تزی راجع به شبکه الجزیره

چند وقت پیش یکی از همکلاسیهای لیبیایی ما از تزش که درباره پوشش رسانه‌‌ای جنگ عراق در شبکه الجزیره  بود دفاع کرد. این آقا که فرانسه اش به شدت خراب بود توانست تزی بنویسد که هر چهار نفر عضو داوران را به تحسین وادارد. تازه سه تا بچه هم داشت.

 

شبکه الجزیره(به قول فرانسوی‌ها اَلژزیقا!)  که یک شبکه خصوصی قطری است  از قرار معلوم شبکه‌ای بوده که به هیچ کس باج نمی‌داده و تمام کشورهای عربی به گفته این همکلاسی ما از اطلاع رسانی این شبکه در عذاب بودند. گاهی از اسراییلی ها دفاع می‌کرده و گاهی از فلسطینی ها، گاهی طرف صدام را می‌گرفته و گاهی طرف آمریکاییها. یعنی شبکه‌ای بود که پا روی دم همگان می‌گذاشت. تا قبل از حوادث یازده سپتامبر آمریکا حسابی سنگ الجزیره را به سینه می‌زد و از اینکه چنین شبکه‌ای دارد به گسترش دمکراسی در خاور میانه کمک می‌کند اظهار خرسندی می‌کرد. اما بعد ازیازده سپتامبرالجزیره به ابزاری ضد امریکایی تبدیل شد، مثلا نشان می‌داد که چگونه در صف خبرنگارانی که برای پوشش  کنفرانس خبری یک مسئول آمریکایی آمده بودند خبرنگاران آمریکایی‌ها جلو می‌ایستادند و سوال می‌پرسیدند در حالیکه خبرنگاران عرب به انتهای سالن فرستاده می‌شدند. و استادی که داشت این حرفها را از تز نقل می‌کرد گفت که این تز نشان داد که  اطلاع رسانی شبکه الجزیره در مورد جنگ آمریکا با عراق جانبدارانه بود و اضافه کرد که البته سی ان ان و فاکس نیوز هم غیرجانبدارانه عمل نکردند. بعد که توصیفاتش تمام شد گفت: «حالا من می‌خواستم بپرسم که شمایی که در لیبی مدرس دانشگاه بودید چرا تصمیم گرفتید دکترا بگیرید؟ چرا فرانسه را انتخاب کردید و چرا گرونوبل و چرا برنار میژ (استاد راهنمایش)؟ چون من فک میکنم با این حرفهایی که شما در تزتان زدید این تز را نمی‌شد نه در لیبی نوشت و نه در آمریکا و نه در کشورهای عربی دیگر...» منظورش را متوجه شدید دیگر؟! فرانسه... سرزمین آزادی بیان ...هوم م م م م... که عبدالکریم هم صادقانه جواب داد:« چرا خواستم در فرانسه ادامه تحصیل بدهم؟ چون آموزش عالی به من بورس داده بود و ملزم کرده بود که به فرانسه بیایم!» همه خندیدند. « چرا گرونوبل؟ چون من به خیلی از دانشگاهها ایمیل زدم اما همه می گفتند باید فوق لیسانست را در فرانسه گرفته باشی و فقط مسیو میژ بود که قبول کرد.» باز همه خندیدند. هر چند که استاد مذکور تریستیان ماتلار پسر آرمان ماتلار معروف بود و خیلی هم استاد بامزه‌ای به نظر می‌رسید اما من دلم خنک شد که جواب مطلوبش را نگرفت. اینها زیادی باورشان شده که در سرزمین آزادی بیان زندگی می‌کنند.

 

روش تحقیق این تز تحلیل محتوای برنامه‌ها بود (‌یادم نمی‌آید دقیقا کدام برنامه بود اما گمانم اخبار بود) که خود عبدالکریم ضبطشان کرده بود و سی و یک مصاحبه با دست اندرکاران شبکه الجزیره. یکی از اشکالهایی که اعضای داوران به تزش گرفتند این بود که چرا اکثر جدولهای تحلیل محتوا را در قسمت ضمیمه تزش آورده و نه در خود تز. عبدالکریم نگاه معناداری به استادش کرد که یعنی اون به من گفت! اما توضیح داد که در تزهایی که در کتابخانه دیده بود به جز یکی همه همین کار را کرده بودند. اما ان دو استاد باز گفتند که نباید جدولی را به جدولهای دیگر ترجیح داد مگر اینکه اطلاعات خاصی را در برداشته باشد. استاد راهنما هم جوابی نداد. آدم نمی‌داند از دست این استادها چه کار کند. ظاهرا مراسم دفاع از تز جایی است برای قدرت نمایی استادها تا دفاع دانشجو از تزش.

