کامنتها، بازتاب رفتار اجتماعی ما

یک وبلاگنویس معروف می‌گفت: « یک سری از کامنتگذاران هستند که من هر چه می‌نویسم بد و بیراه می‌گویند. راجع به تکنولوژی می‌نویسم، فحش می‌دهند و می‌گویند تو برو از سیاست بنویس؛ تو را چه به این کارها. از سیاست می‌نویسم، می‌نویسند فلان فلان شده تو از سیاست چه حالیت می‌شود، برو از جامعه بنویس. و قس علیهذا.» گفتم:«خب پس ناسزاها را حذف کن تا این سری مجال جولان نداشته باشند.» گفت:«در آن صورت سه چهار تا کامنت بیشتر نمی‌ماند!»

صحبت من هم راجع به همین سری کامنت‌گذاران یا به قول یک وبلاگنویس تروریستهای اینترنتی در وبلاگ خودم است. کافیست با یک یا چند جمله‌ام مخالف باشند. چنان عنان می‌گسلند که آدم حیران می‌ماند. بهترینش اینست که بنویسند: «از حضرتعالی که دانشجوی دکترای ارتباطات در فرانسه هستید بعید است که فلان». انگار که یک دانشجوی دکترای ارتباطات در فرانسه حق ندارد نظری مخالف نظر خودشان داشته باشد و یا اصلا اشتباه کند. باید تحصیلاتش را میل کرد و در چشمش فرو کرد تا ادب شود. حالا تازه این مودبانه‌ترینش است. بعد از اینکه من از سایت آی‌تی  ایراد گرفتم، تا چند روز کامنتها مربوط به نکوهش سرقتهای وبلاگی بود. همین که آقای شهرام شریف با لحن نامناسب از خود من و یادداشتم نوشت، رنگ کامنتهای یادداشت دومم هم عوض شد. البته خود آقای شریف بلافاصله جملات توهین‌آمیزش را خط زد و به اصطلاح حرفهایش را پس گرفت. اما یک سری از کامنتها واقعا خواندنی بودند.

جمع‌بندی من از کامنتهای وبلاگ خودم و وبلاگهای دیگران این است که کامنتها صورت نوشتاری رفتارهای اجتماعی ما هستند. نقد کردن و نقد شدن در جامعه ما معنایی ندارد. بیشتر ِما وقتی  با کسی مخالفیم گوجه فرنگی گندیده به طرفش پرت می‌کنیم. زمانی هم که از نظرش دفاع می کند به لجاجت و کله‌شقی متهمش می کنیم. اصلاً تا به طرف مخالف طعنه نزنیم یا توهین نکنیم جانمان آرام نمی‌گیرد. یکسری از ما هم اصلاً حق خودمان نمی‌دانیم که با طرف مخالفت کنیم. در همان یادداشت کسانی بودند که به خاطر مخالفت با من معذرت خواهی کردند. چرا عذرخواهی؟ این حق شماست که با من مخالف باشید. همانطور که حق منست که با شما مخالف باشم. قرار نیست که همه با هم موافق باشند. منتها این مخالفت باید با استدلال همراه باشد نه ناسزا و توهین و طعنه.

یک چیز دیگر که از قبل به آن فکر می‌کردم و در وبلاگ خودم هم تایید شد اینست که بعضی کامنتگذاران زود تحت تاثیر کامنتهای قبلی یا تفسیر لینک دهنده به مطلب قرار می‌گیرند. در بخشهای نظرخواهی، زیاد دیده‌ام که نویسنده به چند مطلب مختلف اشاره کرده است. همین که دو سه تا کامنت به یک سمت می‌روند بیشتر کامنتهای بعدی هم به همان سمت می‌روند. درباره اینکه کامنت‌گذاران توسط تفسیر لینک دهنده تحت تاثیر قرار می‌گیرند، مثال لینک شریف و سایت بازتاب برایم خیلی جالب است. آقای شریف با واژه‌هایی نامناسب و لحنی تند  مطلبش را نوشت و تعدادی از کامنتگذاران همان واژه‌ها را با همان لحن برای مخالفت با من از سر گرفتند. بازتاب ضمن بازچاپ مطلب من – منتها با تغییر یکسری از واژه‌ها، که نگارش فارسی مطلب را بهتر نکرد، که بدتر کرد- در انتقاد از کار رسانه‌های ایران یکی دو خط نوشت و بیشتر کامنتها به آن سمت رفت. من احتمال می‌دهم اگر بازتاب مثلاً تیتر می‌زد: «تلویزیون فرانسه، دایهٔ مهربانتر از مادر» و یکی دو خط می‌نوشت که حالا چه شده که تلویزیون فرانسه به فکر مردم ایران افتاده است و یا چیزی شبیه این، لحن کامنتهای من هم عوض می‌شد. مثلا می‌نوشتند: از شما که دانشجوی دکترای ارتباطات در فرانسه هستید عجیب است که ...!!
می‌خواهم بگویم که گاهی مردم ما فکر نکرده و سریع جوگیر می‌شوند و عکس‌العمل نشان می‌دهند.  این را بارها در جامعه‌مان هم دیده‌ایم. کمی فکرکنیم مثالهای زیادی یادمان می‌اید. در وبلاگها هم که بگردیم زیاد می‌بینیم.

یک کامنت‌گذار دیگر هم دارم که در نوع خودش پدیده‌ایست. این آقای وبلاگنویس هرازچند‌گاهی می‌آید و جمله‌ای می‌نویسد و  (:-*) می‌گذارد و می‌رود. هر چند که از کامنتهای دیگر این آقا بر می‌آید که قصد توهین ندارد. اما آیا ایشان ذره‌ای احتمال نمی‌دهد که من ممکن است خوشم نیاید؟ مگر با عرف ایران آشنایی ندارد؟ مگر امکان ندارد من از جمله زنانی باشم که این کار را توهین تلقی می‌کنند؟این هم برمی‌گردد به رایج بودن بی‌احترامی به عقیده و شخصیت دیگران در ایران. این هم بسان صدها متلکی است که زنهای ایرانی روزانه در کوچه و خیابان می‌خورند. لطفاً دیگر اینجا نگویید زنها خودشان مرض دارند. تمام وبلاگ مرا بگردید یک عدد از این «مرض»ها پیدا نمی‌کنید. اینها از آنجا ناشی می‌شود که ما به خودمان این حق را می‌دهیم که تا زمانی که کسی نیست که گوشمان را بکشد، به هم توهین کنیم و حق هم را ندیده بگیریم. به علاقه و انتخاب دیگری احترام نگذاریم. فقط خودمان راببینیم و نه دیگری را.

خلاصه اینکه در کنار کامنتهای محبت‌آمیز، خنثی و اسپام اینجور کامنتها در بیشتر وبلاگها وجود دارند. من هم سعی کرده‌ام سطح رواداریم را بالا ببرم و تا می‌توانم چیزی را حذف نکنم تا کامنتدونیم آیینهٔ تمام‌نمای رفتار هموطنان کامنتگذار باشد. اگر رفتار نسل قبل را فقط در کتابها یا از زبان بزرگترها می‌توان خواند یا شنید، رفتار نسل ما در وبلاگها و کامنتدونیش هم ثبت می‌شود. برای وبلاگ‌پژوهان هم نکته‌های قابل تاملی در آنها پیدا می‌شود.

  
نویسنده : ; ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱٢
تگ ها : وبلاگ