چند نکته ارتباطی پیرامون انتخابات فرانسه

انتخابات ریاست جمهوری فرانسه به پایان رسید و سارکوزی رییس جمهور شد و جهان یک قدم به بوشی و برلوسکونی‌یی شدن نزدیکتر شد. تفسیر سیاسی این انتخابات باشد به عهده سیاستمداران و سیاست‌شناسان. من از چند نکته‌ای که حین و بعد تبلیغات توجهم را جلب کرد می‌نویسم.

 

ـ برابری زمان صحبت نامزدها : طبق قانون شورای عالی صدا وسیمای فرانسه تمام شبکه‌های رادیو تلویزیونی موظف بودند زمان یکسانی را به ارائه خبر از دوازده نامزد اختصاص دهند. یعنی هیچ شبکه‌ای حق نداشت زمان بیشتری درباره فلان نامزد خبر یا برنامه پخش کند. تنها شبکه رادیویی که رعایت نکرد هم جریمه شد. خود شبکه‌ها هم مدام تکرار می‌کردند که ما قانون برابری زمان صحبت کردن نامزدها را رعایت می‌کنیم و هر ‌از ‌چندگاهی اعلام می‌کردند که زمان محاسبه شده توسط شورای عالی صدا و سیما برای شبکه ما درمورد فلان نامزد اینقدر بوده و در مورد آن‌یکی نامزد آنقدر.

 

 اهمیت دادن شورای عالی صدا و سیما به این موضوع و تاکید رسانه‌ها بر اعلام اینکه ما این برابری رارعایت می‌کنیم برای من جالب بود. رسانه‌ها متهمند به حمایت شدن توسط سیاستمداران و دستکاری افکار و ...   این قانون شگردی است برای اینکه به مردم بگویند ما بین هیچکدام از نامزدها فرق نمی‌گذاریم و بی‌طرف هستیم. که البته در جای خودش پسندیده است. اما باید دید که آیا در محتوا هم همین بی‌طرفی رعایت شده؟

 

- تکنیک سارکوزی مقابل خانم رقیب: ماهها قبل خبرنگاری از سارکوزی پرسیده بود اگر به دور دوم انتخابات بروید فکر می‌کنید رقیبتان که می‌شود؟ او هم با خنده گفته بود " می‌ترسم که یک زن باشد!" و همین حرف داد خیلی‌ها را درآورده بود که سارکوزی روایال را تحقیر کرده‌است. در خود حزب سوسیالیست، حزب سگولن روایال، لوران فابیوس که نامزد دیگر حزب بود زمانی ‌که صحبت از نامزدی سگولن شد، اعلام کرد " پس کی بچه‌ها را نگه دارد؟" که البته بعدا تکذیب کرد. اما این حرف در رسانه‌ها و بین مردم سروصدای زیادی کرد که جای تاسف دارد که یک سیاستمدار عالی‌رتبه فکر می‌کند زن باید بنشیند و بچه‌داری کند. جمله قصار دیگری هم از یکی دیگر از سوسیالیستها، ژان لوک ملانشون، در انتقاد از نامزد شدن روایال گفته : " انتخابات ریاست جمهوری کنکور زیبایی نیست".

 

 این حرفهایی که در افکار عمومی فرانسویها نشان بی‌احترامی به زن محسوب می‌شوند را سارکوزی از خیلی وقت پیش بر خود حرام کرد. خوب می‌دانست که هر نوع بی‌احترامی به روایال به ضررش تمام می‌شود و بنابراین سعی کرد همیشه تصویری که ازخودش در اذهان عمومی می‌سازد همراه با احترام به رقیبش که از قضا یک زن است باشد. به خاطر همین هم همیشه جلوی دوربینها و میکروفنها اعلام می‌کرد که من به خانم روایال احترام می‌گذارم. مسلما اگر رقیبش مرد بود هربار این جمله را تکرار نمی‌کرد. در بحث دو نفره‌شان هم که چند روز پیش از دور دوم انتخابات صورت گرفت هر چه سگولن رفتار تهاجم‌آمیز داشت و داد و قال کرد و وسط حرف سارکوزی پرید، او آرام گوش کرد و مقابله به مثل نکرد. مفسری می‌گفت که سارکوزی می‌دانست اگر او هم مثل روایال رفتار کند باخته است چون در دید مردم فرانسه تندی کردن مرد با زن به شدت مطرود است. 

