سال سوم

من بالاخره ثبت نام امسالم را کردم. و از امروز موضوع تزم را در بخش سمت راست وبلاگم تغییر دادم. موضوع تز با پیشرفت تدریجی آن تغییر میکند و در واقع پخته‌تر می‌شود. چون هر چه بیشتر می‌گذرد آدم بیشتر می‌فهمد روی چه موضوعاتی می‌خواهد کار کند و به خاطر همین است که هر سال و شاید هم هر چند ماه یکبار موضوع تحقیق در ذهن تغییر می‌کند. موضوع امسال من هم «نمایش خود» در وبلاگهای ایرانی است. حالا این «نمایش خود» نمی‌دانم به فارسی گویا هست یا نه. با دوستی صحبت کردم و تا حدودی با این عنوان موافق بود ( و حتی واژهٔ ‌خودنمایی را پیشنهاد کرد که اگر در فارسی حاوی بار منفی نبود چیز خوبی بود). منظور از آن همه صحبت کردن از خود و به طور کلی به نمایش گذاشتن جنبه‌های مختلف ظاهر و باطن خود به روی صحنه نمایش وبلاگهاست. اینکه وبلاگنویسها چرا و چگونه و از چه چیزهایی دربارهٔ خود حرف می‌زنند یا حرف نمی‌زنند و این کار چه چیزهایی برایشان می‌آورد. اصولا مفهوم «خود» در وبلاگ چیز مهمی است.

در اولین یادداشت جدی وبلاگم کلی فسفر سوزانده‌ام و در همین باره چیزی نوشته‌ام. استاد راهنمایم هم سوالات تحقیقم و نحوهٔ‌بیانش را پسندیده و حالا به من سه ماه وقت داده که روش تحقیق و وبلاگهایی را که در ارتباط با سوالات مساله تحقیقم هستند را مشخص کنم. من هم مشغول انتخاب قربانیانم هستم! یکی از آنها که تابستان با کمال میل قبول کرده بود. امیدوارم اگر قطعی شد زیرش نزند! البته کار خاصی که نمی‌کنیم فقط سه چهار ساعتی مصاحبه!

موضوع تحقیقم را خیلی دوست دارم. یعنی دقیقا رفته‌ام سراغ چیزهایی که مطالعه درباره‌شان برایم لذت بخش است. به قول یکی از استادهایمان تحقیق قبل از هر چیز دیگر لذت است. به همین دلیل هم کارت دانشجویی امسالم را که سبز رنگ است تقدیم می‌کنم به فهیمهٔ نازنینم که رنگ سبز دوست دارد. «برگ سبزی» که با ارزشترین برگه‌ای است که در حال حاضر دارم. به خاطر اینکه برکت دوستیت همیشه در زندگی من موج می‌زند.

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢٢
تگ ها : تز