همایشهای علمی، راهی برای برقراری رابطه بهتر

در فرانسه در هر رشته دانشگاهی سالیانه تعداد زیادی همایش با شکلهای مختلف برگزار می‌شود. یکی از آنها دکتریال نام دارد که دانشجویان دکترا را برای بعد از تز و کار کردن در شرکتها  آماده می‌کند. از کارهایی که در این نوع همایش انجام می‌شود اینست که از استادان و مدیران شرکتها دعوت می‌شود تا در از تجربیاتشان بگویند. نوع دیگر این همایشها سمینارهایی است که هم دانشجوها و هم اساتید می‌توانند در آنجا مقاله ارائه کنند. البته گزینش این مقالات با دقت و توسط یک کمیته علمی سختگیر انجام می‌شود. دانشجویان و اساتیدی که مقاله ندارند هم می‌توانند در این همایشها شرکت کنند و هزینه جابجایی و اقامتشان هم معمولا به عهده دانشگاه است. سری دیگر، مدرسه تابستانی‌ است و همانطور که از اسمش پیداست در تابستان برگذار می‌شود. در اینجا از تعدادی از اساتید دعوت می‌شود که حول وحوش موضوع تعیین شده مقاله بنویسند. محل این مدرسه‌های تابستانی طوری انتخاب می‌شود که شرکت‌کنندگان در کنار آموختن استراحت هم بکنند. همایشی که من هفتهٔ قبل در آن شرکت کردم از این نوع بود. یک جای کم نظیر در اعماق کوه آلپ.

خوبی این همایشها اینست که اساتید و دانشجویان در کنار هم جمع می‌شوند و رابطه‌ای دوستانه بین آنها ایجاد می‌شود. البته رابطه بین استاد و شاگرد در فرانسه خیلی صمیمانه‌تر از ایران است و اصلاً آن دیوار قطوری که بین معلم و شاگرد در ایران وجود دارد، در اینجا نیست. اقلاً هفت ـ هشت سال پیش که من در ایران دانشجو بودم که اینطوری بود. مسلماً در ایجاد رابطه با دانشجو بین استادهای اینجا هم فرق است اما به طور کلی روابط گرمتر از ایرانیها با هم است. تازه دوست چینی من که تازه آمده می‌گوید چرا اینجا استاد و شاگرد اینقدر از هم دورند؟! حالا ببینید آنجا چه خبر است. این همایشها هم به دوستانه‌تر شدن روابط کمک بیشتری می‌کند. چون استاد و دانشجو دیگر در موقعیت استاد و دانشجو نیستند بلکه همسفر و همجلسه‌ایند. وقتی با استادی سر میز ناهار و شام می‌نشینی احساس صمیمیت بیشتری می‌کنی تا سر کلاس یا دفتر کارش. به قول یکی از دوستان فرانسویم «جرات می‌کنی سوالاتی بپرسی که سر کلاس یا گفتگوی رسمی نمی‌پرسی». استادها هم با علاقه جواب می‌دهند. از خوبیهای دیگر این نوع همایشها اینست که چه دانشجو و چه استاد، افراد دیگری را که در زمینه‌ٔ کاری او مشغول به تحقیق هستند را شناسایی می‌کند و رابطه‌های جدید به وجود می‌آید. یا اگر خواستند زمانی تحقیق جدیدی را شروع کنند که در آن زمینه اطلاعات زیادی ندارند می‌دانند به چه کسی‌ مراجعه کنند. چیز دیگری که در این همایش برایم جالب بود این بود که مدیران جلسه اولویت سوال پرسیدن را به دانشجوها می‌دادند. یعنی بعد از سخنرانی اگر استادی سوال داشت باید صبر می‌کرد تا دانشجو سوالش را بپرسد. تاکید هم می‌کردند که دانشجوها هر سوالی دارند بپرسند و فکر نکنند سوالشان ابتدایی یا احمقانه است. این واقعا به ما اعتماد به نفس می‌داد که جلوی آن همه استاد سرشناس ارتباطات حرف بزنیم. 

خلاصه اینکه یکی از هدفهای اصلی این همایشهای علمی، ایجاد رابطه‌های دوستی واحیاناً ادامهٔ آن در قالب همکاریهای علمی بین دانشجو ـ دانشجو، استاد ـ دانشجو و استاد - استاد است. البته بگذریم از اینکه وقتی در یک جمع علمی حضور پیدا می‌کنی کلی به معلوماتت اضافه می‌شود و یا خیلی‌ها از موضوع تزت خوششان می‌آید و تو کلی تشویق می‌شوی! ( ر. ک. یادداشت قبلی!)

یک نکته را هم در آخر بگویم. این دسته بندی من از نوع همایشها مستند به تجربه‌ام است و نه ترجمه‌ام از جایی. بنابراین ممکن است کم و کسری داشته باشد.   

  
نویسنده : ; ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٩
تگ ها : تز