بیان زندگی خصوصی، این بار با موسیقی

دوست الجزایری تباری دارم به اسم حنان. پارسال که همسایهٔ دیوار به دیوار بودیم شبی به اتاقش رفتم تا گپی بزنیم. در را که باز کرد داشت همزمان آهنگی را با خواننده زمزمه می‌کرد. همین طور که داشت صدای موسیقی را کم می‌کرد شروع کرد به توضیح که این خواننده سوریه‌ای - اصالة نصری - دو ویدئو کلوپ با مردی بازی کرده و گویا بعد از پخش شایعات شوهرش غیرتی شد و طلاقش داد. اصالة هم که هنوز شوهرش را دوست داشته و خود را قربانی سوء‌ظن شوهرش می‌دیده آهنگ مابقش انا ( من من نیستم) را بیرون می‌دهد و در رسانه‌ها اعلام می‌کند که آن را برای شوهر سابقش خوانده است:

«اگر با تمام قلبت به طرف من برنگشتی،‌اگر قسم نخوردی که یک ثانیه دور بودن از من عین یک سال است، اگر باور نکردی که بهشت در آغوش من است، من من نیستم
اگر مطمئن نشدی که لطف تو از من نشات می‌گیرد و عشقی که در قلبت است مال من است، اگر حتی زمانی که از من دور می‌شوی باز هم دلت مرا نخواست، من من نیستم
اگر از دور بودن از من پشیمان نشدی، اگر بهای روزهایی را که من خودم را غریبه حس می‌کردم نپرداختی، اگر از جام تلخی که من نوشیدم ننوشیدی، من من نیستم
به هر حال من ساکت می‌شوم و دیگر چیزی نمی‌گویم
این قلب مومن است که هدایتش می‌کند و من مومنم
اگر اشک‌ریزان برنگشتی که آشتی کنیم،‌ من من نیستم*»

نتیجه : شوهر سابق رجعت می‌کند.
پارسال که حنان این ماجرا را تعریف کرد به این فکر کردم که مطرح کردن زندگی خصوصی در یک محیط عمومی تا کجاها که پیش نمی‌رود و چه کارها که نمی‌کند. امسال بعد از اینکه در حین اسباب‌کشی، ترجمهٔ آهنگ را گم کرده بودم از حنان که روزی پیش من مهمان بود خواستم دوباره آن را برایم ترجمه کند. نگاه پر از شکی به من کرد و گفت : « تو یک چیزیت می‌شود که از این آهنگ خوشت می‌آید!» برایش گفتم که قسمتی از تزم راجع به مطرح کردن زندگی خصوصی روی محیط عمومی وبلاگ است و مثال این آهنگ برایم جالب است. ما ایرانیها آدمهای توداری هستیم و حرف دلمان را در بیشتر وقتها به نزدیکترین کسانمان هم نمی‌زنیم. اینکه یک نفر اینطوری زندگی خصوصیش را علنی کرده و تازه نتیجه مثبت هم گرفته برایم جالب است. حنان گفت که از این خواننده‌ها که زندگیشان را آواز می‌خوانند در بین عربها زیاد است. در بین فرانسویها هم چند تا مثال زد که من ادیت پیاف، دلیدا و پاتریک بروئل یادم مانده است.
حنان که رفت من فکر کردم که ما چند تا آهنگ ایرانی داریم که خواننده‌هایشان از زندگی خصوصی خود حرف زده باشند؟ چیزی پیدا نکردم. اگر هم باشد آنقدر کم هست که نتوانم مثل حنان پشت سر هم ردیفشان کنم. شما می‌شناسید؟
بنابراین من فکر می‌کنم بعد از تله رئالیته‌ها و صفحات شخصی این سومین ابزاری است که غربیها و حتی بعضی از شرقیها برای «بیان خود» استفاده می‌کنند. ما ایرانیها عجالتاً همین وبلاگ را داریم. اعتراض دارید کامنتدونی باز است و جاده دراز.

*ترجمه از عربی به فرانسه از حنان و از فرانسه به فارسی از من! چه شود!

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٥
تگ ها : بیان خود