/ 7 نظر / 29 بازدید
معماریان

هم اتاقی ام که فلسفه میخواند میگوید برخی از ظرفیتهای این ابزارهای جدید هنوز برای آن «عالمان جدی» شناسایی نشده است. مثالی میزند که صحت و سقمش پای خودش! میگوید گتیر وقتی مثالهای خودش را مطرح کرد برای نقض «باور موجه صادق» به عنوان معیار معرفت، کسی توجه نکرد. حتی ژورنال های علمی حاضر به چاپ آن نشدند چون رفرنس نداشت، کوتاه هم بود! او آن را چند جا پخش کرد تا آرام آرام معروف شد و یک دفعه شد انقلابی در اپیستمولوژی! حالا اگر این روزها بود این ماجرا، شاید کار گتیر خیلی ساده تر بود. http://en.wikipedia.org/wiki/Gettier_problem

مهتا

با دلایلت صد در صد موافقم.. یک ایراد مهم در ما ایرانی ها هست و آن دسته بندی کردن آدمها با مدارک و اشتهارشان است. هیدگر برای خیلی ها آدم های معمولی ناشناس است ولی خیلی از آدمهای معمولی با همین وب با آدمهای سرشناسی آشنا شدند (یکی مثل خود من ) که راهی برایشان گشوده شد که غیر ممکن بود بدون وب.. من وبلاگنویسی را دوست دارم و اصلا آن را کم اهمیت نمیدانم چرا که اصولا آدمهای معمولی را خیلی بیشتر از هیدگر می فهمم.. مگر ما چند بار زندگی می کنیم .. لذت نابی دارد وقتی من با شادی که اصلاقیافه اش ندیده ام ولی حالا از نوشته هایش می شناسمش همین جا حرف می زنم.. حالا من با خوشحالی خیلی ها خوشحال می شوم و از ناراحتی شان اندوهگین.. چه اهمتی دارد که جدی باشند یا نباشند.. همین که با من هستند برای من مهم است ..

سید مجیب

سلام به این که باید علما بتونن اطلاعاتشون رو به مردم عادی هم انتقال بدهن نظر مثبتی دارم اما مثلا بنده استادهای زیادی داشتم(در دانشگاهی که یکی از بهترین ها هست در ایران) استادها کلا بلد نیستن با کامپبوتر کار کنن چه برسه به اینترنت!!!!!!!! من به وبلاگ نمره خیلی خیلی خیلی بالاتری نسبت به گودر و فیس بوک میدم, در وبلاگ شما خیلی خیلی خیلی بیشتر با آنچیزی که نویسنده میخواد مطرح کنه درگیر هستید تا وقتی علاوه بر مطلب ارئه شده عکسی هم از طرف هست. اگه بخوام خیلی واضح تر بگم خانومها در همین وبلاگها وقتی مطلب عاشقانه می نویسن و عکسی هم کنار مطلب می گذارن مخاطبان خیلی خیلی بیشتری جذب می کنن تا آقایون حالا شما این شرایط روببرید در محیطی مثل فیس بوک.

خنکای شب

جز ء گروهی هستم که احساس کردم بدجور به فیس بوک اعتیاد پیدا کردم... وابستگی که وقت زیادی ازم میگره و لی در ازای وقتی که ازم میگره ...چیزی در خور نصیبم نمیشه...ترجیح دادم برا ی مدتی بیام بیرون تا هم ببینم چقدر قدرت ترک وابستگی ها رو دارم هم وقتی رو که اونجا میذاشتم به کارهای مفیدتری بپردازم البته نفی نمی کنم که دوستی ها و ارتباطات و اطلاع رسانی هایی که از طریق فیس بوک میشه قابل چشم پوشی نیست

بی خبر

به نظر من حسی که حامد در نوشته اش از آن یاد می کند حس مشترکیست بین همه هم سن و سالهای ما. و این نه به خاطر نفس دنیای مجازی که به خاطر جدید بودنش برای ماست. ما که نبود دنیای مجازی را تجربه کرده ایم امروز (ناخودآگاه) در برابرش مقاومت می کنیم و این یک امر طبیعیست برای هر انسانی در برابر هر نوع تغییری. گویی که ذهن ما دارای نوعی اینرسی است که سعی دارد وضعیت موجود خود را حفظ کند.

تبادل لینک اتوماتیک

سلام با ثبت وبلاگتون در سیستم تبادل لینک خودکار "لینک و لینک" می تونید به بهینه سازی وبلاگتون کمک کنید. موفق باشید!

مهتا

ممنون شادی جون.. به ایملیت می فرستم اصلش [لبخند]