مصاحبه‌هایم

خیلی وقت است که ننوشته‌ام. مصاحبه‌ها و کارهای مربوط به آن از یک طرف وقتم را گرفتند و از طرف دیگر مثل خیلی از پرشین‌بلاگی‌ها هک شدن پرشین بلاگ و نزول چشمگیر خوانندگان انگیزه‌ام را گرفت. بیشتر مصاحبه‌هایی را که قرار بود در ایران انجام بدهم انجام دادم. چند تا وبلاگنویس با اینکه قبلا موافقتشان را برای مصاحبه اعلام کرده بودند به ایمیلهای پی در پی من جوابی ندادند و کار من لنگ ماند. دو نفر هم عذر موجه داشتند. من هم دامنه سختگیریم در انتخاب را محدودتر کرده‌ام و به جای وبلاگنویسان خاطره نویس محض دارم دو سه تا "گاهی‌- خاطره‌- نویس" به فهرستم اضافه می‌کنم. اما به هر حال "از‌ـ ‌خود‌‌‌‌‌ ـ نویس" محسوب می‌شوند. تا به حال چند نفری که جدیدا ازشان درخواست مصاحبه کرده‌ام لطف کردند و درخواستم را پذیرفتند و مصاحبه انجام شد. اما بد قولی کسانی که من را سر کار گذاشتند خیلی وقتم را هدر داد.

 

مصاحبه روش تحقیق* بسیار جالبی است. من که به تحلیل محتوای صرف ترجیحش می‌دهم. با انسانهایی طرف هستی که هر کدام برای خودشان دنیای جدیدی هستند قابل اکتشاف. آدمهایی که می‌نشینند و به سوالهایی که خودت مدتها بهشان فکر کرده‌‌ای پاسخ می‌دهند. من هم که با مصاحبه شوندگانم از طریق خواندن بلاگشان کمی آشنایی داشتم و همین مصاحبه را برایم جذابتر می‌کرد. هنوز که به مرحله تحلیل مصاحبه‌ها نرسیده‌ام اما از پرسشنامه‌ام به شدت راضیم.  جوابهایی که می‌گیرم با مسائلی که قصد بررسیشان را دادم کاملا مرتبط است و به سوالاتم جواب می‌دهند. هنگام مصاحبه، گاهی که جوابی من را یاد نظریه‌ای می‌اندازد لبخند رضایت‌بخشی می‌زنم. وقتی که می‌بینم مصاحبه شوندگانم بعد از سوالی به دور دست نگاه می‌کنند و عمیقا به فکر فرو می‌روند خوشحال می‌شوم. لذت بخش است که مصاحبه‌شوندگان به من اعتماد می‌کنند و حتی بخشهایی از زندگی خصوصیشان را برایم نقل می‌کنند. البته من در اول هر مصاحبه‌ای یادآوری می‌کنم که هر جا دوست داشته باشند می‌توانند جوابی به سوالم ندهند و هر جا که بخواهند می‌توانند بگویند تا مطلبشان را بدون ذکر نامشان در تحقیقم ذکر کنم. خوشبختانه تا به حال پیش نیامده که سوالی بپرسم که بخواهند از جواب دادن خودداری کنند .اما پیش آمده که بخواهند نامشان ذکر نشود که آن هم بیشتر برای این بوده که پای نام شخص دیگر و ناراحت نشدن او در میان است. از آنجایی که قسمتی از تحقیق من راجع به اینست که وبلاگنویسهای ایرانی چگونه زندگی خصوصیشان را در محیط عمومی وبلاگ مطرح می‌کنند، بخشی از سوالاتم به همین موضوع مربوط می‌شود. خیلی مواظبم که سوالاتم را جوری بپرسم که وارد مسائل خصوصی زندگیشان نشوم.  و همین موضوع باعث می‌شود که قبل و بعد از مصاحبه هم سوالی کمتر سوالی راجع به شغل یا سن یا مسائل شخصی دیگر سوال کنم. گاهی خیلی دلم می‌خواهد سوالهایی را بپرسم که معمولا وبلاگنویسها در اولین دیدار از هم می‌پرسند اما خیلی سعی می‌کنم که این دیدار دیداری صرفاًبرای تحقیق باشد و هر سوالی که راجع به خود وبلاگنویس است و مربوط به تحقیقم نیست را نپرسم که گمان نرود که این مصاحبه بیشتر برای فضولی است تا تحقیق. دفعه قبلی که یک سری وبلاگ نویس را دیدم کمترصحبتی راجع به وبلاگنویسی شد و بیشتر محتوای وبلاگشان را با رفتارهایشان تطبیق می‌دادم. آن بار حس می‌کردم که وبلاگنویسها چقدر با وبلاگشان فرق دارند. اما این بار این طور نبود. شاید بخاطر اینکه اینبار فقط دو سه ساعت بود و بیشتر حرف بود تا عمل. اما دیدارهای خجسته‌ای بود. بعد از هر مصاحبه حس خیلی خوبی داشتم. همه‌شان مهربان و دوست داشتنی بودند و خیلی کمکم کردند. امیدوارم باز هم بتوانم ببینمشان.

