استفاده های مختلف از کامنتدونی

 

یکی از بحثهایی که در مطالعه فناوری ارتباطات و اطلاعات مطرح است اینست که مردم واقعا بااین فناوریها چه می‌کنند. آیا فقط همان استفاده‌ای را می‌کنند که طراح برای ابزار یا سرویس در نظر گرفته است؟ جواب اکثرا "نه" است. یعنی مردم از فناوریها استفاده‌ای بعضا کاملا متفاوت از هدف منظور شده می‌کنند. این خاص فناوری اطلاعات و ارتباطات نیست. قوه خلاقیت باعث می‌شود که مردم استفاده‌هایی کاملا متفاوت از استفاده‌‌های پیش‌بینی شده بکنند. مثلا چنگال را که برای خوردن غذا طراحی شده است به عنوان تقویت‌کننده آنتن تلویزیون استفاده می‌کنند یا برای سوراخ کردن چیزی یا شکل انداختن روی خمیر بازی یا خمیر شیرینی.

 استفاده از کامنتدونی وبلاگ هم حکایتی مشابه دارد. کامنتدونی طراحی شده بود که خوانندگان نظرهایشان را راجع به مطلب نوشته‌شده بگویند. فضایی بود برای گفتگو راجع به بحث مطرح شده. اما عملا می‌بینیم که خواننده ها با اهدافی متفاوت استفاده‌های متفاوتی از این سرویس می‌کنند و به قول نظریه پردازان فرانسوی آن را به تصاحب خود در می‌آورند (appropriation).

هر چند که در تزم قرار نبوده به بررسی این موضوع بپردازم اما حرفهایی که وبلاگ نویسان مصاحبه‌شونده‌ام در این‌باره زدند خیلی برایم جالب بود و کامنتی که منیر در یادداشت قبلی گذاشت من را بر آن داشت که درباره تنوع هدف و استفاده از کامنتدونی بنویسم.

-         یک هدف از کامنت گذاشتن همان هدف کلاسیک است که نظر دادن راجع به مطلب فرد است: موافقم، مخالفم، این طوری هم می‌شود به قضیه نگاه  کرد یا فکر کرد، تجربه من اینست و غیره. که می تواند با استدلال و منطق گفته شود یا با فحش و فضیحت و تحقیر و توهین به وبلاگ نویس یا کس دیگر. گاهی هم ترکیب این دو.

-         مورد دیگر کامنت گذاشتن برای حفظ دوستی است. دوستی‌یی که قبل از بلاگ‌نویسی وجود داشته یا ضمن وبلاگ‌نویسی به وجود آمده. برای اینکه بگوییم دیدمت. دارمت. حواسم به تو هست. برایم مهمی. برای این که رابطه‌مان را با وبلاگنویس محکمتر کنیم. این نوع نظر گذاشتن معمولا جمله‌هایی کوتاه است در باره متن.

-         مورد دیگر اینست که خوانندگان استفاده‌ای را که از چت یا ایمیل یا تلفن می‌کنند از کامنتدونی می‌کنند و کامنتهایی می‌گذارند که ربطی به نوشته وبلاگ ندارد. یکی از مصاحبه‌شوندگان می‌گفت که یکهو ساعت دو شب برای دوستانم کامنت می‌گذارم فلانی دوستت دارم، عاشقتم. یا بعضیها که احوال‌پرسی می‌کنند یا خبری می‌دهند یا درخواستی می‌کنند. الیزه می‌گفت گاهی پیش می آید که با دوستان در کامنتدونی وبلاگ دوستی جمع می‌شویم و صحبت می‌کنیم.فردا صبح می‌بینی ششصد هفتصد تا کامنت جمع شده!

-         مورد دیگر هم که معرف حضور همه وبلاگنویسان هست: تبلیغ. برای وبلاگ یا سایت یا امضای اعتراض نامه و غیره.

