/ 13 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتا

مرسی شادی جون.. خوشتیپیا [گل]

مرتضا

اومدم بگم خوش به حالتون كه .... ... ديدم خيلي اين كلمه رو به كار بردم! بي خيال شدم ولي خوش به حال اونا كه مثل انسان زندگي مي كنن

سید مجیب

سلام 2تا مسئله هست یکی اینکه ما رو ترسوندن از وارد شدن به اینچنین جمع هایی و دیگری این است که شما در جمله ی((از هر فرصتی استفاده کنیم که با این "دیگری متفاوت" رابطه برقرار کنیم و بفهمیمش و خودمان را بفهمانیم)) البته ریشه هر دو مسئله اینجاست که ما خودمان را نفهمیده ایم تا بتوانیم بفهمانیم، ما وقتی سوار بر مسائل خودمان نباشیم نمی توانیم خودمان را وصف کنیم و ... .

سها

شادی جون انگار دختر محجبه ما خیلی هم عجله دارد برای بالا بردن سطح مدارا!!!!چرا دو تا پله یکی می کنی دختر؟!

بی ربط

سلام اولین بار است که به وبلاگت سر می زنم از این مطلب خوشم آمد، به نظرم آدما - چه بخوایم چه نخوایم- از زوایای متفاوتی به مسائل نگاه می کنن و همون طور که گفتی مهم اینه که اونقدر اعتماد به نفس داشته باشیم که بتونیم از زاویه دیگه ای غیر از زاویه نگاه خودمون به مسائل نگاه کنیم

زهرا قدیانی

سلام شادی جون وای چقد شوک زده م کردی دختر..خیلی لذت بخش بود اول صبح بیای و ببینی کسی که وبلاگش رو همیشه چراغ خاموش میخونی و حتی فک میکنی اون نمیشناسدت یه هو بی هوا بهت تولدت رو تبریک گفته خیلی خیلی ممنون دختر مهربون و ناز [ماچ]

دانشطلب

سلام حاشیه ای است بر نوشته شما http://daneshtalab.com/extrapage/042

زری ناز

درووود شادی جان. وقتی عکس شما و دوستتون رو دیدم احساس خوبی داشتم. احساسم فراتر از واژه س. سپاس.

فیل نازنازی

شما چرا دو پله یکی میری؟ عجله داری واسه بالا بردن سطح مدارا؟

تاکاشی

خیلی مطلب ِ آموزنده ای هست.اینجا هم من بیشتر با بچه های مالزیایی و اندونزیایی مسلمون دوست هستم و اونها هم هیچ کاری به این ندارن که دیگری چه پوششی داره و بر اون اساس قضاوت نمی کنن.همیشه به حالشون قبطه خوردم . . . [خنثی]