 

-و اکنون ... قهرمان سازی :من که قبل از انتخاب شدنش ندیده بودم. اما از زمانی که سارکوزی انتخاب شده رسانه‌ها شروع کرده‌اند به شرح بیوگرافیش از یک دیدگاه خاص : از بچگی با محرومیتهای عاطفی و غیره مواجه بوده و با انتخاب شدنش انتقامش را از زندگی گرفت. پدرش در سن پنج سالگی نیکولا مادر و سه فرزندش را ترک می‌کند و زندگی سخت شروع می‌شود.  نیکولا که فرزند کوچک خانواده بوده خیلی هم محبوب مادرش نبود. برادرهایش همیشه بر او بزرگتری می‌کردند. جوانتر که بوده در حزب شیراک جای خیلی خوبی نداشته و بقول خودش "یک نفر علیه همه" بوده. زنش به او خیانت کرده و او هم به زنش خیانت کرده و زندگی خصوصیش دچار مشکلات زیادی بوده که از دید دوربینها مخفی نمانده. به عنوان وزیر کشور هم میانه خوبی با شیراک و شیراکیها نداشته. با این حال او یک تنه جنگیده و جنگیده تا به ریاست یک کشور رسیده.

 

اینها خلاصه‌ای از چیزهایی بود که برای ترسیم سیر صعود سارکوزی این ور و آن ور می‌بینیم و می‌شنویم. آدم یاد قهرمانهای ورزشی می‌افتد یا هنرمندان سینمایی که یک جایزه مهم گرفته‌اند و باعث افتخار کشورشان شده‌اند و حالا باید از آنها ستاره ساخت. بله مردم بدانید که رییس جمهورتان از هیچ شروع کرده. فرزند یک مهاجر مجارستانی است و بدخواهان زیادی هم دارد اما سفت و سخت ایستاد و حقش را گرفت. به قول نیلوفر که در مطلب قبلی نظر گذاشته بود آدم یاد برنامهٔ‌ نوول استار* می‌افتد. رسانه‌ها دارند به کجا می‌روند؟

 

*ترجمه‌اش می‌شود ستاره جدید. برنامه‌ایست که چند جوان با هزار بدبختی به آن راه می‌یابند که آواز بخوانند و بالاخره یک نفر با رای مردم به عنوان ستاره جدید آسمان آواز انتخاب شود. کمی که در اصلش فکر کنیم می‌بینیم فرق چندانی هم با انتخابات ریاست جمهوری ندارد!

 

/ 29 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
neyestani

سلام خانم ضابط,توصیف خوبی از شیوه ارتباطی در انتخابات فرانسه بود. با این حال با نکته پایانی یادداشت شما نمیتوانم موافق باشم.چرا که دیگر امروز سرکوزی یک شهروند عادی نیست,در این برهه نقش رسانه ها بازکاوی تمام ابعاد شخصیت سرکوزی باید باشد زیرا که در آینده همین کند و کاو , روشنگر رفتار سیاسی مردی خواهد بود که تصمیمهایش در زندگی تک تک افراد موثر خواهد بود, اینها قهرمان سازی نیست,در تاریخ سیاسی شصت سال اخیر فرانسه چند قهرمان را می توانی نام ببری؟؟ دو قهرمان نسبی این سالها یعنی دوگل و میتران , قهرمان ساخته شده رسانه ها نبودند,بلکه به سبب تصمیمهای سرنوشت ساز در تاریخ سیاسی ,چهره قهرمان به خود گرفتند.

وبلاگوار

آقای نیستانی، از نظر به چالش کشاننده تان ممنونم. با شما موافقم که وظیفه رسانه هاست که به بررسی ابعاد شخصیت سارکوزی بپردازند اما به نظر من این فرق می کند با اینکه تصویر یک قهرمان از او ارائه دهند. شما به دوگل و میتران اشاره کردید و خوب هم گفتید که این دو "قهرمان ساخته شده رسانه ها نبودند,بلکه به سبب تصمیمهای سرنوشت ساز در تاریخ سیاسی ,چهره قهرمان به خود گرفتند." اما سارکوزی به صرف انتخاب شدن توسط رسانه ها به قهرمان تبدیل شد در حالیکه هنوز هیچ کار خاصی برای مردم نکرده. بررسی زوایای شخصیتی ریییس جمهور جدید توسط یک رسانه جمعی خوب است اما نه به گونه طرفدارانه و بطوریکه به بیننده القا کند که یک فرد استثنایی رییس جمهورتان شده.

neyestani

سلام خانم ضابط,قهرمانها هیچگاه یک شبه ساخته نمی شوند.قهرمانها معمولا در بستر یک تحول سیاسی در تاریخ یک کشور شکل میگیرند.شاید رسانه ها قادر باشند تا چند صباحی , مرده ریگی را در عرصه سیاست قهرمان بسازند,اما قهرمانها اساسا ساخته رسانه ها نیستند. در واقع این قهرمان است که خود را بر رسانه ها تحمیل میکند نه برعکس. اگر اینگونه بود کنگستر دبلیو بوش که رسانه های جهان را در عصر سرمایه داری در چنگ دارد - به جای نشستن بر اریکه قهرمانی - گرفتار عذاب تنفر ملی و بین المللی شده است??

