پایان غم‌انگیز زیدان

مردم فرانسه زیدان را خیلی دوست دارند. طبق یک نظرسنجی جدی، زیدان یکی از پنجاه چهره محبوب تاریخ فرانسه است. بازی اسپانیا با فرانسه را باید در خوابگاه ما می‌بودید تا می‌شنیدید چطور گرونوبل بعد از گل زی ‌‌زو رفت روی هوا.

دیروز من فینال جام جهانی را بیرون تماشا کردم، در غلغلهٔ یک پارک و روی یک پردهٔ بزرگ. رفته بودم کمی مطالعه جامعه شناسی و مردم شناسی کنم! از شور و هیجان تماشای بازی و موج تشویقها که من راهم با خودشان بردند بگذریم. بگذریم که فرانسویهای حاضر در جمع، کلی بازیکنهای ایتالیایی و سرود ملی ایتالیا را هو کردند( البته شیراک و زنش هم که در بین تماشاچیها نشان داده شدند، از این هو‌شدنها بهره بردند!). از این هم بگذریم که فرانسویها برعکس ما که با کوچکترین خطای بازیکنهایمان فحش‌بارانشان می‌کنیم و استادیوم فوتبالمان پر ازشعارهای آمیخته با ناسزاست، بد و بیراه به هیچکس نگفتند، حتی به ترزگه که پنالتی را خراب کرد (به جز چند نفری که دو سه بار شعار زشتی علیه داور یا ایتالیایی‌ها دادند و کسی هم همصدایشان نشد). از خوشحالی ایتالیاییهای گرنوبل که پرچم بدست ریختند بیرون و البته هیچکس تحویلشان نگرفت هم بگذریم. چون مثنوی هفتاد من می‌شود.

 چیزی که برای من از همه جالبتر است عکس‌العمل مردم در برابر حرکت عجیب زیدان بود. وقتی زیدان با سر به سینهٔ مترزی زد فریاد تشویق و دست و سوت همه به هوا بلند شد. من با همین سواد اکابری فوتبالیم می‌دانستم که این کار اقلا کارت زرد دارد و با توجه به کارت زردی که زیدان قبلا گرفته بود حتما اخراج می‌شود اما انگار فرانسویها بیشتر جذب قدرت سرزنی زی زو شده بودند! زیدان که اخراج شد آه از نهاد همه بر آمد. زیدان همیشه نماد بازیکنان با اخلاق بود. به قدری آرام و مودب حرف می‌زند که برنامه طنز Gignole de l’info   این آرامش و ادب را مسخره می‌کند. تبلیغهای ورزشیشان پر از اوست. سیاستمداران اگر بخوهند خارجی تباری را مثال بزنند که در فرانسه خوب جا افتاده زیدان را مثال می‌زنند. لحظه اخراج شدنش گفتم الان است که سیل فحشهای نژادپرستانه روانه‌اش شود. اگر گفتید چه شد؟ همه با هم فریاد زدند زی زو، زی زو! همان ایوالله ایوالله ایوالله خودمان!  تا پایان بازی چند بار زی زو زی زو کردند. در راه بازگشت سوار تراموا شدیم واز قضا تراموایی که هر پانصد سال یک بار خراب می‌شود وسط راه پنچر شد! حتی درها هم باز نمی‌شد که مردم پیاده شوند. وقتی راننده با آچار به جان در افتاد یکی داد زد «مسیو بزن وسط سینه‌اش! مثل زی‌ زو با سر بکوب تو سینه‌اش باز می‌شه!» و همه با او دم گرفتند!

هنوز رسانه‌ها چیز زیادی راجع به این کارت قرمز نگفته‌اند. من برایم جالب بود که ببینم مردم روی وبلاگها چه عکس‌العملی نشان می‌دهند. آیا مثل جمعیت حاضر در پارک کف می‌زنند یا زیدان را توبیخ می‌کنند؟ یا بدتر به حساب آدم نشدن عربها و وحشی بودنشان می‌گذارند؟ وبلاگها هم هنوز خیلی اظهار نظر نکرده‌اند. انگار فعلاً در خماری باخت به سر می‌برند. لویک لومُر، یکی از وبلاگهای پرخواننده نظر خواهی کرده و در عرض چند ساعتی که از فرستادن این پادداشت می‌گذرد ۶۵ نظر دریافت کرده است. همه جور نظر هست. خوبی وبلاگ هم همین است. یکی گفته «این کار زیدان کار فوتبالیستهای آماتور بود و غیر قابل بخشش»، یکی دیگر گفته که «او هم انسان است و جایزالخطا»، یکی گفته «بهتر است تا یک مدت جایی پیدایش نشود»، دیگری گفته «من بعد از باخت رفتم با ایتالیاییها جشن گرفتم، اتحادیه اروپا یعنی همین!» آن‌یکی گفته «پول کلانی می‌دهد تا بفهمد مترزی چه به زیدان گفته که او چنین از کوره در رفته است». یکی هم این وسط خیلی جدی گفته «احتمالا مترزی به او گفته تروریست»! ولی در این میان حرف نژادپرستانه ندیدم.

به هر حال حیف شد که زیدان به خاطر یک حرکت ناشایست و با کارت قرمز بازوبند کاپیتانی را – که در تمام بازیها دم به دقیقه از بازویش می‌افتاد!- به بارتز داد و با فوتبال خداحافظی کرد. از امروز تحلیلهای جدی شروع شده است. خیلی مشتاقم ببینم رسانه‌های فرانسه چطور حرکت غیرمنطقی قهرمان خارجی‌تبار کشورشان را بازنمایی می‌کنند.   

  
نویسنده : ; ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۱٩
تگ ها : آدمها