دور زدن ممدوح!

حدود یک سال پیشکتابی چاپ شده در دهه هشتاد میلادی را می خواندم که توضیح می داد مردم چطور فناوری نوین ارتباطی و اطلاعاتی  را «تصاحب» می کنند. یعنی چطور بی توجه به نیات و هدف سازندگان یا ارائه کنندگان این ابزارها یا خدمات، بر آنها مسلط می شوند و استفاده ای از آنها می کنند که خود می خواهند. در توضیح حرفهایش، خانم نویسنده که از گیس سفیدان علم ارتباطات در فرانسه است، از جمله مثال مردم ایران را زده بود که چطور حول و حوش انقلاب تلویزیونها را تحریم کرده بودند و به پروپاگاند رژیم وقعی نمی نهادند و در عوض رسانه ای دیگر برای خود دست و پا کرده بودند: نوار ضبط صوت. نوشته بود که مردم سخنان امام خمینی را که اجازه پخش شدن در تلویزیون نداشت از این طریق بهم می رساندند.

 بگذریم که من با خواندن مثال ایران در کتابی مرجع و نوشته شده توسط یک محقق مشهور فرانسوی چقدر شادمان گشتم که هوشیاری مردم کشورم مثال زندنی است. اما تحقیقاتی که راجع به تلویزیون انجام شده اند این دست مسائل را خوب توضیح داده اند که بینندگان الزاما زیر بار محتوای ارائه شده توسط تلویزیون نمی روند. و بحث مهمی که نظریه پردازان فرانسوی ارتباطات درباره استفاده فناوری «نوین» اطلاعات و ارتباطات مطرح کرده اند اینست که استفاده کنندگان این ابزارها هیچ گاه بطور کامل تن به استفاده های تحمیل شده توسط سازنده یا ارائه کننده کالا یا خدمات نمی دهند و و در چهارچوب امکانات در دسترس این اجبارها را دور می زنند. مثلا دولت فرانسه برای تسهیل پیدا کردن شغل از طریق جستجوی اینترنتی،مکانهایی را ایجاد کرده بود که شهروندان بتوانند در هفته چند ساعتی بطور مجانی به اینترنت دسترسی داشته باشند. مردم اما بیشترین استفاده ای که از این سرویس کردند چت کردن و بازیهای اینترنتی بود! تا جاییکه دولت تصمیم گرفت این مکانها را تعطیل کند.

از این مثالها که دولتها یا طراحان ابزارهای ارتباطی استفاده ای برای فناوری پیش بینی می کنند اما استفاده کنندگان سر نمی نهند و این برنامه ریزی ها را دور می زنند زیاد هست. اگر به اینترنت در کشور خودمان نگاه کنیم تعداد زیادی از این دور زدنها را می بینیم. مثلا دور زدن سیاست مسدود کردن سایتها و وبلاگها. ملت حرفشان را روی اینترنت می نویسد، سایت مسدود می شود. سدشکن! استفاده می کنند. آن هم مسدود می شود. اما عین اژدها یک سرش را بزنی ده سر دیگر در می اورد انگار. ما که -دلتان نخواهد- تا بحال به این ابزار ساخت استکبار نیازی پیدا نکرده ایم، اما از فرزی هموطنان - حتی آنها که به قانون کشورشان بسیار پایبندند!- همیشه در شگفتم.

راه دیگر دور زدن تغییر نشانی وبسایت است. آن هم مسدود شود سرویس جدیدی راه می افتد: نشانی ایمیلتان را بدهید اخبار برایتان پست می شود. در حال حاضر نمی دانم برای این چه اندیشیده اند. اما از همه جالبتر به خدمت گرفتن ایمیل برای اطلاع رسانی است. خبر می رسد ایمیلها کنترل می شوند. ملت با اسم مستعار ایمیل جدید می سازند و ادامه می دهند. و هزاران راه دیگر برای دور زدن آن سد بدون پترس. این استفاده کننده چموش ولله در دام نمی ماند. هر مانعی جلوی راهش بگذاریم آن را دور می زند. حتی اگر این ابزار ارتباطی امکان آن را نداشت یکی دیگر را به خدمت می گیرد. و این نشانه هوشیاری و خلاقیتش است.

این نظریه های بلاد کفر بعضی وقتها برای فهمیدن چیزها آی بدرد می خورند. البته می دانم که اصولا فهمیدن به هیچ دردی نمی خورد.

