طرح زندگی خصوصی روی وبلاگ

یکی از مواردی که در تحقیقم در مورد وبلاگ بررسی خواهم کرد، درهم آمیختن مرزهای زندگی خصوصی و عمومی روی وبلاگهاست. به زبان ساده‌تر، چرا و چگونه ‌ایرانیها زندگی خصوصی خود را روی اینترنت و به طور پتانسیل در دسترس هر کاربر اینترنتی قرار می‌دهند.

ما ایرانیها مردمان توداری هستیم. سفره دلمان را برای هر کسی باز نمی‌کنیم. زندگی خصوصیمان برایمان بسیار مهم است و اجازه ورود هر کسی را به آن نمی‌دهیم. اگر دفتر خاطره داشته باشیم در هفت سوراخ پنهانش می‌کنیم که کسی آن را نخواند. یا نهایتاً به افراد خاصی اجازه خواندن آن را می‌دهیم. دلیل آن به غیر از تودار بودن، شاید غیرت و تعصب و حجب و حیایمان در حفظ مسائل شخصی و خانوادگیمان هم باشد. چیزهایی که رازهای زندگیمان هستند.

روی وبلاگها اما، خیلی از این اسرار مگو را می‌شود خواند: زنی از مشکلات جدایی از همسرش و به عهده گرفتن حضانت بچه‌ها می‌نویسد، مردی از غم دوری دخترش که در ایران است و حاضر به دیدن پدر نیست می‌نویسد (و اخیرا هم وبلاگش را به دیار نیستی فرستاد)، یکی از معلولیت جسمی و سختیهایش می‌نویسد، یکی از عشقش، یکی از درد مرگ معشوقش،‌ یکی از بی‌وفایی او... من گمان نمی‌کنم همین وبلاگنویسها در جمع خانوادگی یا دوستانه این‌گونه حرفها را به راحتی بزنند. در حالیکه در کافه پر جمعیت وبلاگ حرف دلشان را می‌نویسند.

چرا ما ایرانیهای «تودار» اینچنین خود را «بیرون» می‌ریزیم؟ چه عواملی سبب می‌شوند که ما  زندگی خصوصیمان را روی وبلاگ بنویسیم؟ تاچه مرحله در این بیرونی کردن زندگی خصوصی پیش می‌رویم؟ آیا مرزهای زندگی عمومی و خصوصی در زندگی واقعی هم جابجا شده یا این وبلاگها هستند که میل و امکان عمومی کردن زندگی خصوصی را به ما می‌دهند؟

اینها یکسری از سوالاتی است که بررسی کردنشان برای من جالب است و در روزهای آینده بیشتر راجع بهشان خواهم نوشت. شما هم اگر جوابی یا نظری در مورد هر کدام از سوالات دارید بنویسید. نظراتتان برایم مهم، جالب و «ایده دهنده» است.

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٧
تگ ها : وبلاگ ، بیان خود