/ 20 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه نزاکتی

سلام. ممکنه اگر همايش بين المللی درباره وبلاگ، رسانه و کلا ارتباطات ديدی برای من هم بفرستی؟ اگه خدا بخواد می خوام چن تا مقاله بدم درضمن به شما ايميل زدم. خواهش می کنم زودی جواب بدين. از مطلب مخاطب فعال خيلی خوشم اومد. منم تو پژوهش درباره اثرات بازنمايی مسلمانان... به يه همچين نتيجه ای رسيدم. کاش وقتی می اومدی ايران، استاد دانشگاه تهران می شدی

وبلاگوار

اقاي نعيمي اينكه ان دانشجو از تزش خوب دفاع نكرد و زبانش بد بود دليل اين نمي شود كه تز بدي نوشته باشد.اراءه تز فقط بخش كوچكي از كارعظيم تحقيق است كه نمي تواند دليل مناسبي بر خوب بودن يانبودن تز باشد. در ضمن من اصلا موافق نيستم كه در فرانسه براي تز نوشتن بر خارجيها اسان مي گيرند. نه كلام و نه رفتار استادها هيچكدام اين موضوع را به من نشان نداده است.

محمد رضا ویژه

با سلام خانم ضابط والا ما که بساطی داریم با این استادان راهنما! تقریباً هیچیک از استادان راهنما وقتی برای رساله ها نمی گذارند. من سه ماه است که قسمتی را تحویل استادم داده ام و هنوز پاسخ نداده است. یک سال قسمتهای مختلف را برایش می فرستادم و آخر سر فهمیدم که هیچیک را نخوانده است! اینجا هم استادان مانند ایران وقتی نمی گذارند. استاد راهنما نظر خود را تحمیل می کند و بعد در جلسه ی دفاع هیچ نمی گوید! همانطور که گفتید جلسه ی دفاع هم بیشتر محل زورآزمایی علمی انها است. واقعاً تاسف آور است! پیروز باشید

yasaman

شايد جون خوبی ؟ دلمون برای نوشته هات در مورد مصاحبه هات تنگيده...

مهدی همراهی

سلام ممنون عزيز، خوب جواب دادين، منطقی و قابل فهم برای اهل ادعا که البته منافع شخصيشون رو به شعارهاشون ترجيح می دند. اما از ازادی بيان در فرانسه گفتی. يادم افتاد دقيقا روزی که همه فرانسه رو اعتصاب کلی گرفته بود، رسانه هاشون طلاق اقای سرکو را تيتر کرده بودند. اکثر اشناهايی که توی مطبوعات هستند از اعمال نفوذ اين اقا سرکو شاکيند.

نعيمي

سركار خانم ضابط سلام از پاسخي كه داديد و نيز از كامنت جناب ويژه بهره بردم.شاد باشي

سهند شمس اسحقی

همانطور که باید مستحضر باشید مطلب وبلاگ تراپی به مدّتها پیش بر می گردد که بنده همزمان با رفرنس دهی به وبلاگ شما طی یک ایمیل این مورد را به شما اطّلاع دادم و لینک مطلب و رفرنس دهی را هم مفصلاً برایتان ایمیل کردم، درست در خاطرم نیست امّا گمان می کنم نامه ای که در این مورد برای شما ارسال کردم یا برگشت خورد، یا اگر هم دریافت شد، جنابعالی بلامانع بودن یا بلا مانع نبودن برداشت از وبلاگ خود را به اطّلاع بنده نرساندید؟ بهر جهت من قصد داشتم این توضیحات را از طریق صندوق پستی برایتان ارسال کنم امّا بدلیل مشکلات پیش آمده ای که یکبار تجربه شده بود ترجیح دادم تااین توضیحات در پای نوشته شما درج گردد، مضافاً همانطور که درست اشاره کردید، مدّت مدیدی بود که در سیستم کامنت گیری صفحه شخصیم از طرف دوستان گوشزد می شد که این سیستم مشکل دار است اعم از اینکه یا باز نمی شود یا اینکه ادرس صفحه کامنتگذار را ثبت نمی کند، این مشکل اکنون حل شده است و کامنت پیشین شما با قید آدرس وبلاگتان مجدّداً پابلیش شده است، البتّه با حفظ حقوق مولّف و صاحب اثر و ... سهند شمس اسحقی

ایلا

به نام یگانه زنده هستی بخش "الهي زماني که روحت را در من دميدي، نامم را «آدم» نهادي که ياد آور « آن دَم» الهي است. پس دم و باز دم آغاز گشت. با هر «دم» تو ما را مي خواندي و «باز دم» ما، لبيک به تو بود. دم... باز دم . . .