ایمیلیزه شدن روابط در محل کار

یک نگاهی که به سیر کارهای اداری دانشگاه که می‌کنم می‌بینم همه چیز در این پنج ماه با ایمیل انجام شده یا انجام‌شدنی بوده. از همان اول که بهم اطلاع دادند برای تدریس پذیرفته شده‌ام – البته خودشان در فرم پرسیده بودند دوست دارید چطور از نتیجه مطلع شوید، ایمیل تلفن یا نامۀ پستی، من هم ایمیل را انتخاب کرده بودم- تا حالا.

فهرست درسهایم را با ایمیل فرستادند. یک سری اسمهای عجیب غریب و ناآشنا. من با ایمیلی از مدیر دانشکده پرسیدم حالا اینی که وفرستادید یعنی چه؟ او هم ایمیلی ایمیل مسئولان مربوطه را برایم فرستاد و ایمیلی هم به آنها زد و ما را با هم آشنا کرد و آنها هم با ایمیل توضیحات بسیار خوبی بهم دادند. بعدش من به دوستانم ایمیل زدم و راهنمایی بیشتر خواستم. هر کس در حد توانش بهم پاسخ داد و گره از کارم گشود. ایمیلی.

بعضی از کلاسهای ما در سالن کامپیوتر است. هر وقت که به کار با کامپیوتر نیاز داریم بایدیکی از این سالنها را رزرو کنیم. با ایمیل. درب این سالن‌ها قفل دیجیتالی دارند و با ماسماسکی دیجیتالی باز می‌شوند. هر بار که قرار است وارد سالنی جدید بشویم باید از مسئول امنیت سالنها بخواهیم نام ما را وارد کامپیوتر ماسماسک کند. این هم از با ایمیل و بدون مراجعه ممکن است.

کلاس که نتوانم بروم به آموزش و اگر بشود به بچه‌ها ایمیل می‌زنم و غیبتم را اطلاع می‌زنم. کلاس جبرانی که بخواهم بگذارم ایمیل می‌زنم و از آموزش کلاس خالی طلب می‌کنم. سوالات امتحانی را با ایمیل برای آموزش می‌فرستیم. در یک دانشکده ممتحن خودم نبودم. فردای امتحان ایمیل زدند بیا برگه‌ها را بگیر. بچه‌ها به نمره‌شان اعتراض داشته باشند ایمیل می‌زنند. من هم با ایمیل پاسخ می‌دهم و اشکالاتشان را توضیح می‌دهم. و آخرش هم می‌نویسم با این حال اگر راضی نشدید بیایید دفترم برگه‌تان را ببینید. کسی نیامده تا به حال.

جلسه شورای دانشکده که داشته باشیم مدیر گروه به همه همکاران ایمیل می‌زند که بروید فلان فرم را روی اینترنت پر کنید و یکی از روز-ساعتهای پیشنهادی را انتخاب کنید. بعد هر ساعتی که رای بیشتر بیاورد به عنوان روز و ساعت جلسه انتخاب می‌شود. (بابا دمکراسی!) خب خود جلسه هنوز ایمیلی نشده ولی بعید نیست روزی بشود!

نصف هزینه حمل نقل مسیر خانه - دانشگاه را دانشگاه پرداخت می‌کند. هر ماه باید بلیط حمل و نقل را به مسئول مربوطه بدهیم. خودش گفته البته حضوری لازم نیست بلیط را ارائه کنید. اسکن کنید و با ایمیل بفرستید.

البته این وسط یک چیزهایی را نمی‌شود ایمیلی انجام داد. مثلا گرفتن برگه‌های امتحانی. اما میزان ارتباطهایی که از طریق ایمیل انجام می‌شود به نظر من قابل توجه است. خب ممکن است بعضی‌ها بگویند در این صورت روابط بسیار ماشینیزه شده‌اند و ارتباط رو در رو کم شده است. آدمها نیاز دارند همدیگر را ببینند و ارتباط دیجیتال باعث می‌شود آدمها از میزان این ارتباطها بکاهد.

من مخالف این حرف نیستم که این ارتباطهای اینترنتی از میزان ارتباطهای رودررو می‌کاهند. اما آن را الزاما چیز بدی نمی‌دانم. چرا که ارتباطهای اینترنتی در محیط کار به آدم این امکان را می‌دهد که در وقت و انرژی و همینطور در دیدن آدمهای نچسب صرفه‌جویی کنیم! مثلا من خیلی وقتها کارهایی که با یک بخش از آموزشمان در ارتباط است را حضوری انجام می‌دهم. چون یک قسمت از قشنگ‌کردن روزم عبارتست از اینکه وارد اتاق آن چهار خانم آموزش بشوم و بلند بگویم: بونژوغ خانمها! و آنها هم علیرغم اینکه به شدت مشغولند سرشان را بلند کنند و چهارتایی باهم بگویند: بونژوغ شادی! همچین لذت‌بخش‌ است همین گفتگوی کوتاه و دیدن لبخند خسته اما مهربانشان! اما در عوض نمی‌روم سراغ اتاق کناری که مردکی به شدت نژادپرست در آن کار می‌کند. مریض که نیستم با کسی رودررو شوم که به خاطر رنگ پوستم، ملیت یا مذهبم خودش را برتر از من می‌داند و باید دوزار بگذاری کف دستش تا جواب سلامت را بدهد و وقتی دارد با من حرف می‌زند یک طرف دیگر را نگاه می‌کند! ایمیل به من این سعادت را می‌دهد که او را حتی‌الامکان فاکتور بگیرم.