 

/ 18 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معماریان

یادم افتاد به این قسمت‌های مقاله‌ای که هفته پیش ترجمه کرده بودم: همان‌گونه که باکاردجیوآ می‌نویسد، به‌اصطلاح کاربر عادی تا حدی در روایت‌های پیرامون فناوری (شامل کامپیوترها و اینترنت) نادیده گرفته شده است. تصور می‌شود که این گروه به صورت منفعلانه، یک فناوریِ توسعه‌یافته را (کمابیش مشتاق یا بی‌میل) دریافت می‌کند، و سپس آن را در برنامه‌های هرروزۀ خود می‌گنجاند. به زبان رویکرد «ساخت اجتماعی فناوری»، فناوری در حالت «ثبات‌یافته» به کاربر عادی می‌رسد ([به این معنا که] پس از یک بازۀ توسعه و تصفیه که در آن بازیگرها ورودی‌هایی را ارائه می‌دادند اما کاربران عادی کنار گذاشته شده بودند، شکل، استفاده‌ها و حتی معانی آن تثبیت شده‌اند). همچنین فناوری حالت یک «جعبۀ سیاه» را برای کاربران عادی دارد: آنها تشویق نمی‌شوند که به داخل آن نگاهی بیندازند، و به دنبال یافتن نحوۀ کار آن باشند؛ به آنها گفته می‌شود که چگونه از آن استفاده کنند، و [آنها] نیز باید [همین را] کافی تلقی کنند... به قول باکاردجیوآ، تولیدکنندگان هرچقدر هم برای حک کردن استفاده‌ها و معانی خاص در محصولات خود تلاش کنند، «ابهامی حل‌نشد

معماریان

«ابهامی حل‌نشدنی پیرامون آنچه فناوری می‌تواند انجام دهد باقی می‌ماند» (که گاهی اوقات با عنوان «حیات دوگانۀ» فناوری به این مسئله اشاره می‌شود: استفاده‌هایی از فناوری که فراتر از استفاده‌های مقدر برای آن است). بنابراین کاربر صرفاً توسط ماشین پیکربندی نمی‌شود؛ [بلکه] نوعی پیکربندی و بازپیکربندی متقابل [میان ماشین و کاربر] وجود دارد. همین. موفق باشید.

سیدتقی

اسباب کشی انتظارها به سر رسید و اسباب کشی کردیم و مجددا رفتیم بلاگفا، خب هرچی باشه محیط بلاگفا برامون آشناتر بود! اینم آدرس جدیدم: www.myvoa.blogfa.com پرش بلند (سید تقی)

فرهاد

واکنشگر همیشه از کنشگر عقب تر است و این روایت حکومت ماست

میترانگاشت

شادی عزیز از همدردی‌ات ممنون اما برایم جالب است که به جز دکتر احمدنیا ی عزیزمان که در پست http://mitranegasht.blogspot.com/2009/10/211.html برایم کامنت گذاشت کسی متوجه نشده مشکل اصلی من چیست حتی همجنسانم و بلافاصله قضاوت می‌شوم که مشکل «روحی» دارم.

مسعودابوالقاسمی

سلام... آدما خلق شدن که دورخودشون بچرخن!! ولی خوب این یکی دورزدن وچرخشی که تومیگی زیادهم بد نیست. مسعود///sedasat2

مهتا

ممنون. شیرینی که قابلی نداره ولی سعادت نیست که شیرینی بدم. ایشالله شما هم موفق باشین

از زندگی

به به ! چه جمع دوستان مشترکمان در اینجا جمع است. آمدیم برای عرض ارادت و سلام خدمت شادی خانم بزرگوار

مرتضی

استاد جان تازه کجای کار رو دیدید.قراره شادی جان ما رو دعوت کنه همراه با بلیط هواپیما[نیشخند][نیشخند] شادی جان مشکوک می زنیا.فکر کنم یه بلاگ دیگه می نویسی نه؟؟!! می بینی چطوری جو خبرنگاری می دم!![نیشخند][چشمک]

علی مرادی

خانم دکتر سلام. امروز در بلاگی http://www.afrooz_it1386.persianblog.ir مطلبی را پیرامون کامنتها در فضای وبلاگستان فارسی خوندم.نویسنده مطلب هم از این نوع کامنتهای اسپم و اضافی که بیشتر جنبه اگهی دارند و حتی نوع کامنت گذاشتن مخاطبان به نوعی شکایت داشت. در هنگام خواندن مطلب ذهنم به سمت شما آمد که تحقیقاتتان پیرامون وبلاگستان بوده گفتم شاید بتوانید در یک پست پیرامون این مطلب که شاید در بعضی وبلاگها به یک معضل هم تبدیل شده مطلبی بنویسید و ما هم بهره ای ببریم. ارادت