نابغه هایی که کشف می شوند

اخیرا دوستی نشانی وبلاگی را برایمان ارسال کرده بود. وبلاگ خبرنگار یکی از خبرگزاری ها و طرفدار یکی از سیاستمداران روز بود و مسلما در طرفداری از سیاستمدار محبوبش و انتقاد از مخالفان او چیزهایی نوشته بود. ایشان با اسم واقعیش – آن طور که خودش را معرفی کرده- می نویسد و عکسش را هم کنار وبلاگش گذاشته است. دیدم سبک نوشته هایش همانگونه است که در سایت خبرگزاری محل کارش می خواندم. یعنی «علنا» به کسی فحشی نداده. کامنتدونیش را باز کردم که کامنتدونی خیلی چیزها راجع به وبلاگ می گوید. دیدم نوشته شده است که کامنت شما باید به تایید نویسنده برسد. نگاهی به کامنتها کردم. دو نوع کامنت بدجوری به چشم می آمد: دسته ای که تعریف و تمجید از وبلاگ کرده بودند و دسته ای که در طرفداری از سیاستمداران مورد نقد وبلاگنویس فحشهای رکیکی نثارش کرده بودند. مثلا اگر نویسنده در طرفداری از الف و مخالفت با ب چیز نوشته بود، کامنتگذاران نوشته بودند که توی فلان فلان شده کی باشی که راجع به ب نظر بدهی و بر این گونه. از آن دست ناسزاهایی که به ندرت روی وبلاگها یا وبسایتها می توان دید چون کمتر کسی پیدا می شود که بپذیرد در حریم خصوصیش و با اجازه خودش آنچنان به او یا بقیه مخصوصا افراد محبوبش توهین شود. مگر اینکه وبلاگنویس به کل کامنتدونیش را باز گذاشته باشد و بی خیال هر توهین و ناسزایی باشد. من یک لحظه از خودم پرسیدم پس آن سیستم تاییدی کردن کامنتدونی به چه دردی می خورد؟ مگر نه اینست که بدترین چیزها توهین آن هم با این الفاظ به شدت رکیک است؟ شما کامنتدونی ات را تاییدی کرده ای که یک سری را چاپ نکنی، حالا که فحش و فضیحت را چاپ می کنی پس چه چیزی را منتشر نمی کنی؟ نقدهایی که درست و حسابی ریشه افکارت را از بن می زنند؟ چاپ این توهینهای زشتی که در طرفداری از آقای ب به تو شده به چه معناست؟ که تو به اندیشه مخالف اجازه بیان می دهی؟ پس چرا کامنت مرا که همین نکته ها را به تو تذکر دادم چاپ نکردی؟! نشانه اینست که طرفداران ب بی ادب و بی اخلاقند؟ واقعا فکر می کند خواننده ها این را باور می کنند؟ اصلا این دست نویسندگان چیزی به نام قدرت درک و فهم مخاطب شنیده اند؟

با دیدن و خواندن این چیزها روی اینترنت آدم گاهی حیران می ماند که این همه نابغه از کجا پیدا شده اند و چطور شده است که همه دور و بر یک نفر یا یک تفکر جمع شده اند. بعد هم بیشتر مطمئن می شود که دقیقا به دلیل حضور همین نوابغ و نخبه هاست – هر چند می دانم که همه تا این حد نابغه نیستند- که این نوع تفکر و عمل جواب نخواهد داد.

/ 9 نظر / 8 بازدید
جهانگرد

سلام دوست عزیز این نمایانگر تمامیت خواهی این عزیزان است این انسان های شریف و آزاده این خردمندان بزرگوار با این کار می خواهند بگویند مخالف ما و اندیشه های والای ما حق صحبت کردن ندارند بلکه برای اینکه این کار را به نحو احسن انجام داده باشند می آیند فحش به سیاستمدار مخالف شان را چاپ می کنند تا مخالفان خود را سرکوب کرده باشند این نمونه ای از سیاست های تمامیت خواهانه اینان است که دست بر قضا هواداران خوش بیان شان را هم به رخ می کشد که چون کلاغ قارقار می کنند قارقاری چندش آور اما روزگارشان پایان یافتنی است

محمدی

منتظر شما هستيم ما بوديم شما نديد. بازهم به ما سري بزنيد

علی مرادی

یک جامعه پویا زمانی شکل می گیره که مخالف و موافق با هم ارتباط داشته باشند و صدای همدیگر را بشنوند اما اینکه این انتقادات یک طرفه باشه و ما فقط به قشر موافق خود بپردازیم اصلا کار درستی نیست.و این یعنی جناحی عمل کردن.و نکته دیگر اینکه در این صورت اصلا نوشتن چه فایده ای خواهد داشت؟؟؟؟ شما واقعا به نکته خوبی اشاره کردید.از این نوابغ کم نیستند.اینکه با این کار چه هدفی را دنبال می کنند معلوم نیست.حال این موضوع نه در وبلاگ های این چنینی بلکه در بسیاری از سایتها هم به چشم می آید. از حضورتون هم سپاس گزارم. ارادت

احسان کاظمی

سلام ممنون بابت مطالب ارزشمند و پر مغزی که نوشته ای.من روانشناس هستم و تا حدودی در همین زمینه فکری شما کار میکنم و برایم جالب بود.

نازمهر

احتمالا می خواسته شعور بالا و تواضعش رو نشون بده که این کار رو انجام داده سخت نگیر شادی جون تولد خواهرزاده سبز رو عشق است[چشمک]

طلبه اي از نسل سوم

سلام به اقتضاي رشته ام (ارشد ارتباطات) از مقالاتتان استفاده كردم قلمتان پرتپش

مرتضی

یادم نیست چی براتون نوشته بودم ولی خب حتما صلاح بوده که رونمایی نکردید!! می شه همون نظر رو برای خودم بفرستید؟

مرتضی

سلام.ممنون که به فکرم بودید متاسفانه یا خوشبختانه من نبودم.شاید نوبت ما رسد روز دیگر..! فکر کنم از بچه های ارشد باشه.

حسین

سلام نمی خواین بلاگتون را به روز کنید؟