پاسخ مودبانه و منطقی سایت آی‌تی ایران

وبلاگ آی‌تی ایران با تاخیر زیاد و بسیار مودبانه و غیرمغرضانه به یادداشت من (یادداشت دو مهر) که دربارهٔ یکی از مقالات سایتشان نوشته بودم پاسخ داده است. از آنجا که جوابهای نویسنده اصلا قانع کننده نیست، من توضیحات دوباره‌ام را در اینجا می‌نویسم:
ایراد من به منبع
مقاله همچنان باقی است. مشخص نیست که «بزرگراه فن‌آوری» که در اول مقاله به عنوان منبع ذکر شده چیست؟اگر سایت است پس لینکش کو؟ اگر مجله است پس رفرانسش کو؟ اگر رفرانس مقاله اصلی در دست بود، نویسنده معترض سایت آی‌تی می‌توانست به راحتی مشاهده کند که دو پاراگراف آخر مقاله «
وبلاگ، معمار دنیایی که آرزویش را داشتیم
» از این منبع نیست و از سیبستان است. حالا برای اینکه دقیقا مشخص شود چه قسمتهایی از مقاله از سیبستان برداشته شده است، مطالب را اینجا می‌آورم و امیدوارم نویسندهٔ عصبانی سایت آی‌تی این بار واقعا این دو مقاله را «بخواند»:

در مقاله «وبلاگ، معمار دنیایی که آرزویش را داشتیم» پاراگراف یکی مانده به آخر، از خط ششم تا آخر پاراگراف، از این یادداشت سیبستان قسمت« 4. تنظیم توقع از وبلاگ» برداشته شده است و فقط چند جمله کوتاه حذف شده است:

« به‌طور کلی اگر وبلاگ‌ها حلقه‌های بحث‌های نخبگان محسوب می‌شوند و اگر کار عمده آن‌ها که بالقوه ارزش اجتماعی داشته باشد مفهوم‌سازی است، روشن است که وبلاگ‌نویسان باید به این دو جنبه نقش بالقوه خود توجه خاصی داشته باشند. مفهوم‌سازی طرح اندیشه و نظری است که پیش از آن مطرح نبوده یا برجسته نشده بوده و نور نورافکن صحنه بر آن نیفتاده بوده است. ارزش رسانه‌ای وبلاگ در این زمینه کمابیش شبیه ارزش کمیسیون‌های مجلس شوراست. بحث‌ها در حلقه‌های کوچک طرح و آزمایش می‌شوند و پس از پخته شدن راهی رسانه‌های بزرگ و روزنامه‌ها و کلاس‌های درس و مانند آن می‌شوند. این نگاه، ارزش آموزشی-کارشناسی وبلاگ را بسیار بالا می‌برد، ضمن آنکه توقع افراد را از وبلاگ هم تنظیم می‌کند

آخرین پاراگراف مقالهٔ «وبلاگ، معمار دنیایی که آرزویش را داشتیم» هم از قسمت «. 3 وبلاگ ها منظومه های آزاد بحثهای نخبگان» همان یادداشت برداشته شده است: با این تفاوت که باز چند جمله کوتاه حذف شده است و یا تغییر داده شده است. به جای مثلا «نکته‌ام اینست که» نوشته است «باید توجه داشت که» و غیره:

«وبلاگ‌ها به‌ویژه وبلاگ‌هایی که می‌توان آن‌ها را وبلاگ مرجع نامید، حلقه‌های بسیار قابلی برای گفت‌وگوی نخبگان هستند. باید توجه داشت که کارکرد وبلاگ درحال حاضر این است که حلقه‌های مفهوم‌سازی بین گروه‌هایی ایجاد کند که جنس بحث آن‌ها از بحث‌های نخبگان است. در این نوع نگاه دو نکته دیگر هم وجود دارد: نخست، وبلاگی که دیده نشود و خوانده نشود و مورد بحث کامنت‌نویسان و وبلاگ‌نویسان قرار نگیرد وبلاگ نیست. بنابراین وبلاگ‌ها حلقه‌های تودرتویی هستند که هر زمان یکی در میان آن‌ها به مرجع بحث تبدیل می‌شود. در واقع منظومه‌هایی که به‌طور پیوسته باز و بسته می‌شوند. از این حلقه بحث به حلقه بحث دیگر می‌پیوندند. دومین نکته نیز به یکی دیگر از نقش‌های وبلاگ‌ها اشاره دارد. نقشی که گرچه ناشناخته نیست و تاکنون از آن به ابهام و اجمال سخن رفته است، اما با تاکید و برجسته کردن آن، وبلاگ با نقشی متجسم می‌شود که در دقیقه اکنون احتمالا مهم‌ترین نقش آن است. شناخت این مسئله به‌طور طبیعی بر رفتار وبلاگ‌نویسان تاثیر خواهد گذاشت، زبان و رهیافت آن‌ها را جهت می‌دهد و مخاطب آن‌ها را روشن‌تر خواهد ساخت.»

