نگاه کردن از سوراخ کلید

از آنجایی که بخش زیادی از نوشته‌های وبلاگستان را خاطره‌نویسی تشکیل می‌دهد، برای مطالعهٔ این جنبهٔ وبلاگ در حال خواندن کتاب و مقاله در این‌باره هستم. در یکی از این کتابها* که ترجمهٔ نامش « نمایش خویشتن، از دفتر خاطرات تا وب‌کم» است، نکتهٔ جالبی در مورد خواندن خاطرات دیگران خواندم: «خوانندهٔ دفتر خاطرات در موقعیت کسی است که به طور قانونی دید می‌زند و گناه «سوراخ کلید» یا «فالگوش ایستادن» را به پایش نمی‌نویسند.» در مورد وبلاگ هم این اصطلاح «سوراخ کلید» را این جا و آنجا خوانده‌ام. یعنی وبلاگ اجازه دید زدن زندگی دیگران را، البته با اجازه خودشان، به ما می‌دهد.

چند روز پیش که داشتم نامه‌های فروغ به پرویز شاپور را می‌خواندم دچار چنین حسی شدم. حس کردم دارم از سوراخ کلید به زندگی فروغ نگاه می‌کنم. نمی‌دانم آیا واقعاً  نامه‌های فروغ است یا کم و زیاد شده (این همه تفاوت بین نظم و نثر یک شاعر؟)، ولی احتمال زیادی می‌دهم که اگر به میل خودش بود دوست نداشت نامه‌هایش که در آنها از جزیی‌ترین مسائل (مثل قول و قرارهای مراسم خواستگاری) نوشته اینطوری عمومی شود. دلیلم هم اینست که کمتر کسی از نویسندگان و شاعران کنونی ما چنین کاری می‌کند. مثلاً ما چند شاعر یا نویسنده داریم که زندگی تا این حد خصوصیشان را روی وبلاگ یا هرجای دیگر نقل کنند؟ اصولا ما ایرانی‌ها آدمهای بسیار توداری هستیم. دور حریم خصوصیمان را چنان با قرمز خط می‌کشیم که از چند فرسخی داد می‌زند. به آسانی و برای هرکسی هم در این حریم را باز نمی‌کنیم. ( به خاطر همین است که این همه شور و شعف برای خاطره‌نویسی و عمومی کردن حوزه خصوصی در وبلاگهای ایرانی برایم مسالهٔ جالبی است که باید حسابی برایش وقت بگذارم. ) البته شاید نویسنده ورود همگان به خلوتش را بعد از مرگ مجاز بداند، مثل نامه‌های جلال و سیمین به یکدیگر. به هر حال هر چه هست ما در ایران از این نمونه‌ها خیلی کم داریم.

 

* L’exposition de soi, du journal intime aux webcams, Anne Cauquelin, Editions Eshel, 2003

کتاب بسیار جالبی است دربارهٔ «از خود نوشتن».اما فرانسهٔ سختی دارد، نویسنده‌اش فلسفه‌دان و مونتنی‌خوان است و این کتاب را به شدت ادبی ـ فلسفی نوشته‌است.

  
نویسنده : ; ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٩
تگ ها : وبلاگ ، بیان خود