ز پس صبر ترا او به سر صدر نشاند

 

چند شب پیش، در شبی که شب آرزو‌ها می‌نامندش، اتفاقی افتاد که برای من شبیه معجزه بود. یک سری از بچه‌های "هم گروه" هم مطلعند. همه با هم آن شب خوشحال بودیم. به صورت «لایو» مطلع می‌شدیم و آن لاین مراحل خبر را به هم گزارش می‌کردیم. این روز‌ها که همه‌اش خبرهای بد به گوش می‌رسد این اتفاقی که به نظر من معجزه است و فکر می‌کردم حالاحالا‌ها رخ نخواهد داد دلم را گرم کرد. دیگران را نمی‌دانم ولی این آخرین اتفاق خوبی بود که احتمال می‌دادم بیفتد. روز‌ها روزهایی است که خیلی‌هامان سرمان را کرده‌ایم توی بالش و مشت می‌کوبیم به بالش بیچاره و داد می‌زنیم آخه خدایا چرا. آن شب اما با این اتفاق برای من پیامی آمد. تایید آیه‌های قرآن آمد. دیگران را نمی‌دانم، ولی برای من میان آن همه بدبختی نشانه خوبی بود برای اینکه بهم بگوید باید صبور باشی و دوام بیاوری. به خودم می‌گویم خودت شاهدی که صاحب آن همه سختی و این اتفاق خجسته چه صبوری کرد و چگونه یک ذره هم از ایمان و روی خوش و بزرگواریش کم نشد. پاداشش را هم گرفت. 

این دنیا دنیای رنج کشیدن است. یکی کمتر یکی بیشتر. لقد خلقنا الانسان فی کبد. جایی خوانده‌ام که آنجا هم که گفته ان مع العسر یسرا، این یسر آسانی در کار‌ها نیست. آسانی در تحمل سختی‌هاست. بنابراین از شبیخون بلا نباید ترسید و صبر طلبید و تحمل. به گمان من این اعتقاد که این دنیا چند روزی بیشتر نیست و زندگی اصلی جای دیگری است و خدا با صابران است، تحمل سختی‌ها را کمی آسان می‌کند. و «کمی» هم در این برهوت خودش باارزش است! 

عنوان این یادداشت غزل نابی از مولاناست.

/ 10 نظر / 67 بازدید
سمیه نیک خواه

سلام چندسالی هست که من با وجود این همه دعا هیچی بهم نمیرسه.خوش به حالت که شب آرزوهاچیزی برای تو داشت.

مهتا

نمیدونم چی بگم شادی جون.. ولی اینقدر تلخ و کثیف و سیاه هست که امیدواری اجتماعی واقعا کم هست [ناراحت]

سها

سلام شادی خانم ممنون بابت امیدی که دادی با این متن و حال و غزل خوب. پایدار و صابر باشی.

آيدين

در سوره‌ي كهف در ميان مردمي كه خضر را به خاطر بريدن سر طفل دنبال نكردند، مردمي هم بودند كه ايستادند، نه از سر ايمان به خضر بلكه از سر جهل....مردمي كه مؤمن بودند!...و موسائي كه اقرار كرد توان پيروي از خضر را ندارد ( موسايي كه پيامبر بود!)...قلب لطيف با قالب خود دروغ نمي‌گويد. خوشا به احوال قالبهايي كه از قلب لطيف برخوردارند.

تاکاشی

این خبرهایی که از ایران میاد اینقدر اعصاب خورد کن و نا امید کنندس که دیگه جایی واسه خبر های خوب نمی ذاه . . .

ماهگون

سلام. شايد خوندن اين متن بتونه يه همراهي باشه با شما: به علي؛ و علي، و غير علي... .... ميان فطرت و معبود، محبت گر شده مقصود، براي اونور خطه... عدالت نيست كار تو، تو تنها يك گماني، حق نيازت!، به حق راهي نداري در نيازت...فراموشت نشه هرگز، تو تنها اومدي دنيا، و تنهايي ميان خضر و موسا... اصل متن در وبلاگ.....

مهتا

سلام خانمی.. خوبی؟ خوش می گذره ؟ نیستیا

باد صبا

سلام امیدوارم سال تحصیلی که تموم شده شما یه کم سرتون خلوتتر شده باشه. منتظر نوشته های آنچنانی جالب هستند خواننده هاتون. راستی دیگه از وبلاگ نمی نویسید؟ موفق باشید و به امید فردایی بهتر [گل]