آقای شهرام یا آقا شهرام سایت آی‌تی در کمال ناجوانمردی این همه جمله را نمی‌بیند و می‌نویسد :« هر دو مطلب را خواندم و دریغ از یک تشابه مفهومی» و گیر می‌دهد به اینکه مهدی جامی رادیو زمانه را باز کرده، چیزی که اصلا هیچ ربطی به موضوع ندارد.

اسمش را خودشیفتگی بگذارید یا هرچیز دیگر، ما «حق نداریم» نوشتهٔ دیگران را به نام خودمان به ثبت برسانیم. مگر زیر این وبلاگها نوشته نشده نقل مطلب بدون اجازه نویسنده ممنوع است؟ من می‌دانم که جایی که اساتید دانشگاهش مطلب دانشجویان را به اسم خود چاپ می‌کنند، انتظار داشتن از وبلاگها برای رعایت حق مولف چیز بی‌معنایی به نظر می‌رسد. اما فکر می‌کنم اگر هر کس وجدانش را قاضی کند و در روابط فردی و اجتماعیش به دیگران و حقوقشان احترام بگذارد، ایران خیلی بهتر از چیزی که هست می‌شود و شاید بتوان این را از وبلاگنویسان که به قول استادم «بیشتر دانشجو و روزنامه‌نگار و مدرس دانشگاه و خلاصه قشر روشنفکر جامعه‌اند » شروع کرد. درست است، من تا زمانی که درآمدم اجازه ندهد که ششصد یورو بابت یک نرم‌افزار بپردازم از کپی‌شده‌اش استفاده می‌کنم، اما این دلیل نمی‌شود که که هر حق دیگری را پایمال کنم. تمام این وبلاگ را بگردید یک عکس بدون مرجع پیدا نمی‌کنید، نوشته که جای خود دارد.

وقتی این بحث را مطرح کردم وبلاگنویسان «سرقت شده» زیادی نوشتند یا ایمیل زدند که این کارها فایده‌ای ندارد و جالب است که متفق‌القول می‌گفتند که سارق طلبکار هم می‌شود. حالا می‌فهمم که حق داشتند! اینجاست که باید به آقای احسان رضایی، مسئول صفحه ادبیات همشهری جوان که اشتباه نویسنده‌ٔ خاطی را ( که مطلب کتابلاگ را بدون اجازه ذکر کرده بود) پذیرفت و عذرخواهی کرد ، گفت:« ای‌ والله».

پی‌نوشت:

-حالا که یکسری از خوانندگان من و آی‌تی می‌گویند که ممکن است تشابه نوشتاری پیش آمده باشد، به نویسندهٔ مقاله «وبلاگ، معمار دنیایی که آرزویش را داشتیم» پیشنهاد می‌کنم منبع مقاله‌اش را - که از روی آن ترجمه کرده- معرفی کند. اگر مطلبی که من ادعا می‌کنم کپی برداری از سیبستان است در آنجا بود، من روی همین وبلاگ و در ملا عام عذرخواهی خواهم کرد!

-کامنت شمارهٔ چهار به علت فحش دادن به «شهرام» حذف شد. این اولین بار است که در وبلاگم چنین اتفاقی می‌افتد و متاسفم که چند دقیقه باقی مانده بود. لطفاً اگر خرده حسابی با کسی دارید در وبلاگ خودش یا خودتان تسویه کنید. اینجا جای توهین و فحاشی نیست.

  
نویسنده : ; ساعت ٤:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٩
تگ ها : آدمها