باامید و بی تردید

 

دیروز یکی از دوستان فرانسوی می گفت در بحبوحه جنگ جهانی دوم، زمانی که هیتلریان مقتدرانه می تاختند و می کشتند، چند فرانسوی در اوریاژ، نزدیکی همین گرونوبل خودمان، جمع شده بودند و برای روزهای بعد از شکست هیتلر و آینده فرانسه و اروپا برنامه ریزی می کردند. یکی از همانها بعدها شد رییس روزنامه لوموند. با تعجب فراوان پرسیدم چه چیزی باعث می شد که خودشان را خوش خیال یا بی عقل فرض نکنند و این کار را بیهوده ندانند؟ گفت امید!  ظلم و زور که ماندنی نیست! این را همه می دانند! 

 

/ 7 نظر / 84 بازدید
ننه نقلی

عجیب است این چیزها را از بچگی تو مدرسه و سرکلاس و تو کتاب درسی و جلسه سخرانی و... درگوشمان می خوندن (اونم از قول محکم خدا) ولی بازم زیر بار امتحان و فشار خیلیامون می بریدیم که:ای بابا خوش خیالی ها! امید کدومه! نمی بینی مگه...؟! سرکاریم!

مهتا

می گن که حکومت کفر پایداره.. ولی حکومت ظلم نه.. ولی خدا کنه این اتفاق قبل از اون بیفته که اینا بیش از این دیگه به فرهنگ ما آسیب نرسونن

سوسک شلخته

بونژو مادام ضابط[نیشخند]من هیچی فرانسه بلد نیسم[گریه][گریه](آیکون خدا شفای عاجل بده)...عجب وبلاگ جالبی...بر خلاف عکس سردش مطالب گرمی داره[عینک][نیشخند]...وبلاگتان را دوست میداریم[گل]

پامج

ما همچنان اميدوار باقي مي‌مانيم.

badboy

یعنی ما هم از همین الان خیال پردازی رو شروع کنیم؟

مرتضی

من معنای تگ و کلمات کلیدی رو نفهمیدم!