وبلاگهای خواندنی اما پنهان پارینه

هر چند که فقط چند ساعت از تحویل سال گذشته، اما در همه وبلاگها مبارک باد های سال نو به چشم می‌خورد چون وبلاگنویسها و وبلاگ‌خوانها از چند روز پیش شروع کرده‌اند به تبریک گفتن عید در وبلاگها یا بخش نظرخواهی آنها. من هم سال نو را به همه وبلاگیها و غیر وبلاگیها تبریک می‌گویم و امیدوارم امسال سال خوبی برای ارتباطات میان فردی، اجتماعی، سیاسی،‌علمی، ‌فرهنگی ما باشد. (اینهم تبریکی مناسب با حال و هوای موضوع وبلاگم!)

در سال 85 ماجراهای زیادی  وبلاگستان اتفاق افتاد و من به دلیل اینکه تحقیقم وقت زیادی ازم می‌گیرد نتوانستم برخلاف سال قبل فهرستی از این اتفاقها تهیه کنم.( بخشی از این حوادث را در رادیو زمانه بخوانید.) فقط یک چیز خیلی به چشمم قابل تامل آمد و آن اینکه پارسال تعداد کسانی که زندگی خصوصی دیگران یا ایمیلهای رد و بدل شده که در واقع حکم یک مکاتبه خصوصی دارد را روی وبلاگشان "لو دادند" خیلی زیاد بود. از غیر اخلاقی بودنش که  بگذریم متاسفانه از نتایج نحس این کار رواج بی‌اعتمادی است. وقتی فرانسه آمدم فهمیدم که ما ایرانی‌ها چقدر به هم بی‌اعتماد هستیم. اینجا به شدت به کلامت، عملت، قولت، امضایت و... اعتماد میکنند. دلیل این بی‌اعتمادی ما به هم شاید این است که همیشه از اعتماد طرف مقابل سوءاستفاده کرده‌ایم. حالا هم که هر ایمیلی که می‌زنیم یا هر گفتگویی که با کسی می‌کنیم باید به خودمان بگوییم که ممکن است روزی آن را در وبلاگش بنویسد. وحشتناک است. هرقدر دیدن دوستیهایی که از طریق وبلاگ به وجود آمده لذت بخش است، دیدن اینگونه بی‌مهری ها ناخوشایند است.

مساله دیگر اینکه سیبستان در روزهای آخر پارسال پیشنهاد خوبی داد و آن اینکه وبلاگهای خوبی را که کمتر دیده‌ می‌شوند معرفی کنیم. ما هرچه منتظر شدیم که یک بزرگتر سوت آغاز را بزند خبری نشد. بنابراین تصمیم گرفتم خودم دست به کار شوم. من از آنجایی که تحقیقم راجع به وبلاگهای  "از خود نویس" است،‌ بیشتر وبلاگهای خواندنی که پارسال کشف کردم در همین زمینه است. در ضمن نحوه کشف را هم می‌نویسم.

بهشت دل و نیستان را به خاطر صمیمانه نویسی و نوع نگاه کردنشان به دنیا دوست دارم. شباهت زیادی بهم دارند. اولا که هر دو رشته تحصیلیشان یکی است. بعد هم هر دو اهل ادبیات و عرفان و دینند، اما ادعا و ادایی ندارند و بی تکلف می‌نویسند. هر دو خیلی قشنگ و روان احساساتشان را می‌نگارند و از وبلاگنویسهای قدیمی هستند. اولی را دوستی معرفی کرد و دومی، خودش را در گرونوبل دیدم و آدرسها رد و بدل شد.

به خاطر خودم می‌‌گی؟ وبلاگ مادری که از کارها و حرفهای بامزه پسرش می‌نویسد. حسین پنج ساله به شدت باهوش و بامزه است. یک نمونه: «دیروز ما می خواستیم چایی بخوریم . حسین گفت: شما چایی بخورید. اما بچه ها نباید چایی بخورن بگم چرا؟ چون آهن بدنشون شل می‌شه». لینکش را در وبلاگ دوستی دیدم.

دستنوشتهای یک کج و معوج 16 ساله: یک دختر شانزده ساله و اظهار نظرها و تحلیلهای به این جالبی؟ شادابی و شیطنت یک دختر نوجوان را در همه جای این وبلاگ می‌توان دید. کامنت بامزه‌ای که در وبلاگی گذاشته بود نظرم را جلب کرد.

اخبار وبلاگ: وبلاگی که اخبار مربوط به وبلاگ را از خبرگزاریها جمع‌آوری می‌کند. کار جدید و مفیدی است. لینک اتفاقهای مهمی که در وبلاگستان می‌افتد،‌مصاحبه‌ها و ... را در این وبلاگ می‌توان پیدا کرد. اگر شما هم خبری را در باره وبلاگ خوانید برایش کامنت بگذارید. اینطوری مجموعه‌ای غنی از خبرهای راجع به وبلاگ درست می‌شود. خود نویسنده آدرس وبلاگش را برایم فرستاد.

  
نویسنده : ; ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱
تگ ها : وبلاگ