موثرهای من

مهم نیست که تاثیرگذارندگانت چه کسانی هستند، مهم اینست که چه در چنتهٔ تو گذاشته باشند.

 با این سخن حکیمانه و با تاخیر بسیار دعوت آقای هنوز را لبیک گفته و از تاثیر گذارندگان بر شادی ضابط می‌نویسم. ولی اول باید اعتراف کنم که وقتی این جنبش به راه افتاد عین شاگرد تنبلهایی که وقتی معلمشان می‌خواهد اسمی را برای درس پرسیدن صدا بزند،‌ خودشان را پشت همکلاسی قایم می‌کنند و خداخدا می‌کنند که اسمشان برده نشود، من هم چشم امید داشتم که چشم کسی به من نخورد، اما نشد. چون بنده که معرف حضور هستم، میلی به از خود نوشتن در این وبلاگ ندارم مگر اینکه واقعا خودش خودبخود و بدون اجازه من بجوشد. سری قبل که افشین مرا برای بازی آرزو دعوت کرد توانستم یک جوری بپیچانمش اما هنوز با هنوز رودربایستی دارم!

 خب برویم سر اصل مطلب. به نظر من سوال"تاثیر گذارندگان بر شما کیستند؟" دو معنا دارد یا در عمل توسط وبلاگنویسهایی که به این سوال جواب دادند دو جور معنا شد. در وهله اول می‌شود از آن این را فهمید: افرادی که بر ما تاثیر گذاشته‌اند، به گونه‌ای که خط و مشی تفکر و زندگیمان را شکل داده‌اند یا عوض کرده‌اند. مفهوم دوم افرادی که آدم را تحت تاثیر قرار داده‌اند. خیلی‌ها ممکن است آدم را تحت تاثیر قرار دهند جوری که حتی یاد آن تا سالها باقی بماند اما کسانی که بر ما، نوع تفکر و زیستنمان اثر گذاشته‌اند زیاد نیستند. 
 حالا اگر من بخواهم از سری اول نام ببرم اول به دکتر شریعتی اشاره می‌کنم که سالها قبل، ‌روی نگاهم به دینم تاثیر گذاشت و دوم به زندگی کردن در فرانسه که روی نگاهم به دنیای اطرافم موثر بود. زندگی کردن با آدمهایی که همنوعشان را همانطوری که هستند قبول دارند و به او احترام می‌گذارند، که صادق و رکند،‌ که زندگی هم را با فضولی و دخالت تباه نمی‌کنند.  

در مرحله تحت تاثیر واقع شدن خیلی‌ها هستند. از پیرزنی که لنگ لنگان ویلچر شوهر معلولش را هل می‌دهد بگیرید، ‌از بچه‌هایی که به آدم التماس می‌کنند فلان چیز را بخر عبور کنید، تا کسی که صادقانه مهرش را نثار محبوبش می‌کند.  

 

اما همانطور که در ابتدا گفتم آنچه مهم است اینست که این موثرها چه از آدم ساخته باشند.

 

غ. م. (غیر مرتبط!):باز از همه کسانی که در یادداشت قبلی وبلاگ معرفی کردند ممنونم. و متاسفم که نمی‌توانم به تک‌تکشان توضیح دهم آیا وبلاگ معرفی شده به کار تحقیق من می‌آید یا نه. به هر حال در نظرخواهی آن یادداشت هنوز باز است!

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢
تگ ها :