من مطمئن نیستم که این فهرست کامل باشد چون فعلا دقت لازم را روی موضوع نکرده‌ام. شاید مطهره که در این زمینه تحقیق کرده بیشتر بداند. ممکن هم هست که چند تا از این اهداف با هم مد نظر کامنتگذار باشد. اما چیزی که مسلم است اینست که خوانندگان فضای صحبت کردنی را که به میمنت کامنتدونی به وجود می‌آید تصاحب می‌کنند (یا مال خود می کنند، گویا هست؟!)  و استفاده‌ای از آن می‌کنند که خودشان تمایل دارند و نه آنچه برای این سرویس پیش‌بینی شده بود. این در مورد تمام فناوریها  از جمله فناوریهای ارتباطات و اطلاعات صادق است.

مرتبط :   نیمچه فلسفه کامنت نویسی

/ 32 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضی

وبلاگتون رو خوندم خانوم دکتر من بلاگ استادای زیادی رو خونده بودم ام بلاگ شما یه خوبی که داشت این بود که در کنار مطالب واقعا تخصصی خیلی ساده و روون و با حال نوشته شده

مرتضی

ای کاش زودتر آشنا می شدم خیلی حیف شد خوش به حالتون که از این کشور و دوره و لجن زار فرار کردین و رفتین. ایکاش راهی هم بود برای ما بدبختا[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

مرتضی

اگر اومدین دانشکده ما(ارتباطات علامه) بی خبر نذارین ما رو منتظر نظراتتون هستم[بغل][بغل][بغل][بغل][چشمک][چشمک][چشمک][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

یه مرد امیدوار

جالبترین بخش ماجرا حسیه که صاحب وبلاگ بهش دست می‌ده قبل از اینکه کامنتها رو ببینه و یه‌دفعه متوجه می‌شه فرضا تو چند ساعت 20 تا کامنت براش اضافه شده و با شور و شوق وصف‌ناپذیری می‌ره اونا رو باز کنه...بعد می‌بینه: 10 تاش تبلیغه، 5 تاش نوشته سلام عزیزم آپم به منم سر بزن! 4 تاش هم کامنت یه نفره که چهار کلمه از یه کامنت رو توی چهارتا کامنت جداگانه تایپ کرده و آخریش هم اگه گفتین چیه؟ ...یه نفر نوشته آخ جون اول شدم!![لبخند]

isphilosophy

بولتن دانشجويان و دانش‌آموختگان فلسفه ايران www.isphilosophy.com Iranian Students of Philosophy

پانته‌آ

يه نوع کامنت هم هست که خودم هم هنوز از چند و چونش درست سر در نياورده‌ام. شخصی که اصلاً نميشناسيش به دلايل نيست در جهان باهات خصومت پيدا ميکنه، بعد مياد ميگرده توی متن که ببينه به کجاش ميشه گير داد و به همون بهانه سر فحش رو ميکشه بهت. يعنی کامنتدونی ميتونه جايی برای خالی کردن عقده‌های روحی فروخورده هم باشه.

نرگس

سلام شادی جانم ...خوبی؟ چی شد ماجرا این پایان نامه به کجاها رسید

مرتضی

سلام خانوم دکتر خوبین؟ ببخشید که بازم مزاحم شدم اما این بار به کمکتون احتیاج دارم: می خواستم ببینم شما منبعی رو سراغ دارین که تاریخچه ی مطبوعات ترکیه رو نوشته باشه[سوال][سوال][سوال][سوال] آخه حتی استادای ارتباطات خودمون هم نمی دونم من هم هر چی جستجو می کنم پیدا نمی کنم

مرتضی

منتظر جوابتون هستم...[گل]

شادی

پانته آ جان حرف تو رو یک نفر دیگه به صورت خصوصی پیام گذاشته بود. برام جالب بود ممنون. دوستی که خصوصی پیام گذاشته بودی من راجع به روابط عمومی تخصصی ندارم از آقای ضیایی _وبلاگ خبرنگار- بپرسید شاید بدونن. نرگس جان مشغولم. یعنی مش غولم. دعا کن! مرتضی جان که هم اسم برادرم هستی اولا بنده دکتر نمیباشم بلکه دانشجوی دکترا می باشم -خدا از دهنت بشنوه برادر- در ثانی من هم اطلاعی در این باره ندارم - حالا کشور قحطی بود :)_ به یه هم رشته ای ترکیه ای میل زدم جواب داد در همین مکان به اطلاع سرکار خواهم رساند.