 ایمیل و ماشین و ابزارها نیستند که ما را ماشینی می‌کنند. تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعاتی نه اجبارکننده‌اند نه رهایی‌بخش. ابزارند و فقط "امکان"ش را به ما می‌دهند. هیچکس من را مجبور نکرده که حتما با ایمیل کارهایم را انجام بدهم. تلفنی یا حضوری هم می‌توانم. این خود ماییم که با استفاده‌کردن اینطوری یا آنطوری روش زندگیمان را ماشینی می‌کنیم یا نمی‌کنیم. بیت:

 تکنیک به ذات خود ندارد عیبی

هر عیب که هست در بکارگیری ماست!

/ 16 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضا

شادي جان مراقب باش يه وقت اون ايميلتون هك نشه!! خيلي بار استفاده اش بالاستا!! بايد به مسئولان بگم اون يارانه استفاده از ايمليو هم بردارن!!!

صادق اسدی

سلام خانم دکتر تحلیل جالبی بود نکته‌ای در نتیجه‌گیری مطلب برایم سئوال‌برانگیز شد. گفتید که تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعاتی نه اجبارکننده‌اند نه رهایی‌بخش و شما می‌توانید کارهایتان را با روش‌های دیگر همچون تلفنی و حضوری انجام دهید. سئوال اینجاست که اگر شما برای انجام‌دادن کاری فقط یک انتخاب داشته باشید (مثلا ایمیل) یا اینکه هیچ انتخابی جز تکنولوژی نداشته باشید (مثلا ایمیل یا تلفن)، آیا باز هم می‌توان گفت که تکنولوژی اجبارکننده نیست.

م

سلام شادی جان, این بنده حقیر تصور میکنم که تکنولوژی هم ر‌هایی بخش است هم اجبار کننده ر‌هایی بخش است چون میتوانی با همکار اتاق بغلی تمام روز کار مشترک کنی بدون اینکه روی نحصش رو ببینی, خوب این رهایی بخش است دیگر اجبار کننده هم گاهی هست, مثلا اوپرتورهای تلفن اینترنت اکثرشان هیچ راه ارتباطی غیر از اینترنت ندارند! ! فری, اورانژ . . . ثبت نام در خیلی از دانشگاه ها الزاما اینترنتی است حتا اگر بروی بغل دست کارمند مربوطه بنشینی مجبور است برود روی سایت و از طریق مدارک تو, تو را روی سایت ثبت نام کند. . . باز هم مثال بیاورم یا ستیسفزان بود؟

فاطمه

سلام خانم دكتر آيا اي ميل من به دست شما رسيد؟ اگر براتون زحمتي نيت خيلي ممنون مي شم كه بهش پاسخ بدين ممنونم

يك دوست

سلام من از دوستان قديم و مشتري‌هاي هر از چند وقت يك بار وبلاگ شما هستم! از مطلبي كه نوشتيد لذت بردم ولي خيلي با اينكه «تکنیک به ذات خود ندارد عیبی» موافق نيستم. زيرا در اطراف خود مي‌بينيم كه با آمدن همين تكنيكها خيلي از روشهاي قديمي عملاً كنار گذاشته شده‌اند. البته يكي از خصلتهاي خوب فرانسوي‌ها را در همين موضوع مي‌دانم كه با آمدن روشهاي جديد ارتباطات، روشهاي پيشين را نيز همچناندر كنار آن حفظ مي‌كنند. اما در اكثر جاهاي ديگر (از جمله ايران)، با آمدن هر تكنولوژي جديد كل روشهاي پيشين منسوخ مي‌شوند. ثبت نام در كنكور سراسري و پرداخت قبوض و ... نمونه‌هايي از آن هستند. اگرچه اعتراف مي‌كنم كه خود نيز گرفتار همين تكنولوژي هستم.... شاد و سلامت باشيد

باد صبا

سلام خيلي جالب بود مخصوصا اون شعر آخرش قسمت كارمنداي آموزش هم جالب بود. اون ماسماسك رو خوب اومديد

سید مجیب

سلام خوبه, مخصوصا برای ماها که اگه نریم و نایستیم جلوی کارمندی در هر اداره ای کارمان پیش نمی رود حال این شخص دلچسب باشد یا نباشد اما فرانسه با این همه سیاه و حتی اون مطلب بله؟چه گفتید؟؟؟ باز هم می فرمایید نژاد پرست هستند؟؟؟؟

شادی

خب آخه الی جانی که پیام خصوصی گذاشتی، یه آدرس ایمیل به من بده! تو که از من بی حواس تری که!

مهتا

بله شادی جون.. این ترس هست.. ولی آیا اونا واقعا از سرنوشت ملت ایران درس نگرفتن؟ نمیدونم شاید نه.. ولی در باره ملت ایران خیلی امیدواری بیشتر هست چون تقریبا همه مدل حکومت را تجربه کردن..جز حکومت قانون

مهتا

دلم میخواد برا خودمونم آرزوی خوشی کنم... ولی بغض نمی زاره..