کامنت شما نشانه حضور شما و دیده شدن من است

حکایت کامنت گذاران وبلاگها حکایت جالبی است. مطهره بانو دارد در این باره تحقیقاتی می‌کند. من درحال حاضر چیزی که برایم جالب است اینست که وبلاگ نویسها چطور از خواننده‌ها دعوت به نظر گذاشتن می‌کنند. اصلا چرا وبلاگنویسها دوست دارند بقیه برایشان کامنت بگذارند؟ سراغ نظریه‌های روانشناسی اجتماعی و روابط بین فردی که برویم می‌گویند که ما برای تایید خودمان احتیاج به نگاه و تایید دیگران داریم. یعنی به نوعی خودمان را در بقیه می‌جوییم. سارتر می‌گوید کافی است که دیگری به من نگاه کند تا من من شوم.

 ما خودآگاه یا ناخودآگاه دوست داریم که دیگران ما را ببینند و جدیمان بگیرند. به ما لینک بدهند. برایمان نظر بگذارند. حالا اینکه چرا بعضی از وبلاگ نویسها کامنتدونیشان را کلا می‌بندند و عطای این نوع نگاه دیگران را به لقایش می‌بخشند جای بررسی دارد. من برای انتخاب وبلاگهای تحقیقم در لابلای وبلاگها می‌گشتم و کسانی که علنا این نگاه را طلب می‌کردند را شکار می‌کردم. وبلاگنویسها ترفندهای جالبی برای کامنت‌گیری دارند. بعضی‌ها هر از چندگاهی در متن یادداشتها اشاره به کمبود نظر می‌کنند و یا درخواست پیام می‌کنند. بعضی ها هم به جای "نظر دیگران" جملات جالبی می‌نویسند. من نمره اول را به وفادار دلشکسته می‌دهم که با دو جمله

 

 اگه خوندی و خوشت اومد ولی کامنت ندادی خیلی کم لطفی کردی..
کامنت شما نشانه حضور شما و باعث دلگرمی است!

 

واقعا حق مطلب را ادا کرده است. تعداد نظرها را هم نگاه کنید می‌بینید که چقدر موثر بوده است. جمله فروغ هم قشنگ است:"با من حرف بزن". یک وبلاگنویس را هم پیدا کردم که نوشته بود "تا به حال ... نفر پیام دادند. بدو بدو عقب نمونی." متاسفانه چون شرایطش برای تحقیقم مناسب نبود آدرس وبلاگش را گم کردم! چند ماه پیش هم یک وبلاگی را دیده بودم که می‌نوشت "دم در بده بفرمایید تو!"یک سری دیگر هم هستند که مثلا می‌نویسند ... مهربان. یا ... همراه. و صفتهای اینچنینی که خواننده را تشویق می‌کند نظر بگذارد. چند روز پیش با دوستی صحبت می‌کردم و آخرش یک ابتکار جالبی برای دعوت به نظر گذاشتن ذهنمان رسید: " لعنت به پدر و مادر کسی که در این مکان کامنت نگذارد" که البته چنین وبلاگ نویسی ناسزای بقیه را به جان خواهد خرید!

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱٧