از تاثیرات رسانه ها: مذهب در رسانه های ایران

چند وقتی بود که داشتم مقاله ای می نوشتم که جان کلامش تاکید بر منفعل نبودن استفاده کنندگان فناوری های ارتباطات و اطلاعات بود.  از آنجایی که مقاله به فارسی بود می گشتم که مثالهایی را پیدا کنم که برای خواننده قابل لمس باشد. یکی از مواردی که به ذهنم رسیدموضوع تبلیغ و ترویج اسلام در صدا و سیما بود و تاثیر آن بر مردم که البته در مقاله نیامد. همزمان یادداشت وبلاگی را خواندم که از عملکرد صدا و سیما انتقاد کرده بود که چرا مجری های برنامه فیتیله وقت اذان که می شود به جای اینکه برنامه را قطع کنند و به بچه ها بگویند بروید نماز بخوانید، خودشان نماز نمی خوانند که روی بچه تاثیر بیشتری داشته باشد، اگر قصد صدا و سیما نماز خوان کردن بچه هاست.

 

اینجانب به این دلیل که جایی ارتباطات می خوانم که محققینش دیدی به شدت انتقادی به مساله تاثیرات رسانه ها دارند و اصلا هر بار که می خواهند از تاثیرات یک فناوری ارتباطی در جامعه ای حرف بزنند کلمه هایی نظیر تاثیرات و نتایج را داخل گیومه قرار می دهند، از تاثیر صدا و سیما در فرآیند مذهبی کردن مردم خیلی مطمئن نیستم. سی سال است که صدا و سیمای ما وقتی زن ایرانی را نشان می دهد یک تار مویش هم پیدا نیست. برنامه ها، آموزشها، مسابقات، سریالها و ... همگی مذهبی برای نسل من که در کودکی و نوجوانی ابزاری بجز تلویزیون ایران نداشتیم و هنوز نه ماهواره بود و نه اینترنت و نه هیچ ابزار ارتباطی لامذهب دیگر، از سر و کول رادیو و تلویزیون بالا می رفت. همین نسل اقلا آن قسمت از زندگیش که به نمایش عام می گذارد نشانی از مذهب ندارد. بارزترینش هم پوشش اش. الان را نمی دانم اما آن موقع ها که در سریالها هر چه آدم خوب بود مذهبی بود و اسمی مرتبط به اسلام داشت و هر چه آدم نابکار بود نامی دگر (اگر نگوییم شاهنامه ای). چقدر تاثیر داشته روی این مساله که همین نسل مذکور نام مذهبی انتخاب کنند برای کودکانشان؟ من که اطرافیانم اکثرا برای بچه هایشان نامهایی که به نظرشان نام –اصیل- ایرانی است برگزیده اند. بگردیم باز موارد دیگری پیدا می کنیم که صدا وسیمای کشور ما سعی می کند به نوعی مذهب را وارد زندگی مردم کند اما مردم کاری دگر با این پیام ها می کنند.

 

مدتها پیش نوشته بودم درباره این موضوع که دریافت کننده پیام منفعل نیست و خواننده ای پیام گذاشته بود که  »این را که یک دانشجوی لیسانس ارتباطات هم می داند « .بله شاید بدانند اما سالهاست که قدرت رسانه ها و میزان تاثیر گذاری آنها با تحقیقات مختلف زیر سوال رفته ولی هنوز در بسیاری از برنامه ریزی ها و تحقیق ها و گفتمان ها ردپایش به چشم می خورد و همچنان گیرنده یک پیام دقیقا آن کاری را که ما انتظار داریم با پیام ما نمی کند.  او فردی داری عقل، اختیار، قدرت محاسبه، تحلیل و نقد است حتی به میزان کم. تماشاگر تلویزیون هیچ کار نکند می تواند دستگاه را خاموش کند یا شبکه را عوض کند. اینکه فرض کنیم می توانیم از طریق رسانه ها مردم را مذهبی کنیم مساله را خیلی ساده کرده ایم. نهادهای اجتماعی شدن انسانها متعددند و خانواده و مدرسه مهمترین نهادهایی است که کودک روش زندگی و رفتار را در آنجا می آموزد. و خلاصه موضوع خیلی پیچیده تر از این حرفهاست که ما فکرش را می کنیم.   

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت و برنارد میژ Bernard Miège، از نظریه پردازان برجسته ارتباطات فرانسه، روی آن خیلی تاکید می کند این است که پدیده های ارتباطی را باید در دراز مدت بررسی کرد. ممکن است بعضی پیامهای رسانه ای در طول چند روز یا ماه یا سال تغییری در رفتار و افکار ایجاد کنند اما اگر بعد از آن چند روز یا ماه یا سال سراغ همان افراد برویم اثری از آن تاثیر نیابیم. مثلا چه بسا که کودکان بسیاری با دیدن نماز خواندن عمو پورنگ بروند نماز بخوانند اما آیا همانها در چند سال بعد هم نماز خوان باقی می مانند؟

 

/ 17 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحید

یادم می آید زمانی که در دوران آموزشی خدمت سربازی بودیم نمازجماعت ظهر اجباری بود و حتی بعضی وقتها هم امار غایبین گرفته می شد. نماز خواندن که اجبار در آن بود بسیار برای من سخت بود جمله ای بود که همیشه به دوستانم می گفتم که ببین آخر اینا می تونند ما چند تا نماز خون رو هم با این کارهاشون بی نماز کنند یانه. از اینگونه موارد خنده دار در جمهوری اسلامی بسیار است، مشهور است اوایل انقلاب کمونیست ها ومارکسییستها و توده ای هایی را که در زندان بودند وا می داشتند تا نماز بخوانند یا باالاجبار که روزه بگیرند، نمی دانم اقایان آماری دارند که چند نفر از انها نماز خوان و مسلمان شده اند یا خیر؟

سعید

با درود ( بخش اول ) افرادهرجامعه ای در مقابل هر موضوعی به سه گروه تقسیم می شوند1.موافق 2.مخالف3.بی طرف یا بی تفاوت ,حالا برخی با تفکر وبرخی دیگر با دنباله روی که معمولا جمعیت دنباله روها بیشتر است. با احترام به نظر شما من با این جمله شما موافق نیستم : ( تاکید بر منفعل نبودن استفاده کنندگان فناوری های ارتباطات و اطلاعات ) به نظر من تاثیر رسانه های گروهی همچون تلویزیون و روزنامه بر دسته های بالا به این صورت است که موافقان مشتاق ترشده ومخالفان هم مجبور به سکوت می شوند.ولی دسته بی تفاوت با هجوم تبلیغات همجانبه جذب تبلیغات می شوند و اصلا برایشان فرقی نمی کند که این تبلیغات به نفع کی وضرر چه کسی باشد. چون این افراد وقت فکر کردن ندارند وبدنبال یک لقمه نان بخور ونمیر هستند ، یعنی هنوز نیازهای اولیه شان برآورده نشده تا به نیازهای درجه دوم وسوم فکر کنند.اینها بیشینه جمعیت را تشکیل می دهند.

سعید

با درود (بخش دوم ) این یک واقعیت است ودرمورد همه انسانهای گیتی مصداق دارد.برای درک بهتر موضوع پرسشی را مطرح میکنم : چند نفر در کشوری مانند چین دین خود را انتخاب می کنند ؟ در امریکا یا ایران چطور؟ تحت تاثیر چه چیزی من و شما مسلمان شدیم؟ شاید بگویید خانواده، اما خانواده چطور مسلمان شد؟ از ابتدای تولد بصورت آهسته وپیاپی ما در معرض تبلیغات هستیم اولین منبع این تبلیغ پدر ومادرو خویشاوندان ( که آنهم متاثر از جامه است ) سپس دوستان، مدرسه ، کوچه وخیابان ، تلویزیون ،روزنامه و... است . حالا اگرهدف این تبلیغات گوش ندادن ، نگاه نکردن ، نخواندن و فکر نکردن به آنچه خودش دوست ندارد یا می خواهد تودوست نداشته باشی باشد، بسیار منفعل وزبون خواهی بود، چرا که در باطن خود آنرا قبول داری و ناخودآگاه تو آنرا بعنوان یک اصل پذیرفته.

