آیا واقعا وبلاگستان به مثابه حوزه عمومی هابرماسی است؟

عبدی کلانتری در رادیو زمانه مطلبی نوشته و در آن جنبه حوزه عمومی بودن وبلاگستان را بررسی کرده است. من به اقتضای موضوع تزم قدری در این زمینه فکر کرده‌ام و خیلی با نظر عبدی کلانتری موافق نیستم. یعنی به نظر من وبلاگستان با معیارهای یک حوزه عمومی آنطور که هابرماس مطرحش کرده جور در نمی‌آید.

نظریهٔ حوزهٔ عمومی را یورگن هابرماس بیش از چهل سال پیش ) به طور زیر بیان کرد (به زبانی ساده و خلاصه) :
در قرن هجده میلادی، بورژواهای روشنفکر فرانسه (و بعضا انگلستان و آلمان) در امکان عمومی مانند قهوه‌خانه، سالن، تئاتر و... جمع می‌شدند و به روشی عقلانی به بحث و استدلال می‌پرداختند و قدرت پادشاهی حاکم را به نقد می‌کشیدند. این انتقادها توسط روزنامه‌های آن زمان (که با وجود تمام مشکلات سیاسی و اقتصادی، تولید می‌شدند) منتشر می‌شدند و افکار عمومی را شکل می‌دادند. هابرماس این مکانهای ارتباطی را حوزه عمومی می‌خواند. پس از خصوصیات یک حوزهٔ عمومی اینهاست :
- عمومی است،‌
- ورود و صحبت کردن همهٔ افراد آزاد است (همه به یک اندازه و بدون تبعیض) ،
- انتخاب موضوع گفتگو محدودیتی ندارد ،
- بحثها استدلالی و عقلانی هستند ،
- این بحثها به توافقی نائل می‌شوند،
- و درنهایت حوزهٔ عمومی جایی است که شکل دهی افکار عمومی را در دست می‌گیرد.

اینکه به همین آسانی بخواهیم بگوییم وبلاگستان (لااقل ایرانی) یک حوزه عمومی هابرماسی است، ‌یعنی با معیارهای بالا جور درمی‌آید کار ساده‌ای نیست.

وبلاگستان به نظر من فاقد بعضی از این معیارهاست. اول اینکه در وبلاگستان همه از یک قدرت برخوردار نیستند.  درست است که هرکسی که صاحب یک خط اینترنت و کمی دانش کامپیوتری باشد می‌تواند وبلاگ بنویسد، ‌اما در وبلاگستان صحبت کردن به معنای شنیده شدن نیست. تا زمانی که وبلاگنویس شخص مشهوری نباشد صدایش در وبلاگستان پخش نمی‌شود و درواقع نمیتواند با بقیه اعضاء این حوزه ارتباط برقرار کند. مثالش را می‌توان در خیلی از وبلاگهای بی‌سروصدا دید. این سری وبلاگها هرقدر هم گفتگوی عقلانی و استدلال و بحثهای روشنفکرانه بکنند نمی‌توانند صدایشان را به گوش کسی برسانند. تا وقتیکه که ارسال کنندهٔ پیام نتواند پیام را به دریافت کننده ( در اینجا تمام اعضای حوزهٔ عمومی) برساند ارتباطی صورت نگرفته و درنتیجه گفتگویی انجام نشده که عقلانی و انتقادی باشد یا نه.

دوم اینکه بخش اعظم نوشته‌های وبلاگی را خاطرات و شعر و متنهای ادبی و ... تشکیل می‌دهند که با آنچه هابرماس گفتگوی انتقادی می‌نامد فرق دارد.

سوم اینکه من خیلی مطمئن نیستم که نوشته‌های وبلاگی در شکل‌دهی افکار عمومی نقش داشته باشد. حتی اگر وبلاگهایی که عبدی کلانتری «روشنفکر حوزهء عمومی» می‌نامدشان با «ابزارعقل تحلیلی و دانش اجتماعی و تسلط بر فنّ بیان» بنویسند، تا چه اندازه می‌توانند در شکل‌دهی افکار عمومی نقش داشته باشند؟ مگر چند درصد مردم ایران وبلاگ می‌خوانند؟  خیلی سخت است که بتوانیم تاثیر وبلاگ‌خوانی را بر شکل‌دهی افکار عمومی بسنجیم. یعنی بدون تحقیق کافی نمی‌شود گفت که وبلاگها در این امر نقشی داشته‌اند یا دارند.

پس بین وبلاگنویسها در ایجاد ارتباط با بقیه تبعیض برقرار است،‌ بیشتر گفتگوهای وبلاگی از جنس استدلال عقلانی نیست و وبلاگستان در شکل‌دهی افکار عمومی (لااقل در حال حاضر) نقشی ندارد. به همین دلیل نمی‌توان آن را یک حوزه عمومی دانست.

رضا کلاهی در فروغ با زبانی ساده مطالب جالبی راجع به حوزه عمومی و وبلاگستان نوشته است. لینک بخش اولش را می‌گذارم. برای خواندن این مجموعه شش قسمتی زحمت بکشید به 67 لینک در نوار آدرستان یک اضافه کنید و تا 75 پیش بروید.

 پ.ن.  یادم افتاد در یکی از بحثهایی که در یکی از کنفرانسها در همین باره شده بود، یکی از  شرکت کنندگان به جای حوزه عمومی "حوزه مشترک"،  یا "حوزه خصوصی گشوده به عموم "را پیشنهاد کرده بود. 

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱٥
تگ ها : وبلاگ