*مصاحبه مانند مشاهده یا تحلیل محتوی روش جمع آوری اطلاعات است و نه روش تحقیق. بدین وسیله تصحیح می گردد. با تشکر از مصحح محترم آقای نیستانی. ما از این اشتباه نتیجه می گیریم که حتی یادداشتهای غیر علمی این وبلاگ را هم نباید با بی دقتی نوشت.

 

پ.ن. جوابی را که می‌خواستم در بخش نظرها خطاب به نوید بنویسم، اینجا مینویسم که شاید به درد بقیه بخورد. به نظر من متد یا همان روش، با ابزارهای روش فرق میکند. روش تحقیق در معنای فلسفی یک عملکرد فکری است که یک علم بوسیله آن به دنبال کشف واقعیتهاست. پس روش به مجموعه عملیتهایی گفته می‌شود که برای رسیدن به یک هدف دنبال می‌شود.  اما مشاهده و مصاحبه و پرسشنامه و بررسی متون تکنیکهایی هستند که در مرحله عملی یک روش استفاده می‌شوند که محقق به هدفش که همان پاسخ دادن به سوالات تحقیق و بررسی فرضیه‌هاست برسد.

معمولا بین این دو واژه فرقی گذاشته نمی‌شود اما به نظر من جدا کردن ایندو منطقی‌تر به نظر می‌رسد.  اینها را من در کتاب Méthodes des sciences sociales- Madeleine Grawitzخواندم که شاید کاملترین کتاب روش تحقیقی باشد که تا به حال خواندم.

 

برای فهم بهتر روش و تکنیک او مثال جالبی زده: یک تنیس باز ممکن است یک یا چند تکنیک مختلف داشته باشد: سرویس زدن،‌ نحوه قرار دادن پا، طرز گرفتن راکت، ... اما روشش ممکن است خسته کردن حریف یا کوتاه و بلند زدن توپ باشد.

روش قبل از هر چیز یک اندیشه است و ابزارها وسیله‌ای هستند که تحقیق به وسیله روش به خدمت می‌گیرد و سازماندهی می‌کند که به هدفش برسد. البته هر چند که ممکن است نظر نویسندگان دیگر چیز دیگری باشد.

 

 

/ 30 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شفیع بهرامیان

سلام امیدوارم همواره موفق باشید اگه امکان د اره آدرس وبلاگ یا ایمیل جناب آقای دکتر سهرابی ( کرمانشاهی) را به من بدید بی نهایت سپاسگزار خواهم بود.

حسين بصيريان

دوست نادیده عزیز سلام یک ماه پیش در تهران به موبايل شما که با ۰۹۱۱ شروع می شد تماس گرفتم ولی اين شما بوديد که جواب نداديد!!! به هر حال سعادت دیدارتان، یار ما نبود! سلامتی و بهروزی تان را خواهانم قربان شما: حسين

نويد

مصاحبه و مشاهده هر دو روش تحقيقند ... به هر حال قسمتی از هر روش تحقيقي به جمع آوری اطلاعات مربوط می شه..

مطهره

شادی کوشی؟؟؟؟؟؟

حميرا

سلام امروز با وبلاگت آشنا شدم.. بعضی مطالبت خوندم.. ببين د رمورد روشی که برای تحقيقت انتخاب کردی.. جمع آوری اطلاعات روش مطمئنی نيست. يعنی ترجيحا بايد از روشهای ديگه استفاده کنی.. يعنی نمونه گيری به اين روش اونمبرای تز دکتری زياد جالب نيست. البته معذرت که دخالت کردم.. دانشجوی دکتری پژوهش علوم اجتماعی هستم.. خواستم راهنمايی کرده باشم.

شادی

حميرا با تشکر از لطفت اما من خیلی متوجه حرفت نشدم به اضافه اینکه من هم مصاحبه مصاحبه میکنم و هم وبلاگها را تحلیل محتوا می کنم.

yasaman

شادی جون چرا به روز نميکنی دل نگرانت شم

آپاچی

در مارپيچ سکوت راه گم کردی؟! کجايی؟

شادی

ازتان ممنونم که سراغی از من گرفتید. چه حس خوبی است حس مهم بودن برای دیگری!