انسجام ملی‌ـ‌‌ ایرانی به لطف فوتبال

تماشا کردن فوتبال تیم ملی را دوست دارم، چون حس می‌کنم مرا با همهٔ ایرانی‌ها از هر تفکر و نژاد و مذهبی پیوند می‌دهد. مخصوصاً بعد از این همه غوغا که بر سر کاریکاتور مانا نیستانی به وجود آمد و همه جا صحبت از «ما» و «آنها» شد، فوتبال دوباره نقطه مشترک و عامل همبستگی همهٔ ایرانیها شد، شنیدن فارسی آمیخته به ترکی یکی از بازیکنان (که نامش را نمی‌دانم) خیلی لذت‌بخش بود وقتی می‌گفت «ما» آمده‌ایم خوب بازی کنیم.

دیدن ایرانیهای متفاوت اما متحد قشنگ است، تماشاگرانی که علیرغم همه  اختلاف عقیده و رفتارشان پرچم به دست و پرچم به صورت می‌آیند تا نود دقیقه همه با هم تیم کشورشان را تشویق کنند و بعد از باخت با قیافه‌ای درهم برگردند. هر چند که توانستم به لطف تلویزیون فرانسه تماشاگران متفاوت از هم ( با حجاب و بی‌حجاب و پرچم الله دار و شیر و خورشید دار و غیره و ذلک) را ببینم و از ایران ایران گفتنشان لذت ببرم، اما جای گزارش فردوسی‌پور و خیابانی خیلی خالی بود، جای دلداری‌دادنهایشان بعد از باخت یا انتقاد کردنهایشان جوری که دل آدم خنک شود. تلویزیون فرانسه در آخر بازی تقریباً فقط شادی مکزیکیها را نشان داد و تنها گفت که ایران شایستهٔ این باخت نبود و این اصلاً به تسکین درد شکست کمک نکرد!

  
نویسنده : ; ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٢
تگ ها : آدمها