communication moderne : espace public et vie privée ( تاریخ ارتباطات نوین: حوزه عمومی و زندگی خصوصی) نوشته P. Flichy خواندم.

  
نویسنده : ; ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱
تگ ها :