سعید

با درود (بخش سوم و آخر ) در مطلبتان استناد کرده اید که : ( ممکن است بعضی پیامهای رسانه ای در طول چند روز یا ماه یا سال تغییری در رفتار و افکار ایجاد کنند اما اگر بعد از آن چند روز یا ماه یا سال سراغ همان افراد برویم اثری از آن تاثیر نیابیم. ) این درست است اما نه بطور مطلق بلکه نسبی و اگر نگاه آماری به موضوع داشته باشیم تقریبا ناچیز است, چون جمعیت جذب شده جدید خیلی بیشترازکسانی است که پس ازعمری فکر ونتیجه گیری روش خود را تغییر می دهند.

آپاچی

شادی جان اجازه بده یه خورده از موضوع این پستت سو استفاده کنم. من احتمالا مطالعاتم رو سوق میدم به سمت مذهب و رسانه های نوین...ممنون میشم اگه صاحب نظری رو در حوزه ارتباطات و مذهب می شناسی یهم معرفی کنی

وبلاگوار

آخ آخ آپاچی جانم چند وقت پیش کنفرانسی رفتم که پر بود از مقالات مذهب و اینترنت. دو سه تا پانل که فقط مخصوص اسلام و اینترنت بود. عجله داری یا صبر می کنی در وبلاگم بنویسم؟

مهدی همراهی

سلام عزیز بیاییم از انچه که در این همه ظلمت در ظلمت می گویند و انچه که می شنوند، این بدنهای پاره پاره را ببینیم که گویی در لابلای غوغای سفسطه گران فراموش شده اند. منافقین فارسی زبان و منافقین عرب زبان و انانی را که به دیگر زبانها سخن می گویند از اعمالشان می توان شناخت. که خون بیگناهان کوچک را هیچ توجیهی از دستان جنایتکاران پاک نمی کند. کربلا غوغاست ساز و برگ کو ظهر عاشوراست شور مرگ کو

از زتدگی

به نظرم هر چه پیام رسانه ای بیشتر نشانی از صداقت ارسال کنندگان/پیام دهندگان در خود داشته باشد تاثیر خود به خود شکل می گیرد. حداقل در این حد که سوالی در ذهن ایجاد شود یا تاملی اتفاق بیافتد. قدرت تشخیص پیام گیرندگان را نیز دست کم نمی گیرم. خوشحالم که این بار با نوشته ی جدیدی از شما روبرو شدم. امیدوارم در کارها و سفرها موفق باشید. با تشکر از ته قلب!

سارا

ما که نفهمیدیم. وقتی می خوان دلایل ارتجاع رو بگن می گن رسانه های داخلی. وقتی می خوان دلایل مدرنیسم رو بگن می گن مقاومت دربرابر ارزشهای تبلیغ شده از رسانه ها.

مرتضی

این رو از من داشته باشین: توی مملکتی که هنوز مردمش دنباله یه لقمه نون می گردن دنبال یه سوراخ که شبا توش راحت کپه مرگشون رو بذارن مملکتی که مردم از چراغ قرمزش رد میشن مملکتی که سر و ته نداره مملکتی که بدتر از دوران قاجاره مملکتی که نه احساس حرف اول رو میزنه و نه عقل مملکتی که هیچ چیزش سر جاش نیست دیگه نعوذبالله خدا هم نمی تونه پیش بینی کنه که چه اتفاقی می افته و تاثیر تلویزیونش چیه دیگه چه برسه به ما!![گریه][گریه][گریه][گل][گل][گل]