از عکس بازتاب تا بازتاب عکس

بعد از اینکه سایت بازتاب یادداشت مرا بازتاباند، آقایی با نام محمد علی ریاضی پیام گذاشت ( نظرات روز شنبه، یادداشت ای رسانه‌ها، ای «سگهای نگهبان» جامعه...) که عکسی که بازتاب کنار یادداشت گذاشته از فلان وبلاگ است. من رفتم تمام سوراخ سنبه‌های وبلاگ عکسهای دیجیتالی را گشتم وعکس را پیدا کردم. نمی‌دانم چه کسی مطلب مرا در بازتاب چاپ کرد و نمی‌دانم خوانندهٔ همیشگی وبلاگ من هست یا نه. اما همان لحظه که تقریبا به من ثابت شد که عکس از وبلاگی برداشته شده بدون ذکر منبع، پیش خودم گفتم آقا یا خانم محترم بازتابی، اقلا یک نگاهی به مطلب قبل من می‌کردی که اینهمه داد و قال کرده‌ام در مذمت برداشتن آثار دیگران بدون ذکر نامشان.

خواستم این مطلب را در وبلاگم بنویسم، تیترش هم زود به ذهنم رسید: «بازتاب هم در کوزه افتاد». اما هزار و یک کار عقب مانده داشتم که مجال نوشتن ندادند. الان هم هیچکدام از آن هزار و یک کار نکرده را تمام نکرده‌ام اما دوباره امروز که سراغ آن مطلب رفتم دیدم که بازتاب توضیحی داده مبنی بر اینکه عکس از فلانجا است و متاسفانه نام منبع از قلم افتاده بود. خب خدا را شکر. با پیگیری صاحب عکس، بازتاب مجبور شد نام منبع را ذکر کند. هر چند که آدم به خودش می‌گوید اگر حسن نیت داشتید وتنها نام نویسنده «از قلم افتاده بود»، پس چرا آدرس وبلاگ عکاس را از روی عکس بریده‌اید؟
 پشت سر مرده
نباید بدگویی کرد اما آزاده عصاران هم یکبار با موقعیت مشابه از شرق خدابیامرز نالیده بود. متاسفانه الان وبلاگش در دسترس نیست که لینک بدهم. کاش اقلا این طبقهٔ روزنامه‌نگار که باید امانتدار خبر باشند از این کارها نکنند.   

  
نویسنده : ; ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۱
تگ ها :