وبلاگوار

آقای نیستانی عزیز, بنده عرض نکردم سارکوزی (با چند برنامه تلویزیونی) به قهرمان ملی تبدیل شد. چیزی که من می گویم اینست که درست بعد از انتخاب شدنش هر چه نقطه مثبت و قوت سارکوزی بود یکباره بیرون ریخته شد. آن هم در شبکه ته اف ان که پر بیننده است. اگر این شبها بررسی عملکرد شیراک را به عنوان رییس جمهوری که در حال خداحافظی است ببینید به هیچ عنوان خبری از این به به و چه چه نیست. که البته می شود گفت درستش هم همین است. هر چند که همه حقیقت هم نیست. در ضمن با این حرف شما موافق نیستم که قهرمان خود را به رسانه تحمیل می کند. سیاست رسانه های یک کشور اگر قهرمانی را قهرمان نداند از صحنه رسانه ای حذفش می کند. مثلا اگر شما از مردم ما که فقط دسترسی به رسانه های ایران دارند بخواهید که چند قهرمان ملی را نام ببرند. فکر می کنید به چه کسانی اشاره می کنند؟

neyestani

سلام خانم ضابط,عموما عادت داشتم که وقتی گفتگویی را با کسی آغاز می کنم, از طرف مقابل بخواهم تا به منظور به مقصود رسیدن یک بحث,واژه ها و مفاهیم را با یکدیگر دوباره تعریف کنیم تا هر یک معنای مشترک از واژه ها داشته باشیم. با این همه این قاعده فراموش گردید.ما گاهی اوقات یادمان می رود که در عرصه تبیین یک پدیده اجتماعی ,نمی توان بی مهابا انشانویسی کرد( بنده نیز از این خطا مبرا نیستم),منظور شما از واژه قهرمان چه بوده است؟ چه تفاوتی هست میان واژه قهرمان و واژه شهرت؟ به نظر من منظور شما از قهرمان , شهرت بخشی به یک شخصیت باشد تا قهرمان سازی,در حقیقت ممنون خواهم شد که اگر یک قهرمان را در پنجاه سال گذشته نام ببرید که صرفا به مدد رسانه ها به قهرمان تبدیل شده باشند؟؟نکته مهم دیگر آنست که سخن گفتن درباب سرکوزی قبل از پیروزی و پس از آن میبایست متفاوت باشد. این کار برای تمام پیروزمندان عرصه های مختلف ورزشی, سیاسی و اجتماعی معمول است.

neyestani

سلام خانم ضابط,عموما عادت داشتم که وقتی گفتگویی را با کسی آغاز می کنم, از طرف مقابل بخواهم تا به منظور به مقصود رسیدن یک بحث,واژه ها و مفاهیم را با یکدیگر دوباره تعریف کنیم تا هر یک معنای مشترک از واژه ها داشته باشیم. با این همه این قاعده فراموش گردید.ما گاهی اوقات یادمان می رود که در عرصه تبیین یک پدیده اجتماعی ,نمی توان بی محابا انشانویسی کرد( بنده نیز از این خطا مبرا نیستم),منظور شما از واژه قهرمان چه بوده است؟ چه تفاوتی هست میان واژه قهرمان و واژه شهرت؟ به نظر من منظور شما از قهرمان , شهرت بخشی به یک شخصیت باشد تا قهرمان سازی,در حقیقت ممنون خواهم شد که اگر یک قهرمان را در پنجاه سال گذشته نام ببرید که صرفا به مدد رسانه ها به قهرمان تبدیل شده باشند؟؟نکته مهم دیگر آنست که سخن گفتن درباب سرکوزی قبل از پیروزی و پس از آن میبایست متفاوت باشد. این کار برای تمام پیروزمندان عرصه های مختلف ورزشی, سیاسی و اجتماعی معمول است.

بله آقای نیستانی، من "قهرمان " را در معنای استار استفاده کردم و مسلما این معنا متفاوت است با معنای اصلی واژه قهرمان. برای توضیح این مساله هم ارجاع می دهم به برنامه های تله رئالیته و از جمله همین استار اکادمی و نوول استار که در طی چند هفته از یک فرد معمولی یک استار (یا قهرمان در معنای خاص) می سازند. آخریش هم گریگوری لو مارشال که برنده استار آکادمی شده بود و جدیدا در اثر بیماری لاعلاجی فوت کرد. دیدید TF1 چطور در این مورد اطلاع رسانی کرد و برنامه ساخت؟ آخرش هم گری گوری که تا چند وقت پیش کسی او را نمی شناخت بخاطر خوب آواز خواندن علیرغم بیماری سختش شد "فرشته". واژه فرشته را حتما خیلی در باره او دیدید و شنیدید. من به این می گویم قهرمان سازی. و حرف من در این یادداشت اینست که روشی که برای معرفی (یا محبوب کردن) هنریشه ها و خواننده ها یا ورزشکاران به کار می رود (اشاره به زندگی خصوصی از کودکی تا به حال آن هم فقط مسائلی که چهره محبوبی از او ارائه دهد) نمی تواند درخور اطلاع رسانی راجع به رییس جمهور جدید باشد. در هر حال از باریک بینی تان ممنونم.